زمان سپری می‌شود و در پی پیروزی انقلاب و در سال 1359 اولین دورۀ مجلس شورای اسلامی تشکیل می‌شود که عطاءالله مهاجرانی 25 ساله به عنوان نمایندۀ شیراز به مجلس راه می‌یابد و شیخ صادق خلخالی هم از قم نماینده می‌شود. در مجلس که همدیگر را می‌بینند آن خاطره را تازه می‌کنند و خلخالی می گوید: گفته بودم آزمون را اعدام می‌کنم!

با این همه به نظر می‌رسد کتاب دست کم در چاپ نخست کمی با عجله نهایی شده چندان که در روایت های 20 گانه از تصاویر گویندگان خبری نیست و با این همه اسم، جای فهرست اَعلام یا نام‌های خاص آن خالی است و اگر قرار بر چاپ های بعدی باشد با این نکات استانداردتر خواهد شد. اگر روایت «هیچ» دکتر احسان شریعتی در ملاقات با امام خمینی در نوفل لوشاتو هم در بخش «هیچ» اضافه شود قطعا در رفع ابهام کمک می‌کند و نشان می دهد چه نگاهی به «هیچ» داشته است.

جدای اینها کتابی خوش‌خوان است؛ از آن دست کتاب‌ها که دست بگیری زمین نتوانی گذاشت و چون در فصول مختلف عرضه شده بدون ترتیبات هم خواندنی است.
می‌توان گفت این یک کتاب بی‌تردید بیش از میلیاردها تومان بودجه که به سازمان‌ها و نهادهای مختلف اختصاص یافته اثر گذار است و یکی از بهترین منابع برای معرفی ریشه‌های آغاز جنگ می تواند باشد.

نویسنده را اگرچه بیشتر به عنوان وزیر ارشاد دولت اصلاحات و در تقابل با آرای کسانی چون مرحوم مصباح یزدی و شهره به تساهل و تسامح می‌شناسند اما اطلاعات مذهبی فراوانی دارد و برادر خود او هم از شهیدان جنگ است منتها به اشاراتی بسنده کرده و یک کتاب تحقیقی و تاریخی را تبلیغاتی و ایدیولوژیک نکرده و ریشه های آغاز جنگ را کاویده است و دربارۀ ادامه و مقاطع مختلف جنگ نظر و سندی ارایه نداده و به صورت مشخص در پی رفع اتهام «شروع جنگ به خاطر کینۀ امام خمینی از صدام حسین» بوده است.

از این کتاب بسیار می‌توان نقل کرد اما اینجا غرض معرفی است. مطالعۀ کتاب را به همگان توصیه می‌کنم. برای عموم سرگرم کننده و حاوی اطلاعات تازه و برای دانشجویان و پژوهشگران در رشته‌های تاریخ، علوم سیاسی، جامعه شناسی و روزنامه‌نگاری مفیدتر است و برای هر که با جنگ سر و کار داشته لازم.

اگر در دوران جدید این کتاب چندان که باید و شاید در کانون توجه و ارجاع و استناد قرار نگیرد این انگاره هم پر رنگ می‌شود که اگر براندازان در خارج از ایران نسبتی با رفع اتهام از رهبر فقید انقلاب ندارند کسانی نیز به رغم داعیه داری نظام مایل نیستند ریشه های انقلاب و جنگ مطرح شود و استفاده های تبلیغاتی و هیجانی از جنگ را بیشتر مد نطر دارند تا تحلیل تاریخی و گفتمانی.

نقل خاطره‌ای از دیدار نویسنده کتاب با رهبر وقت چین هم جالب است:

«درسفر همراه آقایان خاتمی و خرازی به چین با جیانگ زمین رییس جمهوری وقت چین ملاقات کردیم. آقای خاتمی از فلسفه و فلسطین و افغانستان گفت و جیانگ زمین در پاسخ اظهار داشت:

"هم با فلسطینی ها رابطۀ خوبی داریم هم با اسراییلی ها. راه مورد قبول ما مذاکرۀ دو طرف است. دربارۀ افغانستان هم بله، همسایۀ ماست اما چون وقتی برای افغانستان ندارم پروندۀ افغانستان را به معاونم سپرده ام. از صحبت‌های شما دربارۀ فیلسوفان چینی هم سپاس گزارم اما چون فیزیک‌دانم با عدد و رقم سر و کار دارم". تجربۀ غریبی بود. ما در آسمان ها سیر می‌کردیم و رییس جمهور چین هر دو پای خود را محکم روی زمین می فشرد.»


سخنان رییس جمهوری چین سال ها پس از جنگ مهاجرانی را در این گزاره مصمم تر می‌کند که «جنگ ایران و عراق برای چین بازار گرم عرضۀ کالاهای نظامی و تحول صنایع نظامی چین و کسب میلیاردها دلار بود » و فهرستی از انواع تجهیزات پیش رفته ارایه می دهد.

از بخش‌های تکان دهندۀ کتاب جایی است که دربارۀ تشویق صدام به حمله به ایران از جانب آمریکایی ها به ملاقاتی در مادرید بین فاضل براک چهرۀ پشت پردۀ حکومت عراق با الکساندر هیگ از امریکا اشاره شده که در آن رابرت گیتس هم حضور داشته است.

در میان روایت های مختلف کتاب روایت ابوالحسن بنی‌صدر اولین رییس جمهوری ایران و فرمانده کل قوا در آغاز جنگ هم قابل توجه است که به رغم مخالفت های بعدی با جمهوری اسلامی و نقد ادامۀ جنگ در مصاحبه با «سلام مسافر» روزنامه نگار عراقی بخش عربی تلویزیون آر تی روسیه هر دو فرض او دربارۀ شروع جنگ ( کینۀ آیت‌الله خمینی و تعصب قومی و قبیله‌ای صدام) را منتفی می‌داند و بر چراغ سبز آمریکا به عراق تأکید دارد.

کتاب، پر است از نام‌های مشهور از «صدام حسین مجید» و طارق عزیز تا روزنامه‌نگاران عرب و چهره‌هایی که تازه می شناسیم‌شان و مجموعۀ روایت های انان نگاه ما به قدرت و سیاست و جنگ را کامل یا مستند می‌کند یا تغییر می‌دهد خصوصا دربارۀ آغاز آن.

چون به نثر سرراست و شسته و رُفته و بی ادا و تکلف کتاب اشاره شد نمی‌توان به نام ویراستار اشاره نکرد؛ همسر نویسنده: جمیلۀ کدیور.

کتاب به سید محمود دعایی پیش‌کش شده با عبارت «برای سید محمود دعایی یار وفادار امام خمینی» اما ناشر آن انتشارات اطلاعات نیست. شاید تا تصور نشود آقای دعایی به قصد رفع اتهام از خود انتشار کتاب را به مؤسسۀ عمومی تحت مدیریت خویش سپرده یا چون نویسنده می‌خواسته به مرحوم دعایی تقدیم کند نشر کتاب در انتشارات بخش خصوصی (امید ایرانیان) پذیرفتنی‌تر بوده است و البته سید محمود دعایی اندکی بعد از انتشار کتاب درگذشت.

این نکته را هم باید در نظر داشت که کتاب درصدد رد گزاره مسوولیت شروع جنگ است و به ادامه آن چه بعد از فتح خرمشهر و چه در پی قطعنامه 598 در سال 1366 نپرداخته و منتقدان ادامه نباید مسوولیت شروع را هم از صدام ساقط کنند چرا که به گواه خاطرات اسدالله علم شخص شاه هم نگران مرزهای غربی بوده و به عراق اطمینان نداشته است. (صفحات 126 و 216 و 289 و 357 خاطرات علم).