رییس استاندارد شد چون استاندار بوده!

عصرایران؛ مصطفی داننده- غلامرضا شریعتی استاندار  حالا سابق خوزستان  به عنوان «رئیس سازمان ملی استاندارد ایران» منصوب شد. خیلی از مردم خوزستان از شنیدن این خبر خوشحال شدند، چون آنچه از عملکرد شریعتی دیده بودند، چنگی به دل نمی‌زد و دعا می‌کردند که او دیگر نباشد.

از سوی دیگر بخشی از جامعه شاخ درآوردند که چگونه امکان دارد یک مدیر ناموفق بر اساس آماری که خود وزارت کشور منتشر کرده است، به پست مهمی مثل ریاست سازمان استاندارد برسد.

در سال 98 فهرستی از سوی وزارت کشور منتشر شد که در آن استانداری‌ها بر اساس عملکرد رتبه بندی شدند و استانداری خوزستان در پله آخر ایستاد.

رییس استاندارد شد چون استاندار بوده!

استانداری خوزستان در 8 محور؛ ارتقاء امنیت پایدار داخلی، توسعه مشارکت و نشاط سیاسی، هماهنگی امور اجتماعی و فرهنگی، محور توسعه شهری و روستایی، مدیریت بحران، هماهنگی امور اقتصادی و زنان و خانواده مورد ارزیابی و نسبت به سایر استان‌ها در متزلزل‌ترین جایگاه ممکن قرار گرفت.

در بحران‌هایی مثل سیل هم دیدیم که مدیریت جناب شریعتی چندان موفقیت آمیز نبود و مردم از استاندار و تیم او گلایه داشتند، گلایه‌هایی که در بسیاری از موارد به حق بود.

با توجه به این شرایط، حالا باید دولت به این سوال جواب بدهد، چرا به چنین مدیری با این سابقه، پست مدیریتی جدید داده است؟ مگر نه اینکه بر اساس کارنامه افراد به آنها مسئولیت داده می‌شود پس چرا در ایران هرکه مدیر ناموفق‌تری بوده باشد، پست بهتری می‌گیرد؟

کاش دوستان خبرنگاری که به نشست خبری سخنگوی دولت می‌روند، این سوال را از جناب ربیعی بپرسند و دلیل این انتصاب را جویا شوند.

شاید جواب این سوال‌ها این یک جمله باشد که دولت فکر کرده که شریعتی چون استاندار بوده، می‌تواند رییس استاندارد هم باشد.

چرا باید مدیران کشور از این سازمان به آن سازمان بروند؟ از این استانداری به آن استانداری بروند؟ بدون اینکه تخصصی داشته باشند یا با مناطق مختلف ایران آشنایی داشته باشند. به طور مثال چرا فردی از جنوب کشور باید استاندار استانی در شمال کشور باشد؟ مگر نه اینکه یک مدیر استانی باید به حوزه کاری خود تسلط کافی داشته باشد؟

در کشورهای عادی، اگر مدیری ناموفق بود دیگر به او کار نمی‌دهند در ایران اما برعکس است. مثلا در فوتبال یک مربی چندین تیم را به دسته پایین‌تر برده است اما باز وقتی فصل شروع می‌شود به او تیم می‌دهند. این رفتار یعنی هزار رابطه پشت یک انتصاب هست.

ای کاش کسی پیدا می‌شد و راز این انتصاب‌ها را با مردم در میان می‌گذاشت. گاهی برخی تصمیم‌ها جدا از اینکه مشکلات بزرگی برای کشور به بار می‌آورند، خیانت به کلمات هم هستند. قطعا سال‌هاست شایسته سالاری د ایران، معنای اصلی خود را از دست داده است و مردم به این باور رسیده‌اند که پارتی و آشنا داشتن، تنها راه رسیدن به موفقیت در سیستم اداری کشور است.

 

کسب کار اینترنتی (1 )

nv  شرایط تحقق یک ایده :

 - اهداف گذاری باید هوشمند باشد 

 - اهداف باید قابل اندازه گیری شود 

 - اهداف نباید کیفی باشد چون مقیاس پذیر نیست مثال ماشین عالی : ممکن است پراید باشد ممکن است لوزلوز باشد 

- اهداف را باید نوشت و مرور کرد

 - هدف با رویا و ارزو متفاوت است 

    خلاقیت 

  خلاقیت و ایده پردازی کنار هم هستند 

  تعریف خلاقیت : تلاش برای ایجاد یک تغیر هدفدار باشد .

بکارگیری توانایی ذهنی برای ایجاد یک محصول ، حدمات و یک کسب و کار جدید .

 _ گام اول برای اجرای ایده سرمایه است ، 

 - داشتن منابع مالی یکی از مهمترین ضرورت اجرای ایده است 

 ------------------------------------

                                                         عناصر اجرای یک ایده 

  1- داشتن تیم خوب ( داشتن یک تیم اجرایی مناسب ) 

 2- دانش لازم 

 3- اسپانسر ( سرمایه گذار ، حامی مالی ) 

  ----------------------------

 - زیر ساخت بازاریابی تبلیغات است 

 - در کنار رفتار شناسی ، باید بازاریابی بدانیم 

 س : برای یک بازاریابی خوب باید چیکار کنیم ؟

 ج : مذاکره 

 --------------------------

  اصول و قوانین مذاکره :

 چانه زنی نکیم 

 در مذاکره انتفاع می کنیم ( ارزش است )

 هر دو طرف در مذاکره برنده می شوند 

 -------------------------

 بازیابی را موسسات هم انجام می دهند ( بانکها و بیمه ها و امور خیریه و .... )

  س :  انتهای بازیابی چیست ؟

 ج : فروش ، درامد ایجاد یک خدمت 

 - نیاز جامعه را باید شناخت 

 بازار و حجم بازار باید شناخت 

 س : شناخت بازار یعنی چه ؟

 ج : بدانیم چند درصد مردم این محصول را نیاز دارند 

 رقبا را باید شناخت 

 جامعه هدف را باید شناخت 

 --------------------------------

                                           ترند و نریس 

 ترند بازار : روند بازار 

 تریس : دنبال کردن بازار 

  sku : کدام محصل 

            کدام منطقه 

             گدام دسته افراد         مشتری دارد 

  شلوار جین در تهران رنک ابی اش بیشتر فروش دارد

    شلوار جین در آذربایجان رنگ مشکی اش بیشتر فروش دارد 

این محصول سلیقه و نیاز ان دسته از جامعه انطباق دارد تریس کردن بازار است 

 مقایسه کردن بازار را ترند می گویند 

 به کدام سو بازار حرگت می کند ( تمایل بازار )

 ترند  < مشخص کردن جهت بازار با محصول ماست >

 -------------------

 مبانی قیمت گذاری چیست ؟ 

- با احساس مون خرید می کنیم با منطق توجیه می کنیم 

 من موبایل اپل را دوست دارم 

 ----------------------------

- از فروشندگان مترو یاد بگیریم 

 با صبر توضیح میدهد 

 با احترام مطلق 

 اجازه امتحان کردن محصول هم بهتون میدند 

----------------------------

 لیدر بازار جهت بازار را مشخص می کند 

 ---------------------------

 س : لیدر بازار کیست ؟

  شرکت های بزرگی هستند تصمیات انها به فروشندگان کوچک تاثیر می گذارد 

   مثل شرکت ایران خودرو که قیمت محصولش را بالا ببرد بقیه خودرو ها بالا میرود 

 -----------------------

 عوامل درونی بازار : عواملی هستند که تصمیمات ما در ان نقش دارد

 جا کم داریم 

 کارمند بد داریم 

 -------------------

 عوامل بیرونی بازار : عواملی هستند که ما مستقیما در ان نقشی نداریم و خارج از اراده ما می باشد 

 قیمت ارز 

 سیاست گذاری 

 تورم 

 گرفتن مجوز 

تحریم ها

--------------------------

 تا روی کاغذ پیروز نشدی ، میدان جنگ نرو 

مرگ بر روحانی؛ آتشی که مدافعان دو‌آتشه به جان نظام می‌اندازند!

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- گروهی از موتورسواران در مراسم 22 بهمن امسال در شهر اصفهان و در پاسخ به شعار تریبون رسمی – مرگ بر آمریکا - به جای آن «مرگ بر روحانی» گفتند.

 مرگ بر روحانی؛ آتشی که مدافعان دو‌آتشه به جان نظام می‌اندازند!

 صِرف این که گروهی که قاعدتا مدعیان سینه‌چاک دفاع از «جمهوری اسلامی ایران» هستند برای رییس همین جمهوری اسلامی ایران که به تعبیر قانون اساسی در اصل 113 «عالی‌ترین مقام رسمی کشور پس از مقام رهبری» است طلب مرگ و نابودی کنند به خودی خود موضوعی قابل تأمل است و البته این که اطمینان دارند هیچ گزند و تعقیبی هم در کار نخواهد بود.

  جدای این موضوع و به این بهانه می‌توان نکات دیگری را یادآور شد:

1. عملکرد آقای روحانی در بسیاری از زمینه‌ها قابل دفاع نیست و به همین خاطر اصلاح‌طلبان قصد ندارند در سال 1400 ائتلاف کنند و می‌خواهند با نامزد اختصاصی ولو به بهای رد‌صلاحیت وارد شوند اما اتفاقا همۀ انتقادات به روحانی به خاطر مسایل اقتصادی و معیشتی نیست که بازگشت تحریم‌ها هم در آن تأثیر فراوان داشته بلکه به سبب وادادن‌ها و کوتاه آمدن‌ها در مقابل همین مرگ خواهان هم بوده است و حالا او لابد احساس می‌کند هم چوب را خورده هم پیاز را!

  2. همین چندی پیش بود که رییس جمهوری گفت «اشکالی ندارد به من بد و بیراه بگویید ولی انگار تنها فحش به دولت و شخص رییس جمهوری آزاد است و در بقیۀ موارد برخورد می‌شود». یک لحظه تصور کنید کسانی دیگر به غیر رییس جمهوری توهین می‌کردند. آیا تحمل می‌شدند؟

  3. موتورسواران به سرعت می‌توانند جا به جا شوند و در شهر بگردند. هر چند ممکن است محلات مختلف را زیر پا بگذارند اما جمعیت مشخص و واحدی هستند و نباید تصور کرد بیش از شمار واقعی‌اند. تنها انتخابات دموکراتیک می‌تواند وزن و پایگاه اجتماعی هر جریانی را مشخص کند وگرنه با هزار موتور سوار می شود در کل شهر مانور داد.

  4. 15 سال پیش و در همین اصفهان و در تجمعی بسیار بزرگ‌تر و پرشورتر از محمود احمدی‌نژاد نامزد آن دوره با شعار «فقر و فساد و تبعیض، احمدی‌نژاد به‌پا خیز» استقبال شد. همان مراسمی که گویا کفش‌های او هم دقایقی پیدا نمی‌شد. ممکن است در میان این موتورسواران افرادی با سن بالای 30 آن مراسم و شعار را به یاد‌آورند. آقای احمدی‌نژاد دو ماه بعد از آن بر کرسی ریاست جمهوری نشست. آیا فقر و فساد و تبعیض رخت بربست که چشم به احمدی‌نژاد دیگری در 1400 دارند؟

 ادامه مطلب را مطالعه کنید 

ادامه نوشته

مهندس بازرگان ، یک انقلاب ، یک دهه ،چند چهره

 

برترین ها - ایمان عبدلی:  به مناسبت دهه‌ی مبارک فجر چند چهره‌ی تاثیر گذار انقلاب ۱۳۵۷ را زیر ذربین برده ایم:

مهندس بازرگان یک انقلاب ،یک دهه ،چند چهره...


در اولین بخش نخست وزیر دولت موقت (مهندس مهدی بازرگان)

بیوگرافی: مهدی بازرگان در سال ۱۲۸۶ در تهران از خانواده‌ای  تاجر و مذهبی با اصالتی تبریزی متولد شد، بازرگان از اولین گروه‌های محصل بورس شده به خارج از کشور بود که در دوره‌ی رضا شاه به فرانسه اعزام شد و پس از ۷ سال بازگشت در سال ۱۳۳۰ او به سمت ریاست هیات مدیره و مدیریت عامل شرکت ملی نفت ایران انتخاب شد، اداره‌ی موفق شرکت نفت ایران با استفاده از متخصصین  ایرانی  و دو دوره ریاست پی در پی در دانشکده فنی دانشگاه تهران و همچنین مسئولیت احداث شبکه‌ی لوله کشی آب تهران از دیگر مسئولیت‌های چشمگیر ایشان در این سال‌ها بود، بازرگان نخستین نخست وزیر جمهوری اسلامی است که پس از یک دوره نمایندگی مجلس و رد صلاحیت در دوره‌های بعدی عملا خانه نشین شد و در سال ۱۳۷۳ برای معالجه‌ی به زوریخ رفت و درهمان جا فوت کرد، البته پیکر ایشان مطابق وصیت نامه اش در جوار پدر و مادر و در آرامگاه حضرت معصومه دفن شده است.

کاراکتر: بازرگان به نوعی از اولین افرادی بود که در صدد آشتی اسلام و مدرنیته بود، او نماد افرادی بود که در عین اعتقادات دینی قوی، چشم به فن آوری غربی و سبک مملکت داری غربی داشتند، او و اسلاف او درصدد همنشینی دو عنصری بودند که ظاهرا تا پیش از آن همنشینی اش غیر ممکن بود، از بازرگان آثار زیادی راجع به دین بر جامانده فعالیت‌های موثر او در دورانی که حزب توده به شکلی ظریف در پی ایجاد تفکرات مارکسیستی بود، قابل چشم پوشی نیست. همچنین خاصیت تکنو کرات بودنش و توجه او به قانون و دوری از احساسات گرایی از او شخصیت ویژه‌ای ساخته بود، بازرگان در ادبیات امروز سیاسی به نوعی یک مصلح بود. آن هنگام که مجاهدین خلق از دل نهضت آزادی که همین بازرگان و آیت الله طالقانی و یدالله سحابی موسسین آن بودند بیرون آمدند، بازرگان به هیچ وجه با مشی مسلحانه ان‌ها سرسازگاری نداشت، بازرگان مرد گام به گام به مرور و اصلاح بود.

 

مهندس بازرگان یک انقلاب ،یک دهه ،چند چهره...


قبل از انقلاب: مهندس بازرگان در نظام شاهنشاهی به دادگاه کشیده شد، از مسولیت هایش حتی تدریس در دانشگاه برکنار شد، تبعید شد حبس کشید، اما مشی اصلاح طلبانه اش را کنار نگذاشت. او دو بار به زندان افتاد: یک بار پس از کودتای ۲۸ مرداد و بار دیگر در سال ۱۳۴۲ به خاطر اعتراض به انقلاب سفید، در دادگاه نظامی جمله‌ای از او به یادگار مانده است ((این آخرین گروه است که به صورت قانونی و در چهارچوب قانون اساسی حاضر به فعالیت سیاسی است و از این پس شما باید منتظر گروه‌هایی باشید که رودر روی رژیم قرار می‌گیرند))او و همراهانش با تاسیس نهضت آزادی حزبی را تشکیل دادند که در عین ملی گرایی قائل به دین بود و در عین حال محفلی برای ساماندهی افراد جبهه‌ی ملی بود، عمده‌ی افراد تشکیل دهنده‌ی نهضت آزادی افرادی بودند که سابقه‌ی تحصیل در غرب داشتندوبیشتر از آنکه انقلابی عمل کنند به دنبال انتقال آرام قدرت بودند.

در انقلاب: با پیروزی انقلاب اسلامی نیاز به افراد مجربی که در عین اعتقاد به انقلاب اسلامی سابقه ی اجرایی نیز داشته باشند بسیار احساس میشد ،آیت الله خمینی به عنوان رهبری انقلاب برای انتقال قدرت از رژیم سابق نیاز به افرادی چون مهندس بازرگان داشت به پیشنهاد آیت الله مطهری از اعضای شورای انقلاب، بازرگان به عنوان نخست وزیر تعیین شد ،عمده ی وظایف مهندس بازرگان معطوف به انتقال قدرت و تصرف سازمان ها و همچنین ساماندهی اولیه برای یک همه پرسی آرام بود، در کنار اینها حفظ امنیت و حراست از دستاوردهای انقلاب وظیفه ی دشوار دیگری بود که بر دوش بازرگان و یارانش افتاده بود.

 

مهندس بازرگان یک انقلاب ،یک دهه ،چند چهره...


نخست وزیر فقط ۹ ماه (۲۷۵ روز) بر سرکار بود: سه بار استعفای او که نهایتا همزمان با تسخیر سفارت آمریکا مورد موافقت قرار گرفت به کار او پایان داد، کابینه‌ی او هم که ترکیبی از نهضتی‌ها و سوسیالیست‌ها بود از چپ‌ها خالی و برای موتلفه ای‌ها جای چندانی نداشت، در دوران نخست وزیری، بازرگان با فشار شدیدی مواجه بود جو انقلابی و احساسی حاکم بر جامعه از او توقع اقداماتی را داشت که به زعم او تخریبی بود او در آن روز‌ها در گلایه از فشار‌هایی که عمدتا توسط گروه‌های چپ (مجاهدین خلق، فداییان و توده‌ای ها) اعمال میشد گفته بود: ((ماموریتی که انقلاب اسلامی برای خود قائل شد نه تنها در ۲۵۰۰ سال تاریخ ایران بلکه در جهان بی سابقه بود، انقلاب به این وسعت و عظمت و سرعت که چنین ابعادی پیدا کند، شاید نباشد شاید کفر باشد و بعدا من را ارشاد بکنند، حتی برنامه‌ی انقلابی که انبیا خودشان معین کرده بودند با چنین وسعت و عظمت و سرعت نبود)).

به عنوان مثال یکی از توقعات عجیب و غریب توده حل معضلات مسکن در طی سه ماه بود!!

پس از انقلاب: با ظهور احزابی مثل  جمهوری اسلامی و با توجه به فضای ضد امپریالیستی و ضد لییبرالیستی که بر علیه نهضت آزادی ایجاد شده بودو با توجه به اقدامات بازرگان نظیر مذاکره با امریکا برای پیگیری حقوق معطل مانده از رژیم سابق فضا و عرصه برای فعالیت سیاسی بازرگان و همرزمانش به شدت تنگ شده بود ،اقداماتی نظیر تعامل با ارتشی های رژیم سابق و قائل نبودن به تصفیه ی بنیادین با نظامیان، پاشنه ی آشیل بازرگان شد،بازرگان پس از یک دوره نمایندگی مجلس و عضویت در اقلیت مجلس دیگر مجالی برای فعالیت سیاسی پیدا نکرد.

وعدۀ آب و برق مجانی؛ امام خمینی گفت یا نگفت؟

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- رییس جمهوری روز یکشنبه 12 بهمن 1399 و در چهل و دومین سالروز بازگشت امام خمینی به میهن گفت‌:

«امام گفت ما کاری می‌کنیم که آب و برق برای مردم مجانی شود و این دولت افتخار می‌کند که این کار را انجام داده و ما توانستیم برای افرادی که مصرف کمی دارند، برق و آب و گاز مجانی است. بنابراین همه پیش‌بینی‌های امام در تاریخ تثبیت شد و درست از آب در آمد. شعار زشتی که خناسان در دست گرفته بودند، پایان یافت و معلوم شد که دولت جمهوری اسلامی ایران،‌ دولت حامی مستضعفان است.»

به همین خاطر برخی از حسن روحانی انتقاد کرده‌اند که چرا بحثی را که هر سال شبکه‌های ماهواره ای راه می‌اندازند تازه کرده و جملۀ عباس امیر انتظام سخنگوی دولت مهندس بازرگان را به رهبر فقید انقلاب نسبت داده است؟

سال هاست که بر سر این که آیا امام ، وعدۀ آب و برق رایگان داد یا نه، بحث می‌شود.

به همین خاطر درست سه سال قبل و پس از آن که رسول صدر عاملی کارگردان کنونی و خبرنگار روزنامۀ اطلاعات در نوفل لو‌شاتو در یک برنامۀ تلویزیونی تأکید کرد امام هرگز چنین سخنی نگفته است، در مقاله‌ای یادآور شدم: اصل وعدۀ آب و برق رایگان درست است اما اولا نه برای همه که برای کم درآمدها. ثانیا نه پیش از پیروزی انقلاب که یک ماه بعد و در قم و ثالثا نه ابتدا به ساکن که پس از مصاحبۀ سخنگوی دولت موقت.

چون دوباره این بحث درگرفته ابتدا بخش هایی از آن مطلب را مجددا می‌آورم و در پایان نکات تازه ای را می‌افزایم:

1. امام خمینی هرگز نه در نجف و نه در پاریس وعده آب و برق مجانی نداد. 

2. از ابتدا تا انتهای سخنرانی بهشت زهرا در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ یک کلمه هم درباره آب و برق مجانی نیست و این تصور که این بخش سانسور می‌شود نادرست است. اتفاقا اگر بنا بر سانسور باشد باید بیشتر به این بخش حساسیت نشان دهند که «پدران ما چه حقی داشتند که سرنوشت ما را تعیین کنند. سرنوشت هر ملتی به دست خودش است.»

وعدۀ آب و برق مجانی؛ امام خمینی گفت یا نگفت؟ 

3. این که امام «هیچ گاه» از «آب و برق مجانی» نگفته هم درست نیست چون سه بار به این موضوع اشاره کرده‌اند منتها باز تأکید می کنم نه در نوفل لوشاتو و نه در تهران و روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ بلکه در قم.

اول بار:

  ادامه مطلب را مطالعه کنید :

ادامه نوشته

درباره اخراج مجری "زاویه

عصر ایران؛ جعفر محمدی - کش و قوس های برنامه "زاویه" همچنان ادامه دارد. بعد از این که مهمان این برنامه گفت و گو محور، توهینی آشکار به رئیس جمهور کرد و رئیس سازمان صدا و سیما مجبور به عذرخواهی شد، سردبیر و مجری این برنامه، از اخراج خود خبر داد، خبری که از سوی مدیر شبکه 4 تکذیب شد اما در برنامه جدید "زاویه"، مجری جدیدی روی آنتن رفت!

زاویه
در این که اظهارات مهمان برنامه به معنای واقعی کلمه سخیف، بی ادبانه و موهن بود، تردیدی نیست اما سخن این است که آیا تاوان اظهارات یک فرد را باید فردی دیگر دهد؟ اگر قرار باشد تن و بدن مجری و سردبیر بلرزد که مهمان (آن هم در برنامه زنده) چه خواهد گفت که دیگر نمی شود برنامه گفت و گو محور ساخت، دیگر نمی توان از افرادی که حرفی برای گفتن دارند دعوت کرد و اساساً دیگر نمی توان به سمت چالش و تضارب آرا رفت.

من به شخصه با بسیاری از مواضع سیاسی آقای حبیب رحیم پور ازغدی (سردبیر و مجری محترم زاویه) همسو نیستم ولی این دلیل نمی شود که نسبت به اخراج او، که در سیما "گفت و گو" می ساخت، بی تفاوت باشم. فارغ از این که "زوایه" با کدام رویکرد سیاسی گفت و گوها را روی آنتن می برد، همین که در عصر مونولوگ زده ما به احیای گفت و گو همت می گمارد بسیار ارزشمند است.

 در ایران امروز، ما به گفت و گو ، همانند نان شب محتاجیم. بسیاری از سوء تفاهم ها، کج فهمی ها، عداوت ها و نظایر این ها، محصول فاصله گرفتن ها از همدیگر است، محصول بی گفت و گو بودن ماست، محصول تریبون های یک طرف است، محصول بولتن نویسی هاست، محصول ندیدن و نشنیدن همدیگر است... .

ما آنقدر با یکدیگر گفت و گو نکرده ایم که آداب گفتن و گوش دادن را از یاد برده ایم و هم از این روست که نه مهمان برنامه می داند که نباید در گفت و گو توهین کرد و نه مدیران صدا و سیما پای اصول گفت و گو می ایستند و برای تعامل و دلجویی از دولت هم که شده، سر مجری گفت و گو را می بُرند، آن هم مجری همسو و خودی را !

ای کاش ای قدر "گفت و گو هراس" نبودیم که اگر نبودیم، حال و روزمان بسیار بهتر از اکنون بود... هر جایی هستیم و هر جایگاهی داریم، تمرین گفت و گو را آغاز کنیم: از خانواده ها تا عرصه سیاست و روابط بین الملل. آینده ایران در دو راهی "ترویج فرهنگ گفت و گو" و "انسداد گفت و گو" است. ما یا گفت و گو می کنیم با راهی انحطاط تاریخی می شویم.

صدا و سیما رییس خودش راسانسور کرد

اعتمادآنلاین نوشت: عذرخواهی رئیس سازمان صداوسیما از مردم و رئیس‌جمهور در پی توهین مهمان برنامه شبکه چهار، در بخش‌های خبری رادیو و تلویزیون سانسور شد.

صداوسیما رئیس خودش را سانسور کرد!

در پی توهین به رییس جمهور در یکی از برنامه‌های تلویزیون و موج اعتراض‌های عمومی و گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی را درپی داشت رییس رسانه ملی پس گذشت چهار روز از این اتفاق در متن کوتاهی از این اتفاق عذرخواهی کرد.

اما این عذرخواهی جز در بخش خبری ۲۱ تلویزیون در هیچ یک از بخش‌های خبری دیگر رادیو تلویزیون و شبکه خبر انعکاس نیافت و در همان یک بخش خبری هم به عنوان بیست و سومین خبر در ۲۷ ثانیه خوانده شد.

گوش های لیلا خاتمی، جشنواره فجر را بهم ریخت

برترین‌ها: وضعیت نمایش فیلم تازه حمید نعمت‌الله در جشنواره فجر همچنان نامشخص است.  در حالی که هنوز رسما اعلام نشده چه چیزی باعث مقاومت برای عدم نمایش این فیلم است، خبرگزاری ایسنا  موهای تراشیده و نمایش داده شدن گوش لیلا حاتمی در فیلم «قاتل و وحشی» را عامل این مشکلات دانست.

 

گوشِ لیلا حاتمی، جشنواره فجر را بهم ریخت!

 

گوشِ لیلا حاتمی، جشنواره فجر را بهم ریخت!

 

گوشِ لیلا حاتمی، جشنواره فجر را بهم ریخت!

 

گوشِ لیلا حاتمی، جشنواره فجر را بهم ریخت!

گوشِ لیلا حاتمی، جشنواره فجر را بهم ریخت!

 

گوشِ لیلا حاتمی، جشنواره فجر را بهم ریخت!

چرا مردم حرف‌های نماینده سیلی زن مجلس را باور نکردند؟

عصرایران، مصطفی داننده- ماجرای سیلی زدن نماینده مجلس به سرباز راهنمایی رانندگی، که عنابستانی هزار روایت از آن ارائه کرد و بعد مجبور به عذرخواهی شد، یک سوال بزرگ را در ذهنم ایجاد کرد. چرا بسیاری از مردم، حرف‌های نماینده مجلس را باور نکردند؟

عنابستانی نماینده سبزوار، در ساعت‌های ابتدایی این حادثه اعلام کرد که اصلا از ماشین پیاده نشده است. بعد گفت که پیاده شده است و فقط دستش را روی شانه سرباز گذاشته و در آخر هم که در فیلمی کوتاه از همه عذرخواهی کرد.

در تمام این مراحل، تقریبا هیچ کس حرف‌های او را باور نکرد. طبق معمول مردم نظرات‌شان در مورد این حادثه را در شبکه‌های اجتماعی اعلام کردند و به زبان ساده به نماینده مجلس گفتند که «خودتی»!

چرا مردم حرف‌های نماینده سیلی زن مجلس را باور نکردند؟

 

 مسئولین کشور چه در دولت، چه در مجلس و دیگر نهادها، باید به این ماجرا فکر کنند که چرا کسی سمت نماینده مجلس قرار نگرفت؟

یادمان نرود، طرف دیگر این دعوا، یک سرباز راهنمایی و رانندگی بود که مردم دل خوشی از آنها ندارند اما در این ماجرا، بخش اعظمی از جامعه، پشت سرباز درآمدند و از نماینده مجلس پرسیدند چرا سرباز را زدی؟

 ادامه مطلب را مطالعه کنید 

ادامه نوشته

به خانه سالمندان خوش امدی

 این داستان را سالهای پیش نوشتم یکی از عزیزانم گفت هنوز می نویسی گفتم ن خیلی کم ، این داستان دو بار باز نشر می دهم 

پروفایل و عکس نوشته تبریک روز سالمند | موج باز

پیرمردی 85 ساله که سر و وضع مرتبی داشت.در حال انتقال ب خانه سالمندان بود.همسر 70 ساله اش به تازگی در گذشته بود و او مجبور 

به ترک خانه بود.پس از چند ساعت انتظار در سرسرای خانه سالمندان به او گفته شد اتاقش حاضر است.

پیرمرد لبخندی بر لب اورد.همینطور که عصا زنان به طرف اسانسور می رفت.به او توضیح دادم که اتاقش خیلی کوچک است و 

به جای پرده روی پنجره هایش کاغذ چسبانده شده است.

پیرمرد درست مثل بچه ای که اسباب بازی تازه ای به او داده باشند با شور و اشتیاق فراوان گفت خیلی دوسش دارم.

به او گفتم ولی شما ک هنوز اتاقتان را ندیده اید!چند لحظه صبر کنید الان میرسیم.

او گفت به دیدن یا ندیدن ربطی ندارد!شادی چیزی است که من از پیش انتخاب کرده ام.

اینکه من اتاق را دوست  داشته باشم یا نداشته باشم به چیزهای داخل اتاق بستگی ندارد بلکه به این بستگی دارد

که بخواهم تصمیم بگیرم چگونه به ان نگاه کنم.من پیش خودم تصمیم گرفته ام که اتاق را دوست داشته باشم.

این تصمیمی است که هر روز صبح زمانی که از خواب بیدار می شوم میگیرم.من دو کار می توانم بکنم ، یکی اینکه تمام 

روز در رختخواب بمانم و مشکلات قسمت های مختلف بدنم را که دیگر خوب کار نمی کنند بشمارم یا اینکه از جا برخیزم

و به خاطر ان قسمت هایی که هنوز درست کار می کنند شکر گزاری کنم.

وقتی صدا سیما برای «من وتو» محتوا تولید می‌کند!

عصر ایران؛ سروش بامداد - روابط عمومی شبکۀ 4 سیمای جمهوری اسلامی ایران در بیانیه‌ای از سخنان «احمد جهان بزرگی» در برنامۀ «زاویه»، تبری جسته و آن را بر خلاف رویۀ این برنامه و مخالف صریح سخنان رهبری دایر بر حفظ حرمت مسؤولین نظام دانسته است.

در این بیانیه اظهار امیدواری شده «دیگر شاهد چنین رفتارهایی از سوی میهمانان نباشیم» و در عین این که از عذرخواهی خودداری شده مسؤولیت اظهار نظر میهمانان در برنامه های زنده را متوجه خود آنها اعلام کرده است.

داستان، مربوط به سخنان فردی است نه چندان سرشناس به نام احمد جهان‌بزرگی که با عنوان «عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی» معرفی شد و در این برنامه گفت: «مسؤولی می‌نشیند خانه و ممکن است پای منقل باشد و سر نمی‌زند به این طرف و آن طرف و حتی وزرایش نمی‌توانند با او ملاقات کنند» که توهینی آشکار به شخص رییس جمهوری تلقی شده و معاون اطلاع رسانی دفتر رییس جمهوری آن را یک «افتضاح شرم‌آور»  و «ابتذال در صدا و سیما» دانسته است.

کلمۀ رقص و نمایشِ ساز ممنوع، توهین و بی‌ادبی آزاد!

احمد جهان‌بزرگی همچنین گفته است «یکی از مسؤولان گفته بود در کودکی شیر خر خورده بود وگرنه وارد سیاست نمی‌شد. خیلی از مسؤولین ما انگار از این شیر خورده‌اند.»

در اینجا هم اشاره او به عطاءالله مهاجرانی وزیر ارشاد دولت اصلاحات است که این سخن را در ترجیح فرهنگ بر سیاست و به طعنه بر زبان آورده بود. جهان بزرگی اما در سال 99 چگونه به یاد کسی افتاده که 20 سال قبل و در سال 79 استعفا کرده بود و بر اساس حرفی از او چگونه دیگران را متهم می‌کند و مگر نظام یک مجموعه نیست؟ چطور دیگر بهره‌مندان از بودجه همه مبرایند و اجرایی ها گنه‌کار؟ اتفاقا مردم عادی در انتقادات خود تفکیک نمی‌کنند و تفکیک کار امثال جهان‌بزرگی است. 

منظور امثال جهان‌بزرگی این است که هر عیب که هست از اجراست حال آن که اگر همین حالا بودجۀ نهاد متبوع خود او را مثلا به ادارۀ تئاتر بدهند بچه‌های بیکار شده تئاتر این همه در کرونا در مضیقه نخواهند بود و مهم‌ترین انتقاد به دولت این است که چرا حامیان خود را رها کرده و درصدد جلب رضایت کسانی برآمده که شب و روز فحش شان می‌دهند؟

به بهانۀ این ماجرا 10 نکته  را می‌توان یادآور شد:

  ادامه مطلب را مطالعه فرمایید :

ادامه نوشته

دوم بهمن؛ جشن بهمن‌گان؟

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- دوستی پیام داده در سلسله نوشتارهای «جرعه‌ای از اقیانوس فرهنگ و ادبیات ایران» به شعر و نثر و نکته‌های زبانی و شاعران وفرزانگان، بسنده نکنم و به آیین‌ها و جشن‌ها هم بپردازم.

  پاسخ دادم: پیشنهاد درخور و نیکویی است اما بضاعتی گسترده‌تر می‌خواهد. در پیام دوم پیشنهاد کرد برای شروع همین دوم بهمن و جشن بهمن یا بهمن‌گان مناسب است.

دوم بهمن؛ جشن بهمن‌گان؟

  اگرچه اصل پیشنهاد نیکوست اما توضیحی لازم است.

  درست است که هر روز در ماه‌های ایرانی نامی دارد و روزی را که همنامِ همان ماه باشد جشن می‌گرفتند اما نظم آن به سبب تغییر تقویم بر هم خورده است.

  به عبارت دیگر دوم بهمن (یعنی روز بهمن از ماه بهمن) در گاه‌شماری یزدگردی جشن بهمن‌گان بوده اما در گاه‌شماری امروزی، آن مناسبت، 26 دی می‌شود و از این رو مناسبت تقویمی جور درنمی‌آید مگر آن که قرار تازه‌ای بگذاریم و بیم انطباق نداشته باشیم. یعنی با همین گاه‌شماری محاسبه کنیم.

تقویم‌ها یا گاه‌شماری‌ها تنها در مبدأ اختلاف ندارند بلکه بر اساس نوع محاسبۀ سال کبیسه هم تفاوت دارند. از این رو تقویم هجری شمسی و میلادی هر چند در مبدأ تفاوت دارند ولی سال کبیسه را مانند هم محاسبه می‌کنند.

حال آن که در گاه‌شماری یزدگردی همۀ ماه‌ها را 30 روزه در نظر می‌گرفتند و 5 روز اضافی را در ماه های دیگر توزیع نمی‌کردند و با سال کبیسه حساب می‌کردند.

  در تقویم کنونی 5 روز اضافی را بین 5 ماه تقسیم می‌کنند و هر چهار سال یک بار هم یک روز به اسفند اضافه می‌شود.

  پس به این اعتبار نمی‌توان دوم بهمن را با گاه‌شماری امروزی جشن بهمن‌گان گرفت و 26 دی را باید بهنگان دانست اما آن هم از حیث نام ( روز بهمن - ماه بهمن) به سبب اختلاف 5 روزه نمی‌خواند.

  اما اگر از جنبۀ گاه‌شماری بیرون بیاییم و وجه نمادین در نظر بگیریم چرا امروز، جشن بهمن‌گان نباشد؟

بهترین و معتبرترین منبع هم «آثار‌الباقیه» ابوریحان بیرونی است که دربارۀ «بهمن‌گان» می‌نویسد:

  « روز دوم آن، روز بهمن و عید است که برای توافق دو نام [ نام روز و نام ماه] آن را بهمنجنه [بهمن‌گان] نامیده‌اند. بهمن، نام فرشته موکل بر بهایم [چهارپایان] است و بشر برای آبادانی زمین و رفع حوایج، به آنها نیازمند است... در دیگ‌هایی از جمیع دانه‌های خوراکی غذایی می‌پزند و آن را با شیر خالص می‌خورند. می‌گویند این غذا حافظه را زیاد می‌کند و در این روز کنار رود و جوی، گیاه باید چید و روغن باید گرفت و بخور و سوزاندنی تهیه کرد.»

  اسدی توسی، بهمن را نام گلی که در بهمن باز می‌شود هم ذکر کرده و منوچهری دامغانی از جمله شاعرانی است که به این جشن اشاره کرده است:


رسم بهمن گیر و تازه کن بهمنجنه
ای درخت ملک، بارت عزّ و بیداری تنه

دو آدم اشتباهی زندگی ما!

عصرایران؛ مصطفی داننده- ترامپ تمام شد. این بهترین خبر سال‌های اخیر برای مردم جهان بود. واقعا نمی‌دانم چگونه ترامپ مثل قارچ پس از باران، بیرون زد و سرنوشت ،بسیاری از آدم‌ها از جمله ما ایرانی‌ها را تغییر داد؟

این آدم اشتباهی، با تصمیماتش روند ایران بعد از برجام را متوقف کرد و باعث شد اقتصاد کشور دچار ضربه‌های مُهلکی شود که به نظر می‌رسد به این زودی‌ها قابل جبران نباشد.

فراموش کار نباشیم. بعد از توافق هسته‌ای، ایران به یک ثبات قابل توجه رسید. دلار برای مدت زیادی ثابت ماند. شرکت‌های خارجی به سوی ایران روانه شدند. اگر یادتان باشد، خودروهای چینی که امروز جواب سلام، آدم پول‌دارها را نمی‌دهند، در آن روزها التماس می‌کردند که یکی آنها را بخرد. می‌گفتند ماشین را ببر، هر وقت داشتی بیا پولش را بده!

دو آدم اشتباهی زندگی ما!

نفت می‌فروختیم و اقتصادمان جان گرفته بود اما ترامپ آمد و ماه عسل برجام را به پایان رساند و دوباره تحریم‌ها را به سمت کشور روانه کرد.

  ادامه مطلب را مطالعه کنید :

ادامه نوشته

با ازدواج بز ندهید ، ازدواج لزوما خوشبختی نیست

 

برترین‌ها: یکی دیگر از باورهایی که در تخریب رابطه زناشویی نقش دارد و چه بسا سبب می‌شود رابطه به سمت طلاق و جدایی برود و دلیل طلاق باشد، این است که ازدواج و خوشبختی را به‌هم گره بزنیم و تصور کنیم؛ ازدواج تمام آرزو‌های شما را برآورده می‌کند.

ازدواج آغاز و پایان همه چیز نیست

حتی الان که عصر روشنفکری و آزادی است، افراد بسیاری هستند که خیال می‌کنند ازدواج نشانه موفقیت است. در ذهن این افراد ازدواج یک موقعیت استثنایی هست که به آن‌ها ارزش می‌دهد و این نشانه ارزشمند بودنشان است که کسی آن‌ها را برای ازدواج انتخاب کرده است.

یکی از همکلاسی‌های سابق من در یکی از مقاطع تحصیلی خانمی بود که ازدواج کرده بود، که بعد از ازدواج اینجا و آنجا دائما عکس خودش را با همسرش می‌گذاشت و مطالبی می‌نوشت که مفهومش این بود که دیگران به من حسادت می‌کنند. او احساس می‌کرد نسبت به دخترانی که مجرد بودند یک سرو گردن باالاتر بود، زیرا ازدواج کرده بود.

این احساسات به علت شرایط جامعه در زنان بیشتر از مردان وجود دارد، اصطلاح «مرد مجرد» به بدی کلمه «دخترترشیده» یا «پیر دختر» نیست.

با این وجود بعضی از مرد‌ها تصور می‌کنند که ازدواج تمام آرزو‌های آن‌ها را برآورده می‌کند، باوری که تابه‌حال به‌خصوص در والدین وجود دارد، این است که زنانی که تا ۳۰ سالگی ازدواج نکند حتما در آینده بدبخت خواهند شد. حتی در احوالپرسی‌های روزمره مادربزرگ‌ها و مادران به نوه‌ها و فرزندان خود می‌گویند؛ الهی داماد بشی، الهی عروس بشی. یا اگر شخصی ازدواج نکند و بمیرد می‌گویند؛ جوان ناکام!

اگر مادری پسرش قبل از ازدواج فوت کند در عزاداریش مهمترین نکته‌ای که برای سوگواری می‌گوید این است که؛ هنوز داماد نشده بود می‌خواستم دامادش کنم. این‌ها همگی نشان از عمق باوری است که درحال اشاره به آن هستم؛ پیوند دادن ازدواج و خوشبختی، ازدواج یعنی خوشبخت شدید.

یک‌بار یکی از مراجعینم خانمی ۳۸ ساله بود که، چون مجرد بود احساس بی‌ارزشی شدید می‌کرد، و اعتماد به‌نفسش را از دست داده بود. وقتی که داشتم به وسیله‌ی چالش‌های شناختی و منطقی باورش را به چالش می‌کشیدم تا ببینم در اعماق باورش چگونه می‌اندیشد، در بخشی از گفتگو گفت؛ می‌دونین چیه؟ دوست دارم ازدواج کنم و سرو سامون بگیرم.

به او گفتم؛ پس ازدواج یعنی سروسامان؟ و الان سروسامان نداری؟ گفت؛ آره الان سروسامان ندارم! این یعنی که این خانم در ذهن خود ازدواج و خوشبختی را هم‌معنا می‌دانست و مجردی را بی سرو سامانی و بدبختی و بی پناهی و فلاکت هم‌معنا می‌دانست.

ازدواج آغاز و پایان همه چیز نیست

ازدواج و خوشبختی

 اداکه مظلب را مطالعه کنید :

 

ادامه نوشته