دو آدم اشتباهی زندگی ما!
اگر در انتخابات ریاست جمهوری 4 سال پیش آمریکا،هیلاری کلینتون پیروز انتخابات شده بود شاید داستان امروز ایران و وضعیت اقتصادی آن، به گونهای دیگر بود. دوران برجام برای کشور آن قدر شیرین بود که مردم البته نه همه آنها، دوست دارند دوباره برجام احیا شود و یخهای اقتصاد ایران آب شود.
زندگی بسیاری از ایرانیها به خاطر تصمیمات ترامپ، دچار مشکل شد. البته در این میان، نقدهای بسیاری به رفتار حسن روحانی بعد از خروج آمریکا از برجام و انفعال دولت، وارد است که نمیشود به سادگی از کنار آن گذشت.
ما به آدمهای اشتباهی عادت داریم. در سال 84، یکی از آنها را تجربه کردیم. دولت اصلاحات یک کشور آرام با اقتصادی آرام را تحویل محمود احمدی نژاد داد. کشوری که رابطه خوبی با جهان داشت و همه رییس جمهور وقت ایران سید محمد خاتمی را نماد صلح و گفتمان میشناختند.
احمدی نژاد سکان کشور را به دست گرفت و با تصمیماتش، اقتصاد با ثبات ایران را به بیثباتی کامل کشاند. به جز چند کشور، هیچ کس دوست ما نبود و همه سعی میکردند با تحریم به ایران ضربه بزنند.
دوران احمدی نژاد، هم عصر با جوانی بسیاری از متولدین دهه 60 بود. جوانانی که به خاطر مشکلات اقتصادی و اجتماعی، جوانی نکردن و از همان دوران با سختیها دست به گریبان شدند. جوانانی که حالا به سی و چند سالگی رسیدند و با چنگ و دندان در حال حفظ زندگی خود هستند و شاید هم مهاجرت کرده باشند.
شاید اگر احمدی نژاد رییس جمهور نمیشد و فرد دیگر هم مسیر با دولت اصلاحات به قدرت میرسید، داستان ایران به گونهای دیگر نوشته میشد و اصلا احتیاجی به برجام نبود و حسن روحانی هم به ریاست جمهوری نمیرسید.
شاید اگر او نبود، امروز شاهد دو قطبیهای پررنگ اجتماعی در کشور نبودیم.
شباهت ترامپ و احمدی نژاد در این است که هردوی آنها، جایگاه ریاست جمهوری در ایران و آمریکا را زیر سوال بردند. آنقدر این جایگاه تحقیر شده است که در آستانه انتخابات 1400، هرکسی که مسئولیتی در کشور داشته، فکر میکند میتواند رییس جمهور هم باشد.
چاره چیست. آدمهای اشتباهی همیشه هستند و مسیر زندگی آدمها را تغییر میدهند. امیدوارم در آینده دیگر دچار این آدمها نشویم.