۱۸ تیر؛ یک ریشتراش و چند دانشجو و کمی خون
سال ۷۸ دو سال از روی کار آمدن دولت نخست اصلاحات گذشته. سالی که فروردینش با ترور سپهبد صیاد شیرازی آغاز شد. میانه سال هم با توقیف روزنامههای خرداد به مدیرمسئولی عبدالله نوری و بازداشت او و روزنامه سلام به مدیرمسئولی موسویخوئینیها، خودکشی سعید امامی و حمله به کوی دانشگاه تعریف میشود.

جرقه ماجرای کوی دانشگاه از کجا زده شد
محمدناصر احدی در روزنامه همشهری نوشت: احتمالا توقیف هیچ نشریهای در تاریخ مطبوعات ایران به اندازه توقیف روزنامه «سلام» در سال ۱۳۸۷ پیامد نداشته است. ۲۰ بهمن ۱۳۶۹ بود که «سلام» به مدیرمسئولی سیدمحمد موسویخوئینیها و به سردبیری عباس عبدی کار خود را آغاز کرد.

این روزنامه منعکسکننده انتقادهای موسویخوئینیها و همفکرانش در مجمع روحانیون مبارز به تصمیمات و سیاستهایی بود که از نظر آنها وجاهت نداشت. به نوشته کتاب «روزنامهنگاری در ایران؛ از رسالت تا حرفه»، «در پانزدهم تیرماه [۱۳۷۸]، یک روز پیش از تصویب طرح [اصلاح قانون مطبوعات]، روزنامه سلام در صفحه اول خود گزارشی چاپ کرد و «پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات» را به سعید امامی یا اسلامی، از اعضای ارشد وزارت اطلاعات نسبت داد که دولت او را مسئول قتل داریوش و پروانه فروهر، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده دانسته و بازداشت کرده بود.

۲ هفته پیش از تصویب طرح رسما اعلام شده بود که سعید امامی در زندان خودکشی کرده است. گزارش سلام نهتنها نتوانست جلوی تصویب طرح را بگیرد، بلکه باعث شد «دادگاه ویژه روحانیت» در شانزدهم تیرماه ناشر و مدیرمسئول روزنامه، حجتالاسلام سیدمحمد خوئینیها، را برای بازجویی احضار کند و به او دستور دهد که انتشار روزنامه را متوقف کند و در انتظار تشکیل دادگاه باشد.»
۱۵ تیر روزنامه سلام برای پنج سال توقیف میشود و این آغاز ماجرای کوی دانشگاه است. ساعت ۹ شب ۱۷ تیر خبر توقیف سلام بین همه دانشجوها پخش شده. روزنامههای دومخردادی صفحه نخست خود را به این اتفاق اختصاص دادند و آن را مقابله با توسعه سیاسی دانستند. تجمع آنها همان شب از تجمعی مقابل خوابگاه آغاز میشود و تا بامداد ادامه پیدا میکند. یک ساعت بعد تجمعی مقابل سینمای کوی شکل گرفته. به هم پیوستن این دو تجمع همان اتفاقی را رقم میزند که مسیر اعتراضهای کوی به بیرون از دانشگاه کشیده میشود.

محمدکاظم کوهی، مدیرکل وقت کوی دانشگاه تهران که از زمان آغاز ماجرای ١٨ تیر در کوی دانشگاه حضور داشته، در مورد چگونگی شروع این حادثه به روزنامه اعتماد گفت: «اعتراضی که دانشجویان در هجدهم تیرماه سال ۷۸ نسبت به بسته شدن روزنامه سلام و سایر مسائل داشتند، اعتراضی کاملاً مرسوم و شناخته شده بود. عموماً عرف بر این بود که دانشجویان در موارد اعتراضی، اجتماعی را تا حد فاصل جلال آلاحمد یا درب اصلی کوی تشکیل میدادند و با هماهنگیای که ما با نیروی انتظامی، حراست کل و حراست وزارت علوم داشتیم، این تجمعات، بدون کوچکترین درگیری یا تنشی به پایان میرسید. در ابتدای این تجمع اعتراضی، نیروهای کلانتری یوسفآباد، طبق معمول به محل خیابان کوی آمده بودند و پس از صحبت با دانشجویان، با شعارهایی نظیر «نیروی انتظامی، تشکر، تشکر» محل را ترک کردند.»
کوهی در مورد تفاوت این تجمع با سایر تجمعهای دانشجویی توضیح داد: «تفاوت این تجمع با سایر تجمعات در این بود که خودروهای زرهی یگان ویژه با مامورانی با لباسهای ضد شورش به فرماندهی شخصی به نام سردار امیراحمدی در مقابل کوی مستقر شدند. شخصاً، بلافاصله، پس از مشاهده این موضوع، از این فرد خواهش کردم که صحنه را ترک کنند؛ چرا که معتقد بودم این نحو استقرار نیروهای یگان ویژه، موجب تحریک دانشجویان میشود. ایشان، اما در پاسخ به خواهشی که کردم، من را با ضربهای به داخل جوی آب پرت کرده و در همین حین، دانشجویانی که شاهد ماجرا بودند، از این رفتار خشمگین شده و به بیرون آمدند. حتی پس از این رفتار نیز باز خواهش کردم که حدوداً ۵ دقیقه زمان به ما بدهد تا دانشجویان را به داخل کوی برگردانده و حتی راضی به ترک محل اطراف نردهها کنیم. واکنش این فرد، اما همچنان توأم با توهین و پرخاشگرانه بود و پس از آن دستور حمله به داخل کوی را صادر کرد.»

بین روزهای ۱۸ تیر تا آرامشدن اوضاع چهرههای اصلاحطلب زیادی بین دانشجوها میروند. مجید انصاری، موسوی لاری؛ وزیر کشور، فائزه هاشمی، فاطمه کروبی، مصطفی تاج زاده، عبدالله نوری، درودیان، اکبر گنجی، ابراهیم اصغرزاده و… از جمله این افراد هستند که هرکدام بعدها روایتهای خود را از آن وقایع ارائه دادند.
ورود لباس شخصیها به ماجرا