پیامک کشف حجاب برای خانم مجری چادری!

  

مهر: اعتراضات مردمی به پیامک‌های کشف حجاب اغلب به دلیل نبودن در زمان و مکانی است که در پیامک قید شده، اما این بار خانم مجری در آن زمان و مکان با حجاب کامل این پیامک را دریافت کرده است!

اما این بار یکی از مجریان صداوسیما به ارسال این پیامک‌ها گلایه‌مند است.

پیامک کشف حجاب برای خانم مجری چادری!

مژده لواسانی در صفحه اینستاگرام خود نوشت:

«استودیوی برنامه ما در محوطه نمایشگاه بین‌المللی هست و من هر شب همین ساعت ۲۱:۳۰ که در پیام آمده است از درب مجاور باشگاه انقلاب با ماشین خودم وارد نمایشگاه میشوم و طبیعتاً با همین پوشش؛ شالی که در عکس مشاهده می‌کنید! چادر! ساق دست! آماده اجرا! و خب دوست عزیزی که این حجاب را کشف حجاب دیده به نظرم یا با ما شوخی داشته یا باید به بینایی‌سنجی مراجعه کند.

وقتی این پیامک برایم آمد هم خندیدم و هم بابت این همه بی دقتی که هر روز اتفاق می‌افتد و احتمالاً جریمه‌های زیادی هم در پی دارد تأسف خوردم». برای مطلع شدن از صحت و سقم ماجرا با این مجری تماس گرفتیم، مژده لواسانی در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن تأیید این مطلب گفت: جالبی ماجرا اینجاست که ساعت و مکانی که در پیامک آمده درست است و من دقیقاً در همان نقطه بوده ام، اما حجاب من هیچ ایرادی نداشت چرا که اولاً من محجبه هستم و دوماً حجابم دقیقاً همان حجابی بود که آن شب روی آنتن رفتم.

وی افزود: باید مشخص شود چه افرادی با چه نیتی این گونه پیامک‌های اشتباهی برای افراد ارسال می‌کنند و حتماً این موضوع را از ۱۹۷ پیگیری می‌کنم.

پیامک کشف حجاب برای خانم مجری چادری!

سردار تیمور حسینی جانشین رئیس پلیس راهور ناجا در همین خصوص گفت: اولاً که پیامک‌ها به صورت دستی و از طریق افراد ارسال می‌شوند نه از طریق دوربین‌ها، دوماً این فرد برای بررسی موضوع باید به ۱۹۷ شکایت کند.

قالیباف از مواجهه با یاشار سلطانی سر باز زد

 

خبرآنلاین: بهروز عزیزی، خبرنگار در صفحه توئیتر خود نوشت: «قالیباف‬⁩ حاضر به مواجهه با ⁧‫یاشار سلطانی‬⁩ نشد».

‌در حالی که با تصمیم مقام قضایی قرار بود ساعت ۹ امروز یاشار سلطانی و محمدباقر قالیباف جهت رفع ابهامات پرونده با هم روبرو شوند، رئیس دستگاه قانونگذاری دستور مقام قضایی را نادیده گرفته و حاضر به مواجهه حضوری نشد.»

قالیباف از مواجهه با یاشار سلطانی سر باز زد

  •  

چطور از ۲ شماره واتساپ در یک گوشی استفاده کنیم؟

فرارو: بی شک واتساپ یکی از محبوب‌ترین اپلیکیشن‌های پیام رسان است و کاربران زیادی از آن استفاده می‌کنند. این پیام رسان به کاربران اجازه نمی‌دهد که به دو شماره واتس اپ به طور همزمان در یک گوشی دسترسی داشته باشند. حتی به کاربران هشدار می‌دهد که اگر به طور مکرر بین حساب‌های واتساپ جابجا شوند ممکن است مسدود شوند. هنوز هیچ پشتیبانی بومی برای داشتن چندین حساب واتساپ در یک گوشی وجود ندارد، اما راه حل‌های مختلفی برای این کار وجود دارد. پوسته سفارشی اندروید و برنامه‌های شخص ثالث این امکان را به کاربران می‌دهند تا از دو شماره واتس اپ در یک گوشی استفاده کنند.

بسیاری از تولیدکنندگان تلفن های اندرویدی، اعم از شیائومی، اوپو، ریلمی، سامسونگ و ویوو، گوشی‌های هوشمند را با پوسته‌های سفارشی خود عرضه می‌کنند. این پوسته‌ها ویژگی‌های بسیار خوبی از جمله شبیه‌سازی برنامه‌ها را به همراه دارند که توسط هر سازنده‌ای بطور متفاوت به بازار عرضه می‌شوند. شیائومی آن را Dual Apps می‌نامد، در حالی که وویو، اوپو و سامسونگ آن را به ترتیب Apps، App Clones و Dual Messenger نامیده اند. همه‌ی این ویژگی‌ها یک کار را انجام می‌دهند و آن استفاده از دو شماره واتساپ در یک شماره است. در ادامه نحوه استفاده از دو شماره واتس اپ در یک تلفن همراه را به شما آموزش می‌دهیم.

استفاده از دو شماره واتساپ در گوشی سامسونگ

برای استفاده از واتس اپ دوگانه در تلفن همراه سامسونگ مراحل زیر را انجام دهید:

۱- ابتدا وارد Settings شده و Advanced features را انتخاب کنید.

۲- به پایین اسکرول کنید و روی Dual Messenger ضربه بزنید.

۳- لیستی از برنامه‌هایی که با Dual Messenger سازگار هستند نمایش داده می‌شود. سوییچ واتساپ را تغییر دهید و آن را ON کنید.

۴- روی Install ضربه بزنید و برای ادامه تایید را انتخاب کنید.

۵- واتس اپ شبیه سازی شده دارای نماد مسنجر دوگانه در سمت راست پایین نماد خواهد بود.

استفاده از دو شماره واتساپ در گوشی ریلمی

برای استفاده از واتس اپ دوگانه در تلفن همراه ریلمی مراحل زیر را انجام دهید:

۱- ابتدا وارد Setting شوید.

۲- App Cloner را جستجو کنید یا به App Management و سپس App Cloner بروید.

۳- واتساپ و سپس Clone Apps را انتخاب کنید.

۴- در اینجا این امکان را خواهید داشت تا نام برنامه شبیه سازی شده را تغییر دهید.

۵- پس از آن می‌توانید از واتس اپ دوگانه در تلفن همراه ریلمی خود استفاده کنید.

1186918_846

استفاده از دو شماره واتساپ در گوشی وان پلاس

برای استفاده از واتس اپ دوگانه در تلفن همراه وان پلاس مراحل زیر را انجام دهید:

۱- ابتدا وارد Setting دستگاه خود شوید.

۲- Utilities and Parallel را پیدا کنید، می‌توانید این گزینه را از قسمت سرچ گوشی خود نیز جستجو کنید.

۳- دکمه کنار WhatsApp را تغییر دهید تا کلون آن ایجاد شود.

۴- در مرحله بعد، دستورالعمل‌های برنامه شبیه سازی شده را دنبال کنید تا از واتس اپ دوگانه در تلفن همراه OnePlus خود استفاده کنید.

استفاده از دو شماره واتساپ در گوشی ردمی، Mi و پوکو

برای استفاده از واتس اپ دوگانه در تلفن همراه ردمی، Mi و پوکو مراحل زیر را انجام دهید:

۱- ابتدا وارد Setting دستگاه خود شوید.

۲- Apps و سپس Dual Apps را انتخاب کنید.

۳- اگر برای اولین بار این کار را انجام می‌دهید، یک صفحه پیش نمایش ظاهر می‌شود. برای ادامه، Create را انتخاب کنید.

۴- لیستی از برنامه‌هایی که از شبیه سازی برنامه پشتیبانی می‌کنند روی صفحه نمایش شما ظاهر می‌شود. واتساپ را انتخاب کنید و سوئیچ آن را در کنار برنامه‌های دوگانه قرار دهید.

۵- پیامی روی صفحه ظاهر می‌شود. برای ادامه، روشن کردن را انتخاب کنید.

۶- پیام دیگری روی صفحه نمایش شما ظاهر می‌شود که می‌گوید برنامه‌های دوگانه ایجاد شده اند. برای دسترسی به آن، به منوی برنامه گوشی خود بروید. خواهید دید واتساپ با نماد برنامه دوگانه ایجاد شده است.

استفاده از دو شماره واتساپ در گوشی ویوو

برای استفاده از واتس اپ دوگانه در تلفن همراه ویوو مراحل زیر را انجام دهید:

۱- ابتدا وارد Setting دستگاه خود شوید.

۲- به دنبال گزینه App Clone بگردید و WhatsApp را انتخاب کنید. همچنین می‌توانید برای کلون کردن برنامه، نماد انتخاب «+» برنامه WhatsApp را به مدت طولانی فشار دهید.

۳- تنها کاری که باید انجام دهید این است که شماره واتس اپ خود را وارد کنید و روند استاندارد را دنبال کنید.

1186920_441

استفاده از دو شماره واتساپ در گوشی اوپو

برای استفاده از واتس اپ دوگانه در تلفن همراه اوپو مراحل زیر را انجام دهید:

۱- ابتدا وارد Setting دستگاه خود شوید.

۲- App Management –> App Cloner را انتخاب کنید.

۳- واتساپ را انتخاب کنید. اکنون واتساپ دوگانه روی گوشی شما فعال شده است.

به این ترتیب می‌توانید از واتس اپ دوگانه در گوشی‌های هوشمند محبوب مانند سامسونگ، وان پلاس، ریلمی، شیائومی، OPPO، ویوو و ... استفاده کنید. در صورتی که دستگاه دیگری مانند Tecno و Infinix دارید، روند کلون کردن برنامه‌ها تقریباً یکسان خواهد بود. برخی دستگاه‌های اندرویدی مانند پیکسل، نوکیا و موتورولا فاقد این گزینه هستند و برای استفاده از واتساپ دوگانه باید یک برنامه شخص ثالث دانلود کنید.

نحوه استفاده از واتس اپ دوگانه در گوشی‌های هوشمند اندرویدی

در تلفن‌هایی مانند نوکیا، پیکسل و موتورولا که فاقد ویژگی شبیه سازی برنامه هستند، با استفاده از برنامه‌های شخص ثالث می‌توان از دو شماره واتساپ در دستگاه استفاده کرد. می‌توانید اپلیکیشن Dual Space یا Parallel را از گوگل پلی دانلود کرده و اپلیکیشن واتس‌اپ را همانند ویژگی کاستوم رام کپی کنید. فرآیند راه اندازی مشابه مراحل ذکر شده در بالا است.

نحوه استفاده از واتس اپ دوگانه در گوشی آیفون

واتس اپ دوگانه در آیفون فقط از طریق برنامه WhatsApp Business قابل فعالسازی است. برنامه WhatsApp Business برای فعالیت‌های تجاری و ارتباط با مشتریان در نظر گرفته شده است، می‌توانید از این اپلیکیشن به عنوان حساب ثانویه واتساپ در گوشی آیفون خود استفاده کنید. اپلیکیشن مستقل WhatsApp Business برای دانلود در اپ استور موجود است. این برنامه در پلی استور نیز وجود دارد. این بدان معناست که با انجام مراحل فوق و اپلیکیشن WhatsApp Business، کاربران اندرویدی می‌توانند از سه شماره واتس‌اپ در یک دستگاه استفاده کنند. تنظیمات اپلیکیشن WhatsApp Business تقریباً مانند اپلیکیشن واتساپ است و ویژگی‌هایی مانند پاسخ‌های خودکار، ارسال به‌روزرسانی‌ها، و افزودن برچسب‌ها به لیست مخاطبین نیز در این اپلیکیشن وجود دارد.

1186919_845

  •  

بهبود حریم خصوصی در واتساپ

  

دیجیاتو: متا همیشه تلاش زیادی برای بهبود امنیت سرویس‌های خود داشته و این بار قرار است حریم خصوصی اپلیکیشن پیام رسان واتس‌اپ را با اضافه کردن ویژگی‌هایی بهبود دهد. ویژگی جدید این اپلیکیشن از سیو شدن فایل‌ها توسط کاربران در هنگام استفاده از حالت «پیام‌های ناپدید شونده» جلوگیری می‌کند.

whatsapp-new-privacy-feature-2

بهبود حریم خصوصی واتس‌اپ

همانطور که گزارش WABetaInfo نشان می‌دهد، در نسخه فعلی واتس‌اپ حتی زمان فعال بودن قابلیت پیام‌های ناپدید شونده، کاربران می‌توانستند فایل‌های ارسال شده را ذخیره کنند. حالا متا قصد دارد در به‌روزرسانی جدید اپلیکیشن، از این اتفاق جلوگیری کند. بنابراین کاربران دیگر نمی‌توانند محتوای ارسال شده در این حالت را ذخیره کنند.

whatsapp-new-privacy-feature-1

همان‌طور که در تصویر بالا مشاهده می‌کنید، واتس‌اپ در نسخه اندروید به‌روزرسانی آینده‌اش به صورت خودکار گزینه Media Visibility را غیرفعال کرده است. در سیستم‌عامل iOS نیز قابلیت Save to camera roll خاموش خواهد شد.

هرچند این گزینه‌ها به صورت پیشرض و خودکار خاموش هستند، اما کاربران همچنان از منوی تنظیمات اپلیکیشن خود می‌توانند آن‌ها را روشن کنند و به دیگران اجازه دهند که فایل‌های به اشتراک گذاشته شده را حتی در حالت پیام‌های ناپدید شونده ذخیره و دانلود کنند.

قابلیت امنیتی جدید هم اکنون به صورت بتا در دسترس کاربران قرار گرفته و به زودی برای تمام کاربران اندروید و iOS منتشر خواهد گرفت.

واتس‌اپ اخیرا برای جلوگیری از نشر اخبار غلط، تعداد پیام‌هایی که می‌توان به یکباره برای مخاطبین زیادی فوروارد کرد را محدود کرده بود. هرچند این اپلیکیشن از نظر ویژگی‌های پیشرفته بسیار از رقیبان خود مانند تلگرام عقب مانده، اما آپدیت‌های زیادی برای کاربران خود ارائه می‌کند.

شد جمهوری اسلامی به پا / که هم دین دهد هم دنیا به ما

  عصر ایران؛ مهرداد خدیر- اهمیت سالروز نخستین همه‌پرسی تاریخ ایران برای تغییر نوع حکومت در پی پیروزی انقلابی ضد‌سلطنتی، چنان است که به‌قاعده باید همراه با انواع جشن‌ها و برنامه‌ها باشد اما در سکوت کامل برگزار می‌شود و در واقع هیچ آیینی ندارد و اعلام تعطیلی آن تنها تعطیلات نوروز در هفتۀ دوم را تثبیت کرده است. امسال البته جمعه است ولی چون قبل از 13 فروردین است عملا تعطیلی هفتۀ دوم را که منحصر به مدارس بود به مراکز دیگر هم سرایت داد. (شگفتا که ایدئولوگ‌های حکومت تازه، سیزده‌به‌در را خرافی می‌دانستند و بی میل نبودند حذف شود اما با اعلام تعطیلی 12 فروردین همه در این روز به استقبال سیزده می‌روند و نهایت این است که تلویزیون نمی‌گوید سیزده‌به‌در و می‌گوید روز طبیعت! در حالی که اگر رفراندوم فی‌المثل روز 20 فروردین برگزار و تعطیل اعلام شده بود، دیگر به عید ربطی نداشت.)

  مناسبت 12 فروردین، «روز جمهوری اسلامی ایران» است و چنانچه اشاره شد قرار گرفتن آن در پایان نوروز این روز را مثل 29 اسفند -روز ملی شدن صنعت نفت- در واپسین روز سال به بخشی از عید تبدیل کرده و مناسبت آن کمتر به یاد می‌آید.

  البته یک قرائت نیز که به مرور دست بالاتر را پیدا کرده چندان علاقه‌ای به دو اصطلاح مدرن  "جمهوری" و "همه‌پرسی" ندارد و شاید اگر چندان در 12 فروردین درنگ نمی‌کنند از آن رو باشد که مشارکت بالای 90 درصد با ریزش مشارکت به زیر 50 درصد در آخرین انتخابات مقایسه نشود.

  فراتر از این اشارات و در چهل‌و‌سومین سالروز برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی ایران این نکات را می‌توان یادآور شد:

 به کانال عصر ایران در تلگرام بپیوندید


1. همه‌پرسی (‌واژۀ برساختۀ داریوش آشوری به‌جای رفراندوم) در روزهای 10 و 11 فروردین 1358 خورشیدی برگزار شد نه 12 فروردین. در این روز نتیجه اعلام شد و رهبری فقید انقلاب، تأسیس جمهوری اسلامی ایران را در پی آن رفراندوم رسماً اعلام کردند.

  ایران، کشوری قدیم است و هرگز مستعمره نبوده و در زمره معدود کشورهایی که روز استقلال ندارد و از این رو قرار بود 12 فروردین روز ملی ایران باشد و سران خارجی این روز را تبریک بگویند اما عملا کارکرد آن به 22 بهمن انتقال یافته حال آن که 22 بهمن، سلبی است چون حکومت پادشاهی را برانداخته و 12 فروردین ایجابی است چون تأسیسی است.


  (شهرداری تهران در دورۀ جدید در بهمن 1400 جشن پرچم برپا کرد حال آن که مناسبت آن 12 فروردین بود. 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب ضد‌سلطنتی بود و 12 فروردین سالگرد تأسیس جمهوری اسلامی است و به همین خاطر در این فاصلۀ 50 روزه از مهندس بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقت انقلاب اسلامی یاد می‌شد و عنوان جمهوری اسلامی به کار نمی‌رفت).

2. امام خمینی می‌توانست در فردای پیروزی انقلاب اسلامی و در بامداد 23 بهمن 1357 فرمان تشکیل جمهوری اسلامی را صادر کند اما چنین نکرد و ترجیح داد این تأسیس با برگزاری رفراندوم و بر پایۀ مراجعۀ مستقیم به آرای عموم مردم در سراسر ایران و در تمام شهرها و روستاها باشد.

   شاید به این خاطر که انقلاب بیشتر در شهرهای بزرگ جریان داشت و نسبت مشارکت‌کنندگان و حاضران در خیابان با همۀ جمعیت ایران به دقت مشخص نبود و به لحاظ بین‌المللی نیز همه پرسی مشروعیت‌زاتر است تا تظاهرات اعتراضی ولو مانند راه‌پیمایی‌های تاسوعا و عاشورای 57 چشم‌گیر و در حد همه‌پرسی بوده باشد.

  همه‌پرسی -خاصه اگر با نظارت بین‌المللی باشد- جای هیچ چون‌و‌چرا باقی نمی‌گذارد ضمن این که در فرمان نخست‌وزیری مهندس بازرگان و قبل از پیروزی انقلاب هم به این مأموریت اشاره شده بود. (در حکم آمده بود: انجام رفراندوم و رجوع به آرای عمومی ملت درباره تغییر نظام سیاسی کشور به جمهوری اسلامی).

شد جمهوری اسلامی به پا / که هم دین دهد هم دنیا به ما

 

 

3. در تاریخ ایران هرگز سابقه نداشته حکومت جدید با همه‌پرسی مستقر شده باشد. مراجعه به نظر نخبگان مانند کاری که نادر در دشت مغان انجام داد البته پیشیینه دارد اما برگزاری رفراندوم امری کاملا مدرن است. چرا که تا قبل از الغای نظام ارباب رعیتی اساسا عوام محلی از اعراب نداشتند. چندان که خود انقلاب بسیار کم تلفات و سریع هم امری مدرن بود.

  تاریخ ایران، تاریخ سلطۀ ایل‌ها و آل‌ها‌ست که از حاشیه به متن می‌آمده‌اند و پادشاهی را برمی‌انداختند و رییس ایل جدید خود بر تخت می‌نشست.

  اساسا خود رفراندوم در تاریخ معاصر هم چندان مسبوق به سابقه نیست.به یاد آوریم یکی از دلایل مخالفت روحانیت سنتی با رفراندوم انحلال مجلس در دولت دکتر مصدق نه فقط سکوت قانون‌اساسی مشروطه که باور نداشتن به این وسیله به عنوان منبع مشروعیت حکومت بود چندان که 10 سال بعد در مخالفت با رفراندوم انقلاب شاه و ملت یا انقلاب سفید هم در نامۀ آیت‌الله گلپایگانی به شخص شاه به همین نکته استناد شد.

4. عنوان پیشنهادی مهندس بازرگان نخست وزیر دولت موقت برای نام حکومت جدید و ظاهراً بر اساس مصوبۀ شورای انقلاب، «جمهوری دموکراتیک اسلامی» بود اما امام خمینی گفت : «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد». سخنی که هم پیشنهاد بازرگان و افزودن واژۀ «دموکراتیک» را رد می‌کرد و هم خواست نیروهای سنتی را که با واژۀ «جمهوری» میانه نداشتند و خواستار تشکیل «حکومت اسلامی» یا «حکومت عدل اسلامی » بودند.

شد جمهوری اسلامی به پا / که هم دین دهد هم دنیا به ما

 
  اصرار بازرگان به افزودن واژۀ دموکراتیک اگرچه به خاطر نگرانی از قرائت‌های غیر دموکراتیک بود اما ضرورتی نداشت چون در حکم نخست‌وزیری هم "تغییر نظام سیاسی به جمهوری اسلامی" آمده بود نه " جمهوری دموکراتیک اسلامی" ضمن این که صِرف نام حکومت، تضمین‌کنندۀ دموکراتیک بودن ساز‌و‌کارهای آن نیست کما این‌که در عنوان حکومت‌های توتالیتر یا کمونیستی در اروپای شرقی هم واژۀ «دموکراتیک» بود در حالی که چند پادشاهی در اروپا از قوی‌ترین دموکراسی‌های دنیا هستند و با پدیدۀ جمهوری‌های موروثی هم روبه‌رو شده‌ایم و بارزتر از همه «جمهوری دموکراتیک خلق کره» که به نام کرۀ شمالی می‌شناسیم که از کیم ایل سونگ به کیم ایل جونگ رسید و اکنون کیم جونگ اون حاکم است: پدربزرگ و پدر و نوه.

5. رفراندوم جمهوری اسلامی وزن اندک گروه‌های مارکسیستی در جامعه را نیز به رغم سر‌و‌صدای فراوان آنان نشان داد. از این رو بی‌گمان اگر انواع دیگری از حکومت هم به رأی گذاشته می‌شد باز جمهوری اسلامی رأی می‌آورد نه جمهوری دموکراتیک خلق ونمونه‌های دیگر. در آن زمان البته رقابت اصلی با گفتمان چپ بود و صدای سکولارهایی چون مصطفی رحیمی و هما ناطق چندان شنیده نمی‌شد.

شد جمهوری اسلامی به پا / که هم دین دهد هم دنیا به ما

ادامه نوشته

 ۵ قابلیت جدید در پیام‌های صوتی واتساپ

 

گجت نیوز: پیام‌های صوتی واتساپ با ۵ قابلیت جدیدی که به زودی عرضه می‌شوند بسیار بهبود پیدا می‌کنند. اما این ۵ ویژگی چیست؟

با هدف بهبود قابلیت پیام‌های صوتی واتساپ، این شرکت ۵ ویژگی جدید را معرفی کرده که به مرور برای همه کاربران در دسترس قرار می‌گیرند. البته برخی از ویژگی‌ها از چندی پیش به طور محدود در دسترس برخی کاربران بوده،‌ اما قرار است به زودی در دسترس تمام کاربران باشد.

قابلیت های جدید پیام صوتی در واتساپ

WhatsApp-New-Voice-Messaging-Features-620x348

پنج ویژگی جدید پیام‌های صوتی واتساپ عبارتند از:

پخش ویس خارج از چت: این قابلیت به کاربران امکان می‌دهد که یک پیام صوتی را در خارج از صفحه چت فرستنده پیام گوش کنند. این قابلیتی است که از مدت‌ها پیش توسط پلتفرم‌های رقیب چون تلگرام عرضه شده بود و در واتساپ هم مشابه با موارد دیگر در زمان خارج شدن از چت، نوار مربوط به پخش پیام صوتی در بالای برنامه ظاهر می‌شود.

متوقف‌کردن و از سرگیری ضبط پیام صوتی: حالا می‌توانید در زمان ارسال پیام‌های صوتی، ضبط را متوقف کرده و مجددا در زمان مناسب آن را ادامه دهید. پیش از این وقتی اقدام به ضبط پیام صوتی می‌کردید، دیگر راهی برای متوقف کردن چند لحظه‌ای فرایند ضبط نبود.

نمایش شکل موج پیام صوتی: این ویژگی بیشتر یک جذابیت ظاهری است که پیش از این توسط تلگرام عرضه شده بود و درواقع نشانگر فراز و فرود قدرت صدا در ویس است.

پخش ادامه پیام از جایی که متوقف شده است: اگر در زمان گوش دادن به یک پیام صوتی مکث کنید، می‌توانید دوباره بعدها و زمانی که به چت بازگشتید دقیقا از جایی که پیام را متوقف کرده‌اید به گوش کردن ادامه دهید.

پخش سریع در پیام‌های فوروارد شده: پیش از این قابلیت پخش سریع در سرعت‌های 1.5x و 2x در پیام‌های صوتی عادی عرضه شده بود اما حالا این قابلیت برای پیام‌های فوروارد شده هم در دسترس خواهد بود.

واتساپ مدعی است که روزانه بیش از ۷ میلیارد پیام صوتی در این پیام‌رسان رد و بدل می‌شود. قابلیت‌های جدید بی‌تردید بخش مهمی از انتظارات کاربران را برآورده می‌کند،‌ اما واتساپ همچنان در قابلیت‌های خاصی از رقبای اصلی خود عقب است.

علی رضاقلی نویسنده "جامعه‌شناسی نخبه‌کشی" درگذشت

 

به گزارش ایسنا، این چهره فرهنگی بامداد امروز، هشتم فروردین‌ماه ۱۴۰۱ در سن ۷۵ سالگی بر اثر ناراحتی قلبی در یکی از بیمارستان‌های تهران از دنیا رفت.

خانواده رضاقلی در پیامی نوشته‌اند:

"انا لله وانا الیه راجعون

 استاد علی رضاقلی نویسنده جامعه‌شناسی نخبه‌کشی، پس از سال‌ها تلاش و کوشش برای توسعه ایران‌زمین، سحرگاه امروز به ملکوت اعلی پیوست.

درگذشت این بزرگمرد پرتلاش برای عمران و آبادانی و سربلندی ایران و ایرانیان را به همه ایران‌دوستان و ارادتمندان آن استاد فقید سعید تسلیت عرض می‌کنیم.

مراسم تشییع پیکر این عالم پژوهشگر متعاقبا به اطلاع دوستداران ایشان خواهد رسید.

از طرف برادران، همسر و فرزندان"

همچنین مجله بخارا در معرفی رضاقلی نوشته است: علی رضاقلی در سال ۱۳۲۶ در شمیران به دنیا آمد. او تحصیلات متوسطه را در رشته ادبی در سال ۱۳۴۶ در دبیرستان بهرام قلهک شمیران به پایان رسانید. در همان سال در رشته علوم سیاسی به دانشکده حقوق دانشگاه تهران رفت و در سال ۱۳۵۰ موفق به اخذ دانش‌نامه کارشناسی از دانشگاه تهران شد. پس از گذراندن خدمت سربازی در سال ۱۳۵۳ برای ادامه تحصیل به دانشگاه سوربن و سپس مدرسه سیاسی مطالعات عالی پاریس رفت.

رضاقلی با پیروزی انقلاب اسلامی پایان‌نامه دکترا را نیمه‌تمام رها کرد و به ایران بازگشت و به‌طور غیررسمی به مطالعه و پژوهش در حوزه‌های جامعه‌شناسی و اقتصاد سیاسی ایران پرداخت.

از این پژوهشگر کتاب‌های «جامعه‌شناسی خودکامگی» و «جامعه‌شناسی نخبه‌کشی» منتشر شده است. همچنین گردآوری و تنظیم درس‌گفتارهای کلاس روش‌شناسی علوم انسانیِ عبدالکریم سروش و چاپ کتاب «درس‌هایی در فلسفه علم الاجتماع» در کارنامه او دیده می‌شود.

«جامعه‌شناسی اقتصادی ایران: غارتی یا رقابتی»، «شرحی بر تاریخ مبارک غازانی به سبک نهادگرایان جدید» و «تاریخ اقتصاد سیاسی ایران به روایت شاهنامه فردوسی و با روش‌شناسی اقتصاد نهادگرای جدید» کتاب‌های در دست تالیف و تدوینِ رضاقلی هستند که این ایام مشغول ویرایش نهایی آن‌ها بود.

تسلیت نهضت آزادی ایران در پی درگذشت استاد علی رضا‌قلی

 

بسمه تعالی

کل نفس ذائقه الموت

گنچ زری بود در این خاکدان
کو دو جهان را بجوی می شمرد

خبر درگذشت استاد علی رضاقلی دوستان و علاقه‌مندان ایشان و کسانی که عمر خود را در راه آزادی و عدالت برای ایران صرف کرده اند با بهت و حیرت روبرو ساخت و مایه تاسف و اندوه فراوان گردید. 
زنده یاد علی رضاقلی درد کلاف سردرگم مسایل ایران را داشت و با امید و انگیزه شناخت و درمان مسایل جامعه ایران به مطالعه عمیق تاریخ اجتماعی ایران و تحصیل جامعه شناسی در داخل و خارج از کشور پرداخت و علل ریشه‌ای مسایل ایران را در نا امنی نهادینه شده تاریخی، فرهنگ غارتی و استبداد یافت. آثار ارزشمند او از جمله «جامعه شناسی خودکامگی» و «جامعه شناسی نخبه کشی» به توصیف و تبیین تحمل ناپذیری و خشونت استبداد در ایران و دشواری های راه نجات می پردازد. 
او از اندشمندانی بود که اندیشه و مشی زنده‌یاد مهندس بازرگان را در زدودن استبداد و استقرار آزادی و مردم سالاری از طریق تلاش مستمر، صبورانه و تدریجی درست می‌دانست و ایستادگی نهضت آزادی را می‌ستود و نسبت به اثربخشی و موفقیت راه آن حساس و علاقه مند و پیگیر بود. 
نهضت آزادی ایران این ضایعه دردناک را به خانواده محترم، دوستداران، جامعه شناسان و آنان که با امید به تلاش برای آزادی و عدالت در ایران می‌کوشند تسلیت می‌گوید و ادامه راه او را، بویژه توسط جوانان این آب و خاک، از ایزد منان خواستار است. 

@nehzatazadiiran

نهضت آزادی ایران
8 فروردین 1401

مجسمه بدحجاب در گرگان را برداشتند

 شورای شهر گرگان در مورد جمع‌آوری یک مجسمه توضیحاتی ارائه کرد.

به گزارش  ایرنا، رییس شورای شهر گرگان گفت: پس از افزایش گلایه رسانه‌ها و شهروندان در مورد نحوه طراحی المان مفهومی "تنها با هم"، این مجسمه برای انجام برخی اصلاحات جمع‌آوری و به زودی با اعمال تغییرات باز دیگر نصب خواهد شد.

 

صفرعلی پایین‌محلی اظهار داشت: در احترام به نظر شهروندان و رسانه‌های گرگان، این اثر که به زبانی استعاره، نشان‌دهنده انسانی مسخ‌شده در قابی کوچکتر به نام رسانه است اصلاح خواهد شد.

مجسمه بدحجاب در گرگان را برداشتند (عکس)

وی بیان کرد: این اثر نشان می‌دهد که روابط خانوادگی، نوع پوشش و حضور در اجتماع تحت تاثیر رسانه به سمت و سوی خلاف اخلاقیات جامعه گرایش پیدا می‌کند.

وی افزود: در تمامی ادوار، آثار هنری فارغ از مباحث زیبایی شناسانه، نگاهی انتقادی و گفتمانی داشته اند و به این معنا، اثری که در بستر فرهنگ یک جامعه شکل می‌گیرد به‌جز ساختار فرمی بصری باید رویکردی مفهوم‌انگارانه و آشنا زداگونه داشته باشند.
 

چون موهای مجسمه معلوم بود، آن را برداشتند
مجسمه بدحجاب در گرگان را برداشتند (عکس)

رییس شورای شهر گرگان ادامه داد: این اثر جایگاه فضای مجازی در زندگی روزمره را به چالش کشیده و انتخاب شخصیت ها از قشر جوان جامعه بوده که در معرض بیشترین هجوم تاثیرات مخرب فضای مجازی قرار دارند.

وی گفت: همچنین عید نوروز که نمادی از همبستگی و در کنار هم بودن است در این اثر به خاطر رسانه و فضایی مجازی تنها شدن آدم ها را نشان می دهد. 

قابی از استایل  محمد خاتمی

تصویر دیده نشده از محمد خاتمی که ابطحی طی روزهای اخیر منتشر کرده بود:

photo_2022-03-25_15-08-25

نوروز ۵۸ تهران

   

   مهندس مهدی بازرگان

مجله «آدینه» - شماره نوروزی سال  1370

 

دی بامداد عید که بر صدر روزگار/ هر روز عید باد به تایید کردگار

بر عادت از وثاق به صحرا برون شدیم/ با یک دو آشنا هم از ابناء روزگار

عطف به پرسشی که کرده و مقاله‌ای که برای شمارۀ مخصوصتان خواسته بودید، بنده خاطرۀ خاص و یادآوری برجستۀ قابل عرضه از مراسم نوروز، این آئین باستانی و سرآغاز سال ایرانی ندارم و چیزی در حافظۀ کامپیو‌تر عمرم نیافتم. مگر آنکه قدمت خاطرات و کهنگی اطلاعات با نظریاتم تازگی برای خوانندگان شما داشته باشد.

وقتی به گذشته‌ها نگاه می‌کنم مراسم عید و دید و بازدید نوروز را علی‌رغم اینکه سنت‌های ملی و مراسم باستانی معمولا حالت ثابت و محفوظ دارد ـ یا باید داشته باشد ـ آن را مرتبا در تحول و تغییر دیده‌ام و هیچ سال عیدمان مثل پارسال نبوده است: از زمانی که به قول معروف دست چپ و راستم را شناخته، همراه برادر خواهر‌ها کفش و لباس نو می‌پوشیدم و مهمانی می‌‌رفتیم و عیدی می‌گرفتیم تا حالا که عیدی می‌دهم. ولی عیدی‌ها در اثر گرانی‌ها و بی‌پولی‌ها و زیادی گیرندگان، به جایی نمی‌رسد، چه آن زمان که «صد سال به این سال‌ها» به یکدیگر می‌گفتند تا حالا که هر سال آرزوی سال پیش را می‌کنند.

همیشه «نوروز» و «نوسال» داشته‌ایم. یک مقدار دنیا و روزگار عوض می‌شده است و مقدار بیشتر مردم ایران و شرایط زندگی یا اقتصاد و سیاست و فرهنگمان در تحول و تلاطم دایم بوده، نتوانسته‌ایم به حد اعتدال و ثباتی که خودمان طالب و طراح آن باشیم برسیم. برخوردهای ما با نوروز و کنش و واکنش‌های طبقات مختلف مملکت بجای تعادل، حالات تردید و تضاد پیدا می‌کرده است.

یک چیز پابرجا مانده است. دعایی که نمی‌دانم منشأ و اصالت آن از کجا و از کی است ولی کاملا گویا و زبان حال ما بوده است با آنکه هیچ‌گاه تحقق نیافته است، مایوس نشده دایماً آن را به همدیگر می‌گوییم و در کارت‌های تبریک و تقویم‌ها می‌نویسیم: یا مقلب القلوب و الابصار/ یا محول الحول و الاحوال/ یا مدبر اللیل و النهار/ حول حالنا الی احسن الحال.

در سنین قبل از بلوغ یعنی دوران سلطنت احمدشاه به طوری که در یادم دارم، دید و بازدید و جشن و شادی عید ساده‌تر بود ولی با محتوی‌تر و نشاط انگیز‌تر و نه صرفا برای تشریفات و اجرای صوری مراسم. فایده‌های زیاد نیز در بر داشت. هفت هشت روز به آخر سال مانده، کرسی‌ها و بخاری را برداشته یک خانه تکانی کامل در هم‌آهنگی با طبیعت و زمین و هوا از حیاط و اطاق‌ها و اثاثیه و از لباس‌ها و چهره‌ها انجام می‌دادند، به استقبال بهار رفته توی دوری‌های بدل چینی و پشت قلقلک‌های آبخوری گندم و عدس و غیره سبز می‌کردند، دیدار‌ها و احوالپرسی‌ها و آشتی‌کنان‌هایی صورت می‌گرفت که چه بسا سال به سال دست نمی‌داد و صلۀ رحم بود. عیدی دادن به بچه‌ها و نوکر کلفت‌ها ضمن آنکه خندان و خوشحالشان می‌کرد سبب پیوند محبت و ایجاد خوش‌بینی به زندگی بود. عید تنها برای کودکان و خدمتکاران نبود، همۀ طبقات و اصناف در تمام سن و حالت‌ها انتظار این ایام را می‌کشیدند و از شیرینی و شادی‌های آن می‌چشیدند. پدرم از مرد عمل و حساب بودن تبریزی‌ها تعریف می‌کرد که هر روز در سیزده روز، عید اختصاصی یک محله بود و اهالی آن محله در خانه‌هایشان می‌نشستند تا دوست و آشنایان ساکن سایر محلات به دیدنشان بیایند. هم خرج و زحمت کم و کوتاه می‌شد و هم دیدار‌ها با اطمینان و استفاده انجام می‌گرفت.

بساط عید که می‌چیدند غیر از هفت سین سنتی با قدح آب زلال و آئینه و قرآن، شامل چند قلم نقل و قرص وطنی یا راحت‌الحلقوم و لوزهای رنگارنگ بود و احیانا پشمک و حاجی‌بادام یزد. کمتر آجیل می‌گذاشتند که جایش شب چهارشنبه سوری بود و از میوه و تکلفات امروزی یا انواع شیرینی‌های تازه و شکلاتی وارداتی قفقاز و اسلامبول و اروپا خبری نبود ولی آنچه می‌گذاشتند برای دهان شیرین کردن بود نه اسراف و نمایش. کسانی که دستشان به دهانشان می‌رسید شیرینی خانگی می‌پختند، از قبیل باقلوا، نان آردی، نان نخودچی و سوهان عسلی (بیشتر خانواده‌های آذربایجانی با هنرمندی خانم‌های کدبانو). قبل از عید بعضی‌ها رگ می‌زدند که خونشان تمیز شود و آماده برای جذب شیرینی و چربی باشد...

شرایط طبیعی و اوضاع اقلیمی آن زمان فلات ایران، یعنی سرما و گرما‌ها و برف و باران‌ها خیلی با حالاها فرق داشت. نسل‌های بعدی و امروزی نمی‌توانند تصور زمستان‌های سخت آن روزگار را بنمایند...! در تهران و بیشتر شهرهای ایران در فلات مرکزی و در ایالات غرب و شرق مانند همدان، عراق و از قزوین تا زنجان و سراسر آذربایجان یا قسمتی از کردستان، سوز و سرما تا منهای ۲۵ و ۴۰ درجه برف و یخبندان بیداد می‌کرد. تل برف منجمد شده، در کوچه‌های تنگ و حیاط‌های گود گاهی تا نزدیکی‌های عید باقی می‌ماند، راه‌ها را می‌بست و حوض‌ها را می‌شکستند در حالی که شیر آب‌انبار‌ها و پاشیر نیز یخ می‌زد. کودکان و پیران و کم‌بنیه‌ها در اثر سرماخوردگی و سرفه یا ناخوشی‌های دیگر تا دم مرگ می‌رفتند. سرما حبس کنندۀ آدم‌ها و حیوانات در کنج اطاق‌ها در زیر کرسی و پای کته و در آغل و طویله بود. خصوصا در دهات و ییلاقات. بدیهی است که آذوقه و مایحتاج نیز دچار تنگی و قحطی می‌شد... خلاصه آنکه زمستان برای ایران و غالب ایرانیان فصل سیاه لعنتی پر از مشقت و محرومیت محسوب می‌شد و زندگی مردم مناطق سردسیر شباهت به خواب زمستانی حشرات و بعضی از حیوانات مثل خرس و خرگوش پیدا می‌کرد. با این تفاوت که جانوران به راحتی می‌توانند بی‌حال و بی‌حرکت و بدون خوراک بسر ببرند ولی برای آدم‌ها فقدان غذا و گرما قابل تحمل نیست. باید قورمه و آرد و هیزم ذخیره کنند، تنور داشته باشند که در خانه نان بپزند و چاله برای ریختن ته ماندۀ تنور که روی آن کرسی بگذارند و آش و آب گرم تهیه کنند، علاوه بر این‌ها در ابتدای پاییز خاکه زغال بخرند و گوله درست کنند.

بنابراین بسیار طبیعی بود که مردم ایران زمین رفتن زمستان و آمدن بهار را که برای آنان رستاخیز طبیعت محسوب می‌شد و مژدۀ نجات و طلیعۀ حیات را می‌آورد، عید بگیرند. باید انصاف داد و افتخار کرد که نیاکان ما چقدر خداپرست و باشعور و معرفت بودند که برخلاف رسوم اقوام مصر و یونان و روم نه قائل به رب‌النوع بهار و پرستندۀ مظاهر طبیعت شدند، نه بت و بتخانه ساختند و نه نذر و قربانی بر مقدمش کردند. به دیدار یکدیگر و مبارک باد گفتنی می‌رفتند، شیرینی و شادی راه می‌انداختند و شکرگزار پایداری گذشته و آماده و امیدوار آینده می‌شدند. اتفاقا قرآن مجید نیز برای قبولاندن رستاخیز و قیامت و تدارکات زندگانی آخرت شاهد مثال یا نمونه و برهان از زنده شدن زمین و گیاهان مردۀ زمستان و به جنب و جوش و زایندگی در آمدن آنان، در اثر باد و باران می‌آورد.

انچه از سیاهی و سختی زمستان گفتم مشابه آن را تابستان‌ها با گرمی و داغی هوا، خستگی و تشنگی، مگس‌های ناحق روز و پشه‌های بی‌امان شب داشتیم. نه کولر و چیلر اختراع شده بود و نه تا زمان رضاشاه پنکۀ سقفی یا بادبزن پایه‌دار وجود داشت. اکثریت اهالی سرداب یا زیرزمین خنک برای استراحت روز و پشت‌بام و حیاط وسیع برای خواب شب نداشتند. پدرم باغچه محقری در شمیران با یک استخر ساروجی و جاچادری فراهم کرده بود که ساختمان و زیربنایش یک ایوان با یک اطاق صندوقخانه مانند به انضمام سه اجاق و یک سکوی چوبی برای گذاردن ظروف و لوازم آشپزخانه بود. تازه ماه جوزا (یعنی خرداد) که می‌گذشت آب شهر هفتگی می‌شد و مجبورا با کوزه و کاسه از قنات مقصودبیک آب آشامیدنی می‌آوردیم و ما جزو معدود چهل پنجاه خانواده‌ای بودیم که می‌توانستیم باغ و بساطی داشته و «آب خنک» بخوریم.

فصل بهار در فاصلۀ زمستان و تابستان یگانه ایامی بود که مردم این سرزمین نفس راحت کشیده نه می‌لرزیدند و نه عرق می‌ریختند. از پاییز با وجود اعتدال هوا و فراوانی میوه و خوراکی‌ها کسی خوشش نمی‌آمد. برای اینکه خزان درختان و پیش درآمد زمستان لعنتی بود، و برای شاگرد مدرسه‌ها، گشایش کلاس‌ها.

یادم می‌آید وقتی در کلاس چهارم دبیرستان (در دارالمعلمین مرکزی) بودم کتاب فرانسۀ درسی (لکتورتوته) قطعه‌ای داشت از یک نویسندۀ مشهور تحت عنوان L'automne یعنی پاییز. جناب نویسنده که نامش را به خاطر ندارم گفته بود «من پاییز را از همه فصل‌ها بیشتر دوست دارم» و سپس به وصف سوپ کلم شام و سر و صدای به هم خوردن در و پنجره‌های اطاق یا قار و قار کلاغ‌ها که در آسمان بالانس می‌زدند پرداخته بود. من مثل سایر شاگردان خیلی تعجب کردم که مگر می‌شود کسی پاییز را دوست داشته باشد! بعد‌ها که جزو محصلین اعزام شش هفت سالی در آنجا اقامت داشته روزهای تعطیل با دوچرخه به گردش می‌رفتم در دشت و دره و جنگل و کنار دریا همه جا سبزی و زیبایی و باران و رطوبت زیادی می‌دیدم. اما هیچ کجا طراوت ایران با نسیم فرح‌بخش و رنگ و بوی گلستان‌های خودمان را نمی‌دیدم. فهمیدم که آن جناب چون مزه و معنای بهار ما را نچشیده حق داشته است از پاییز خوشش بیاید. بهار ایران چیز دیگری است و بی‌همتا در دنیا! با فروردین ماه مژده‌آور گرما و روشنی و بادهای تن‌پرور، با اردیبهشت‌ماه جلالی که سراسر ایران را از سردسیر و گرمسیر به زیر سایه و صفای خود می‌برد. به قول سعدی:

پیراهن برگ بر درختان / چون جامۀ عید نیکبختان

اول اردیبهشت ماه جلالی / بلبل گوینده بر منابر قصبان

بر گل سرخ از غم اوفتاده لئالی / همچون عرق بر عذار غضبان

و خردادماه یا جوزا به معنای سنبله که اگر آغاز گرما است ولی مطبوع است و زائل کننده سرمای چله‌های زمستان که تا «مغز استخوان‌ها» نفوذ کرده و اینک سبزی گندمزارهای بهاره و پاییزه را به رنگ طلایی درآورده، خوشه‌ها و خرمن‌ها را روانۀ انبار‌ها و آسیا‌ب‌ها و سفره‌ها می‌نماید. هیچ ملتی نه بهار ما را دارد و نه سعدی ما را. شاعر خدا‌شناس و ایران‌شناس که در دیباچۀ گلستانش حمد خدا و وصف نوروز را یکجا آورده چنین گوید: «باران و رحمت بی‌حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی‌دریغش همه‌جا کشیده، پردۀ ناموس بندگان به گناه فاحش ندارد و وظیفۀ روزی به خطای منکر نبرد. فراش باد صبا را گفته تا فروش زمردین بگسترد و دایه ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات در مهد زمین بپرورد. درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق در بر گرفته و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سر نهاده. عصاره تا کی به قدرت او شهد فائق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته.

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند / تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار / شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری»

بنابراین در محیط و زندگی ایران بهار عروس سال بود و عید نوروز شب عقدکنان و به حجله نشستن نوعروس محسوب می‌شد و این کیفیت و ویژگی مخصوص ایران، در مفهوم جغرافیایی تاریخی آن بود.

شاید مبالغه نباشد که بگوییم فلات ایران تنها منطقۀ جهان است که چهار فصل مشخص و متمایز و متضاد با هم دارد. زمستان‌هایی که مثل قطب و سیبری نیست ولی می‌تواند طعنه به دشت قبچان و شمال اروپا بزند و در ارتفاعاتش ادای روسیه و کانادا را درآورد. در حالی که آن‌ها تابستان سوزان ندارند. مصر و آفریقا و هندوستان و مناطق عرب‌نشین تابستان‌های داغ‌تر و دم‌دار‌تر و خفقان‌آور‌تر از تیر و مردادهای ما را دارند و اگر از سرما و سختی زمستان‌های سیاه رنج نمی‌برند آرامش و خنده بهاران را هم ندارند. در حجاز و عراق و در مناطق استوایی هوای فروردین یا ربیعشان و بلندی و کوتاهی روز‌ها فرق چندان با قلب‌الاسدشان ندارد.

این افتخار نیست، امتیاز و اختصاص است که عید ایرانیان و سالشان از روزگاران قدیم چنین آغاز شده است، اگر در دنیا فقط در ایران و نزد ایرانیان است که سال نو و عید ملی با روز اول بهار انطباق دارد بدون دلیل و بی‌اساس و حساب نیست. چنین رسم و قرار را جغرافیای طبیعی و شرایط اقلیمی ما به وجود آورده و پایدار و ریشه‌دارش ساخته است. عید نوروز و جشن و جنبش بهاران را نه جمشید داستان و داریوش باستان فرمان داده‌اند، نه اسکندر مقدونی و خصومت عربی یا نخوت اموی توانسته است آن را از بین ببرد، ‌نه زرتشت واضع آن و ساسانی احیا کننده آن است و نه دین و دکانی در برابر اسلام و توحید است که جغدان مکتب و مسند منکر و براندازندۀ آن شوند. دست خدا و خلقت نهال نوروز را در سرزمین ایران غرس کرده است، در حالی که تنها یک سنت و صورت و خالی از خاصیت و رسالت هم نیست. شادی و شکر یک ملت است، مشاهدۀ وحدت و یادآوری مقاومت است، تلقین امید و توکل است، درس حرکت و حیات است!...

برگردیم به سیر تحول آیین نوروزی و تطبیق و تغییرات دایمی آن.

اوضاع مملکت و مردم در سلطنت احمدشاه سال به سال بد‌تر می‌شد. جنگ بین‌المللی و قحطی و وبا مزید بر علت شده بود. شاه و رجال و به طریق اولی نمایندگان مجلس نه تحلیل درست از جریان‌ها می‌توانستند بکنند و نه درک روشن از آزادی و مشروطیت داشتند که در یک انقلاب ناقص و ناپخته به وصال آن رسیده بودند و نه از استقلال و ادارۀ مملکت یا از جریان‌های دنیا و سیاست چیزی سرشان می‌شد یا راه به جایی می‌بردند.

بار زندگی از هر جهت بر مردم تنگ شده به زحمت خود را می‌کشیدند. بدیهی است که نسبت به مراسم عید و مخارج آن هم دل و دماغی نداشته به نحوی می‌خواستند از آن فرار کنند. آن سال یعنی اسفند ۱۲۹۹ دو سه روز بعد از کودتای سوم حوت رضاخان و رئیس‌الوزرا شدن سیدضیاء، مرحوم پدرم خانواده را به [حرم] حضرت معصومه برد که هم زیارت و گشایش روحی باشد و هم فرار از تدارکات و تشریفات عید. با دلیجان رفتیم و دو روز طول کشید. صبح عید یک آقای معمم سیدولی تاجر و دوست پدرم که خانه‌ای برایمان گرفته بود، یک نان سنگک قدی خشخاش زدۀ برشته به عنوان تبرک و تبریک برایمان فرستاد. یکی دو روز بعد بارندگی و سیل مفصلی به راه افتاد که تا نزدیک سقف پل رودخانۀ قم رسیده بود و خانه‌های گودشهر و قسمتی از بازار و کاروانسرا‌ها را گرفته، عدل‌های جنس و کیسه‌های شکر را خراب و خیس کرد. یکی از واعظ‌های مُبلّغ کودتا در صحن حضرتی به منبر رفته، مردم را با شعر حافظ مژده و گفته بود «بگذرد آن روزگار تلخ‌تر از زهر و بار دگر روزگار چون شکر آید». با آمدن سیل، مردم که بهم می‌رسیدند برای شیخ واعظ پیغام می‌دادند که سیل آمد و شکر‌ها را برد! بارندگی و سیل چنان طولانی و فراگیر شد که پل رودخانۀ شور را هم برد و رابطۀ قم با تهران را به کلی قطع کرد. ما مجبور شدیم مثل سایر زوار تا اواسط خردادماه آنجا بمانیم. ادارۀ «طرق و شوارع» وزارت فوائد عامه نتوانسته بود نه جلوی خرابی پل را بگیرد و نه در این مدت کاری انجام دهد. کاروان‌ها و کالسکه و دلیجان‌ها را از یک راه مالرو با پل شاه‌عباسی متروکه عبور دادند که آب تغییر مسیر داده چند کیلومتر از زیر آن دور شده بود و ناچار شدند یک پل چوبی موقت دستی در آنجا بزنند. مسافرین و بار‌ها را پایین آورده با کول حمال به آن طرف می‌فرستادند...

مملکت در چنین وضع ناتوان ناهنجار، در ناامنی و راهزنی و در فقر و جهل دست و پا می‌زد! مردم آرزو و انتظاری جز سر و سامان پیدا کردن ملک و ملت و نو شدن همه چیز نمی‌توانستند داشته باشند. غروب زمستان سیاسی و اداری و فرهنگی و دمیدن بهار زندگی را نمی‌خواستند یعنی قدرت دولت و خروج از هرج و مرج از یک سو و تجدد یا رنگ و روی تازه و فرنگی به جای کهنه‌ها و پوسیده‌ها از سوی دیگر. ملت و مردم در مجموع از پیدا شدن رضاشاه، در انتظار وعده‌ها و امید‌ها، استقبال کردند. نوگرایی و دور ریختن آثار و آداب گذشته، در دین و آداب و البسه، رواج یافت. عید نوروز که همچون پسته پوک دیگر تحریک اشتها نمی‌کرد، در برنامۀ فعال کردن کشور بی‌نصیب نمانده به دستور پهلوی تعطیلات اول سال از سیزده روز سابق و یک هفتۀ دولتی به سه روز تقلیل یافت. و به‌‌ همان نسبت آمد و رفتن‌ها و سایر لوازم عید کوچک و لاغر شد. معذلک رضاشاه نشستن برای سلام نوروز، سان دیدن بزرگان لشکری و کشوری و عیدی دادن به خاصان (که یادگار شاهنشاهان بوده است) ادامه داد. تیمورتاش وزیر دربار سینی طلایی را که چند سکه پهلوی در آن گذاشته شده بود پیش می‌آورد و شاه ـ به احتمال قوی با اکراه و روی حساب و مصلحت ـ برمی‌داشت و التفات می‌فرمود. داستان کوچکی از مرحوم حاجی امین‌الضرب (شخصیت تجاری ـ سیاسی درجه اول زمان) را یکی از کارمندان دستگاهش برایم تعریف می‌کرد. آقای حاجی امین‌الضرب (مهدوی) صبح زود عید قبل از جلوس در خانه و ادارۀ خودش برای دست‌بوسی و تبریک عید به دربار می‌رود، در حالی که فراموش کرده بود جیب‌های پُر از پول خود را که برای کسان و کارمندانش تهیه دیده بود خالی کند. رضاشاه چشمش به برآمدگی جیب‌ها می‌افتد. دستی به آن‌ها زده می‌گوید حاجی این‌ها چیست؟ رد کن ببینم؟

 

این را هم بگویم که ایرانی ـ چه بدمان بیاید و چه خوشمان بیاید ـ با کهنه‌ها و گذشته‌ها و با سنت‌ها و قدیمی‌ها میانه چندان و سر و کار نداشته، طالب تغییر و تجدید و نوآوری است. فقط در مذهب است که حفظ آثار و آیات را می‌نماید و در عبادت و زیارت و در خاطراتش به ذکر و تکرار سرگذشت انبیا و اولیا می‌پردازد. در ادیان توحیدی توجه اصولی فوق‌العاده به بُعدِ زمانی انسان در وسعت گذشته و آیندۀ بی‌‌‌نهایت به عمل می‌آید. اروپاییان برخلاف تصور و تبلیغات تجددخواهانه خیلی بیش از ما به تاریخ و به یادگارهای گذشته خودشان و دیگران علاقمند بوده به جمع‌آوری و بررسی عتیقه‌ها و نمونه‌های هنری و کتاب‌های قدیمی پرداخته، ایجاد موزه‌ها و گنجینه‌ها کرده‌اند و از ابنیه و آثار تاریخی یا سنت‌های ملی حفاظت می‌نمایند. ما در تماس و تأسی به آن‌ها بود که بیشتر به فکر این چیز‌ها و احیا و افتخار به گذشته‌ها افتاده‌ایم.

پهلوی و دستگاه پهلوی مانند تخت‌نشینان گذشته رفته‌رفته با مراسم نوروزی خو گرفته آن را وارد دربار و دولت و ملت کردند. ولی مثل اصلاحات و امنیت با استقلال و تجددخواهی‌ها که توخالی و تقلیدی بود، مراسم عید زمان پهلوی به لحاظ سر و صدا و تظاهر و در تشریفات و تکلف، رشد زیاد یافت. در خانه‌های پولداران و حتی متوسطین و کارمندان روی میز اطاق پذیرایی شیرینی‌های خشک و‌ تر لذیذ و لوکس در ظروف مدرن چیده می‌شد. همراه با قدح‌های بلوری یا سبدهای نئین پر از میوه‌های اشتها‌آور یا آجیل‌های شور و شیرین. اما خلاف اتیکت بود که مهمانان دست به طرف آن‌ها دراز کنند. دیدار‌ها و دیده‌بوسی‌ها، هدیه و عیدی‌ها یا توالت و لباس خانم‌ها سال به سال افزایش یافت. همچنین رسم و الزام شده بود که هر کسی به دیدن هر آشنا برود ولو همکار اداری که تا ظهر ۲۹ اسفند پیش هم بودند و هر روز همدیگر را می‌دیده‌اند. برای خلوت و خوش کردن با زن و بچه‌ و برادر خواهر‌ها یا نزدیکان فرصت و حوصله‌ای باقی نمانده، روزی هزار بار جملۀ بی‌مغز و خسته کنندۀ «تبریک عرض می‌کنم» را تحویل همدیگر می‌دادند (و می‌دهیم).

رسم خوبی متداول شد که باعث صرفه‌جویی در وقت و خرج و زحمت بود. نمی‌دانم اصلش تعلیم از خارجی‌ها بود یا تبعیت از بار عام شاه‌ها. ابتدا وزرا و استانداران و روساء ادارات بزرگ در مراجعت از شرفیابی یا روز دوم عید، همکاران و کارکنان را برای تبریک گفتن و برای دیدار متقابله خودشان به تالار وزارتی یا سالن عمومی دعوت می‌کردند. به زودی این رویه به موسسات مهم مانند بانک ملی ایران و دانشگاه تهران و از آنجا به باشگاه‌ها و انجمن‌ها و خانواده‌های پُر اولاد، حتی به مساجد نیز سرایت کرد. البته از خیلی قدیم علمای طراز اول و مراجع تقلید این رسم را داشتند که نه تنها در عید نوروز بلکه بیشتر در ولادت‌ها و سوگواری‌ها در خانه می‌نشستند و مردم و مریدان به دیدنشان می‌آمدند. غرض اولیه و فلسفه وجودی مجالس عمومی یک کاسه کردن دیدارهای عید و احتراز از زحمت و ضایعات بود که حقیقته غیرقابل تحمل بود و به جای راحتی و نشاط و خاصیت‌های فراوان، تهوع‌آور شده بود. عکس‌العمل طبیعی و اجباری این شد که هر کس می‌توانست پا به فرار گذارده به یک آگهی چند سطری تبریک و عذرخواهی در روزنامه اکتفا می‌کرد. یعنی رسمی و کاری درست در جهت عکس آنچه طبیعت، فطرت و سنت و مصلحت خواسته بود.

تازه مگر به خارج تهران که می‌رفتند راحت بودند و با رضایت و سلامت بر می‌گشتند؟ (که حالا هم همین‌طور است و بلکه بد‌تر شده): اول مشکل بزرگ تهیه بلیط قطار و هواپیما یا جا گرفتن در اتوبوس بود، ترافیک سنگین جاده‌ها و تصادف‌های راه‌ها، هتل و مهمانخانه که هنوز هم در ایران کمیاب است و باید خانۀ خویشان و آشنایان رفت و چه دردسر و آزاری برای آن‌ها، یا در پارک‌ها و کنار خیابان‌ها خوابید، آذوقه و احتیاجات گیر نمی‌آید و می‌بایستی همراه برد، شلوغی و گرانی از هر جهت و غالبا گرفتاری سرما و باران پیش‌آمدهای دیگر... و دست آخر ارمغان خستگی و خرج و پشیمانی!

در آن سال‌ها (شاید حوالی ۱۳۱۸) مقاله‌ای در اطلاعات یا کیهان نوشته و گفته بودم «بیاییم یک قرارداد تدافعی و عدم تعرض با هم ببندیم: نه شما به دیدن من بیایید و نه من به خانۀ شما خراب شوم، مگر آنکه خویشاوند و دوست قدیمی خودمانی باشیم. بگذارید عید نوروز طراوت و راحت و خاصیت خودش را بازیابد و شاد و شکفته و سرحال از تعطیلات بیرون بیاییم.» بدیهی است که مقاله اثری در جامعه نکرد. خوانندۀ چندان هم نداشت. ایرانی‌ها شاید بیش از سایر اقوام و نژاد‌ها از همدیگر رودربایستی دارند و برخلاف میل و تشخیص خودشان اسیر آنچه رسم و معمول است گشته، رهایی از قید گفتار‌ها و پندار‌های تصوری دیگران برایشان مشکل است. در کار‌ها و برنامه به جهات عملی و عقلی کمتر توجه می‌کنند.

بعد از قضایای شوم شهریور ۲۰ و رسیدن به دورۀ محمدرضا شاه، هم توجه و تمایل عمومی به ایرانیت و به استقلال مملکت و بازگشت به فرهنگ‌ها و سنت‌های باستان زیاد شده بود و هم شاه برای مایه دادن به سلطنت بی‌پایۀ استبدادی در برابر مخالفان ملی و مذهبی و ایدئولوژی اسماً شرقی و مارکسیستی، تنها پناهگاه خود را در تلقین و تبلیغ شاه‌پرستی و سنت‌های باستانی می‌دید. برپایی با سنگ تمام مراسم نوروزی مد روز شد. البته باز هم بیشتر نمایش و آرایش تا بیداری و امیدواری یا تکان و تابشی به طبیعت: میوه و آجیل شب یلدا، پریدن از روی بوته چهارشنبه‌سوری با ترقه‌بازی و قاشق‌زنی (تلویزیون پریدن هویدا از روی بوته را هم نشان می‌داد)، پیام‌های نوروزی شاه و شهبانو با تبریک‌ها و نطق‌های بی‌محتوی، از طرف سران و سردمداران، دیدار‌ها و پذیرایی‌های طبیعی یا تصنعی و تشریفاتی. کسانی که ناچار به ماندن در خانه و شهر خود بودند، فرار خارج از مرکزی غالب طبقات و مخصوصا صاحبان مال و مقام، نه تنها به شهرهای خودمان بلکه به پایتخت‌های اروپا و آمریکا. و بالاخره تعطیل یک روزۀ سیزده و موج‌های پراکنده مردم در بیابان‌ها و مزارع و دره‌ها، با گرفتاری تا نیمه شب در ترافیک جاده‌ها.

ملت ما نتوانسته یا نخواسته است که میان وفاداری و بهره‌برداری صحیح از مراسم نوروزی و خلاصی از عوارض دست‌و‌پا‌گیر بی‌حاصل و زیانبخش آن، راه‌حل عاقلانه استواری با تشخیص و تحقیق خودش بیابد. اندیشمندان و دردمندان و صاحب‌نظران ما و موسسات علمی و اجتماعی و فرهنگی نیامده‌اند به طور جدی استقلالی و ابتکاری روی مساله نوروز کار و خدمت کنند.

**در همین دوره و زمان به دنبال ستم‌شاهی‌های پدر و پسر، یک نوع تحول و بهره‌برداری ویژه از انتقال فصول و مراسم نوروز در میان مبارزین ایران به عمل آمد. من هیچ نشنیده‌ام که مثلا در روسیۀ تزاری در نزد بلشویک‌ها یا در انقلاب کبیر فرانسه و در مبارزات چند صد ساله ایرلندی‌ها علیه امپراطوری انگلیس و حتی در عثمانی یا در الجزایر و فلسطین، از جشن‌های اول سالشان و از توزیع کارت‌های نوئل و غیره استفاده‌های مبارزاتی جنبشی و انقلابی به عمل آمده باشد. ولی در ایران، اندکی در زمان رضاشاه و در مقیاس خیلی فراخ‌تر و وافر‌تر در نهضت مقاومت و در جبهه ملی و نهضت آزادی و بعد از آن در انقلاب پیروزمند موسوم به اسلامی و […]، با استفاده از شلوغی پست و مخابرات و با ارسال کارت‌های نوروزی در پاکت‌های سرباز، وسیلۀ وسیع برای رساندن پیام‌های مبارزه و انقلاب شده باشد و با استمداد از گذر سال و پیروزی بهار بر دیو ضحاک زمستان، عقده‌تکانی‌ها، وعده وعید‌ها، پیام‌های مقاومت و قیام، دشنام به دشمنان و دعوت از دوستان، در لفافۀ مبارک باد و دعا یا شعر و شعار، صورت گرفته باشد. مضافا به اینکه تغییر محیط و مناظر روح‌بخش طبیعت مشوق قوی برای از سر گرفتن حیات و حرکت یا قیام می‌شود.

از این جهات تقویم قمری و تجدید سال مذهبی نیز نقش موثر در مبارزات و قیام‌های ما داشته است. مراسم عاشورا که به‌یادآورندۀ قیام حسینی و شهادت‌ها و فداکاری‌ها و درخشندگی ارزش‌های حول و حوش واقعۀ کربلا می‌باشد، با تذکار و تهییج‌های همه ساله و پیام‌های ارسال شده از منابر و محافل در سایۀ حمایت دین، از ویژگی‌های ایران و تشیع می‌باشد که دست‌کم از مراسم نوروزی ندارد و در قیام ۱۵ خرداد ۴۲ که در فصل بهار و ۱۲ محرم روی داد تقارن این مراسم را مشاهده کردیم.

انقلاب پیروزمند اخیر ایران و مبارزات قبلی زمینه‌ساز آن تصادف با سه گردش عید داشت. ملیون از آن ایام استفاده می‌کردند ولی رهبری و روحانیت که برای تهییج و تجمع بیشتر مردم علیه شاه و سنت‌گرایی او درصدد تحریم عید برآمدند به زودی متوجه شدند که چنین کار با علاقه‌ای که ایرانیان به تعطیل و تبریک دارند نمی‌تواند چندان کارساز باشد و برای تقویت روحیه‌ها جشن گرفته می‌شد. حتی تحریم جشن نیمۀ شعبان که آن هم از ویژگی‌های ایران است به اشکال و اختلاف برخورد. دستگاه از جشن و مراسم میلاد امام زمان(ع) وحشت داشت و ساواک دستور داده بود جلوی تجمع و سخنرانی‌هایی را که در محوطه نبش چهارراه پهلوی ـ شاه‌رضا تدارک دیده شده بود شدیدا بگیرند و کار به درگیری و تحریک بیشتر مبارزین کشید.

پیروزی انقلاب در اواخر بهمن ماه ۵۷ روی داد که اتفاقا ملایم شدن هوا و جلو افتادن بهار و خاطرۀ زوال و فرار دیو زمستان، طلوع آزادی و عدالت و آبادی را تداعی می‌کرد. قبلا در تظاهرات برای رفتن شاه و آمدن رهبری شعر حافظ را سروده و می‌گفتند: 

منظر دل نیست جای صحبت اغیار / دیو چون بیرون رود فرشته درآید!

در اول فروردین ۵۸ که کمتر از دو ماه از انتصاب دولت موقت می‌گذشت شهردار تهران آقای مهندس توسلی از دولت و مردم دعوت برای دیدار عید در استادیوم صد هزار نفری کرده بود. اجتماع عظیمی به وجود آمد. من برای زدودن یأس با تردید و ترس که هنوز در دل‌ها و چهره‌ها ظاهر بود و شکستن عقده‌های عزا و عقیده‌های ضد ملی در سخنرانیم، اعلام عید گرفتن کردم و دستم را بلند نموده آستین لباس نوروزیم را نشان دادم که موثر و مورد استقبال و نشاط قرار گرفت. بعضی‌ها هنوز هم آن را به یاد می‌آورند.

 

قبلا در اواخر اسفند ماه که می‌خواستم تعطیلات رسمی تجدیدنظر شده سال را به تصویب شورای انقلاب برسانم، تعطیل یک هفته عید و سیزده بدر مورد استقبال بعضی از آقایان قرار نگرفت، تصور می‌کردند ۱۵ خرداد و ۲۲ بهمن و روزهای دیگر می‌تواند جایگزین آن‌ها و مانع ملی‌گرایی و سنت‌های طاغوتی بشود.

 

در اولین پیام نوروزی بعد از پیروزی و شاید سال بعد از آن، اگر اشتباه نکنم، رهبری انقلاب و پایه‌گذار جمهوری اسلامی ایران عنایت داشتند یا فراموش کردند که تبریک سال بگویند و نام از نوروز ببرند. بعد‌ها با ذکر اینکه پاره‌ای از روایات حکایت از تایید و تصویب نوروز از جانبت بزرگان اسلام می‌نماید تشریفات نوروزی و تبریک تحویل سال بر برج حمل پذیرفته شد و حالت رسمی پیدا کرد. مقامات همه ساله پیام نوروزی می‌فرستند و تبریک به ملت مسلمان گفته، توصیه‌ها می‌نمایند.

 

همین طور چهارشنبه‌سوری و سیزده بدر تا چند سال مساله و مشکلی شده بود مابین بچه‌های کوچه و جوانانی که علاقمند به آن بودند و پاسداران. مناقشات و مزاحمت‌هایی روی می‌داد ولی برافروختن آتش چهارشنبه‌سوری و به صدا درآوردن ترقه یا بازی‌ها و بزن و بکوب‌های صحرایی سیزده تعطیل نشد.

 

امید و دعا از درگاه بلند پروردگار جهان که خلقت زمین و آسمان و در طبیعت و اقلیم ایران زمین صفا و رحمت و خصلت عید نوروز را قرار داده است داریم که این عید باستانی و مراسم طبیعی آن پیوسته برقرار و استوار مانده و وسیله‌ای برای استقلال بقاء و عظمت کشورمان و شادی و یگانگی و رستگاری ملتمان باشد. ضمناً با تفکر و تدبیر و بدون افراط و تفریط ما، عوارض مزاحم زیان‌

چرا انقلاب 1357 ضداستعماری هم بود؟

 

✅ مقدمه

 

🔻 استعمار یک محتوا دارد و یک شکل. محتوای استعمار در حدود 500 سال گذشته به دخالت و تأثیرگذاری کشورهای متروپل – پیشرفته اروپایی و بعداً آمریکا- در کشور حاشیه‌ای- عقب‌مانده- آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین است.

 

▪️ شکل استعمار؛ گاهی حکومت مستقیم استعمارگران است، مانند هند توسط انگلیس و الجزایر توسط فرانسه. گاهی نفوذ در هیأت حاکمه کشورهاست مانند نفوذ انگلیس از دوران صفویه و نفوذ روس- انگلیس در دوران قاجار و تا نیمه‌های دوران رضاشاه و البته بیشتر انگلیس و آلمان در نیمه دوم حکومت رضاشاه و انگلیس- آمریکا، پس از 1320 و البته بازهم بیشتر انگلیس و نقش آمریکا- انگلیس در کودتای 1332 و پررنگ‌تر شدن نقش آمریکا تا 1343 که نقش آمریکا مؤثرتر از انگلیس می‌شود. دقیقاً از کابینه منصور،‌ ترور منصور هم در کشاکش جابجایی نقش این دو استعمارگر، معنی می‌دهد.

 

رابطه‌ی به قدرت رسیدن خاندان پهلوی و استعمار

 

🔻می‌دانیم و مدرک و سند به اندازه کافی وجود دارد که رضاخان را انگلیسی‌ها در توافق با انقلابیون بلشویک سرکار آوردند و او را نماینده‌ی «بورژوازی ملی» به روشنفکرانما جا زدند. در مجلس چهارم، فراکسیون اقلیت که 12 نفر بودند به رهبری مدرس، مصدق، ملک‌الشعراء بهار و... با طرح استعمارگران- تغییر سلطنت قاجار به پهلوی- مخالفت کردند ولی رضاخان با توطئه و تمهیداتی که فراهم کرده بود و با حمایت فراکسیون سوسیالیست به رهبری سلیمان میرزا اسکندری و مشورت مرتب سفارت انگلیس، جلب حمایت مراجع حوزه‌های قم و عراق؛ از جمهوری صرف‌نظر کرد ولی رضاشاه شد. جوهر این تغییر توسط مسئولان نظامی- سیاسی انگلیسی‌های تهران- بغداد آمده بود. ضرورت این کار از منظر انگلیسی‌ها تشکیل یک دولت مرکزی قدرتمند و حفاظت از لوله‌های نفت جنوب بود که دیگر نمی‌شد با سران قبایل آن را حفظ کرد و ضمناً در غیبت تأثیرگذاری عمده‌ی جانشینان تزار در روسیه، انگلیس از موقعیت باید استفاده می‌کرد و در ایران هژمون می‌شد.

 

✅ چرخش به‌طرف آلمان

 

▪️ در وسط دوران پادشاهی رضاشاه، قدرت جدیدی در اروپا ظاهر شد با توانی قابل ملاحظه: آلمان هیتلری. رضاشاه که عنان او در دست دیکتاتوری استبدادی آغشته به ناسیونالیسم ضدمذهبی بود، اشتباه محاسبه کرد. نژاد آریایی هم او را بیشتر فریب داد به سوی آلمان متمایل شد. نتیجه؛ اشغال ایران در سوم شهریور 1320 و سقوط او بود.

 

✅ نقش استعمار در تداوم سلطنت پهلوی

 

🔻 پس از اشغال ایران، بازهم استعمارگران تصمیم‌گیر اصلی بودند. جمهوریت یا تداوم سلطنت پهلوی مطرح بود. کارشناس برجسته‌ی مسائل ایران، خانم لمبتون که آن موقع در سفارت انگلیس در تهران خدمت می‌کرد و جامعه‌ی ایران را از هر کارشناس خارجی دیگر بهتر می‌شناخت؛ تداوم سلطنت پهلوی را توصیه کرد و انگلیس، شوروی و آمریکا را به این امر متقاعد ساختند و مرحوم محمدعلی خان فروغی هم نقش داشت و علی‌رغم جفاهای رضاشاه به او، مصلحت را در این دید. پس محمدرضاشاه با طرح استعمارگران به پادشاهی رسید.

 

✅ نهضت ملی و استعمار

 

▪️ با سقوط دیکتاتور نظامی با تجربه و به پادشاهی رسیدنمحمدرضاشاه، شاه جوان که نه ویژگی‌های پدر را داشت و نه هنوز با بافت نهاد پادشاهی به همگونی کامل رسیده بود، نتوانست در مقابل نهضت ملی که نماد آن دکتر مصدق و جبهه ملی بود، بایستد و به ناچار تحمل و تعامل را در پیش گرفت و صبر و انتظار پیشه کرد.

 

🔻 نهضت ملی، یعنی؛ ملّی کردن قدرت و سیاست، یعنی، نفی استعمار و استبداد که ملیون در این راستا حرکت می‌کردند. ملّی شدن نفت بخش ملموس و عینی این هدف و سوژه‌ی بسیار خوب، مؤثر، ملّي و همه فهم بود. استعمار انگلیس که در جنگ‌های اول و دوم جهانی تضعیف شده بود و به استعمار درجه دو تبدیل شده بود استعمار تازه نفسی را به خدمت گرفت و با آمریکا، نهضت ملّی را شکست دادند، در حالی‌که مصدق در ملّی شدن نفت، هم در محافل حقوقی جهانی و هم در اندیشه‌ی روشنفکران جهان و هم در مشی رهبران استقلال‌خواه جهان- ناصر، تیتو، قوام نکرومه، سوکارنو و...- از حمایت و محبوبیت برخوردار بود و ایران پرچم‌دار استقلال کشورهای تحت استعمار و انگیزش جنبش عدم تعهد شده بود.

 

▪️ محمدرضا شاه که ذاتاً؛ ترسو، منفعل و فاقد ابتکار بود، با حمایت استعمارگران به حکومت بازگشت. اوا از خیر پادشاهی گذشته و به ایتالیا فرار کرده بود و استعمار این را نمی‌خواست.

 

✅کودتا و مشی جدید استعمار

 

🔻 با کودتای 1332، استعمار جهانی برای اولین بار و بعداز جنگ جهانی دوم، چهره‌ی جدیدی از خود بروز داد و آن دخالت مستقیم در سرنگونی حکومت‌های ملّی در جهان بود که بعداً در اندونزی، هائیتی، شیلی و ده‌ها کشور دیگر تکرار شد.

از این مرحله به بعد، آمریکا، هم به شاه و هم به انگلیس، حالی کرد که درایران من استعمار برتر هستم و باید ان را  به رسمیت بشناسید. در قرارداد کنسرسیوم ان را به رسمیت شناخته بودند ولی باید در انتخاب نخست‌وزیران و مدیریت ارتش و تشکیل سازمان امنیتی ساواک، هم به رسمیت می‌شناختند. آمریکا از 1930 با ناوگانش به خلیج فارس آمده بود و در عربستان نافذ شده بود و با خرج و مدیریتی که در کودتای 32 کرده بود، در ایران هم باید استعمار برتر می‌شد. جنبش مردم در خرداد 1342 و سرکوب آن، به لحاظ سیاسی برای آمریکا نقطه‌ی عطف بود تا مستقل از انگلیس و البته با هماهنگی آن و مشارکت درجه دوی لندن، در ایران، در همه‌ی زمینه‌ها، استعمار هژمون شود.

 

✅ زمینه‌های عینی و ملموس استعمار آمریکا پس از کودتای 32

 

۱- دولت

▪️ کابینه حسنعلی منصور و قبل از او دولت امینی، چرخشی معنی‌دار پس از سرکوب 1342 بود که «آمریکن فیل‌ها» کاملاً به قدرت برسند. هوشنگ نهاوندی، کارشکنی‌های عَلَم را که وابستگی تاریخی خاندانش به انگلیس مشهود است در تشکیل کابینه منصور را توضیح می‌دهد و حتی چند وزیر را در کابینه «تحمیل» می‌کند، از جمله عالیخانی را. ترور حسنعلی منصور را هم که توسط افرادی غیر از آیت الله خمینی طراحی و برای آن فتوا صادر شده بود، باید در چارچوب تقابل آمریکا- انگلیس دید. از کابینه هویدا تا 1357 «آمریکن فیل‌ها» مصدر محور هستند.

 

2- ارتش

🔻 بعد از کودتای 1332 آمریکایی‌ها در ارتش ایران نفوذ بسیار یافتند  و ارتش را به لحاظ لجستیک، مدیریت، کنترل و در چارچوب طرح ناتو و تشکیل سنتو و سیتو و همبستگی این پیمان‌های نظامی به هم در راستای منافع ناتو و جنگ سرد قرار دادند تا مرحله‌ای که در انقلاب 57 ، 55 هزار آمریکایی در ایران «مستشاری» می‌کردند. می‌دانیم که معنی مستشاری یعنی چی؟

 

رکن ۲ ارشد ایران که مرکز اطلاعات نظامی ایران بود، به تأکید هوشنگ نهاوندی در تاریخ شفاهی هاروارد، توسط افسران آمریکایی اداره می‌شد.

 

🔻 ارتش آمریکا در چارچوب برنامه‌های ناتو و با محمل پیمان سنتو که ایران را عضو آن کرده بودند، کل کشور ایران را زیرچشم داشت و هدایت می‌کرد. شاه فقط پول این سلاح‌ها را از مخازن نفت تأمین می‌کرد و وقتی که کیسینجر و نیکسون او را «ژاندارم منطقه» کردند، جز سمعاً و طاعتاً، کار دیگری نمی‌توانست بکند. تا جایی که در ظفّار و سومالی و ویتنام و... هم دخالت نظامی می‌کرد. نزدیک انقلاب هم ژنرال ناتو، هایزر به ایران آمد تا ارتش را حفظ کند و ارتش را در راستای تصمیم سیاسی سیاست‌سازان نگهدارد.

 

3- دستگاه‌های اطلاعاتی – امنیتی

▪️ پس از کودتای 32، موساد، سیا و اینتلیجنس سرویس، طرح تشکیل ساواک را هم طراحی و هم آن را ایجاد نمودند و تا انقلاب  1357 با آن همکاری تنگاتنگ داشتند. مسئولان ساواک در این کشورها- مخصوصاً اسرائیل و انگلیس- دوره‌های لازم را می‌دیدند و حتی ساواک برای رصد کردن کشورهای عربی- اردن،‌ عربستان، مصر، شیخ‌نشین‌ها- در ایران پایگاه‌های ویژه داشت. مشروح این همکاری را می‌توان در بازجویی‌های حسین فردوست- دوست صمیمی شاه که پس از ناامید شدن از نجات شاه با انقلابیون همکاری می‌کرد- خواند.

 

🔻 در سال 1338 که شاه به دیدار ملکه انگلیس رفته بود، او به شاه توصیه کرد که «دفتر ویژه اطلاعات» تأسیس کنید تا همه اطلاعات روزانه را برای شما خلاصه کنند. حسین فردوست با دیدن آموزش‌های لازم در انگلستان تا انقلاب، این مسئولیت را بر عهده داشت. در همان ملاقات، ملکه به شاه گفت که به دلیل شرایط جغرافیایی ایران و همسایگی با شوروی، شبکه‌ جاسوسی مخفی به نام «شبکه بی‌سیم» باید تشکیل شود که فقط MI6 ، موساد و سیا و رکن 2 ارتش ایران از آن خبر خواهند داشت و مرکز آن در قبرس خواهد بود و توسط بی‌سیم اطلاعات روزانه از شهرهای همجوار شوروی به این مرکز مخابره خواهند کرد.کلّیه سوابق این شبکه در ایران را چند ماه قبل از انقلاب، مسئول MI6 از ایران خارج می‌کند و هیچ سابقه‌ای از آن وجود ندارد.

 

۴- اصلاحات ضدانگیزه‌ای

▪️ آیا «انقلاب شاه و مردم» یا «انقلاب سفید»، ابتکار شاه بود یا ابتکار دستگاه حزب دموکرات آمریکا؟ چیزی که در ده کشور وابسته به آمریکا، از جمله در فیلیپین و کره جنوبی و ترکیه و... هم اجرا شد. البته به این معنی نیست که در این اصلاحات موارد مثبت نبود، بحث سر این است که استعمار مدرن در ایران چگونه عمل می‌کرد و مصدق چگونه می‌خواست عمل کند؟

 

🔻 از سال 1355 آمریکایی‌ها شروع به انتقاد از شاه. کردند وزیر انرژی آمریکا (سایمون) شاه را «خُل» نامید. یکی از کمیسیون‌های سنای آمریکا در یک طرح تحقیقاتی، ادامه‌ی حکومت شاه را خطرناک ارزیابی کرد که شاه به علت فساد گسترده در دستگاه حکومتی و ضعف مدیریت، نمی‌تواند رادیکالیسم جامعه را کنترل کند و باید فکری کرد. آینده ایران باید تغییر کند.

 

▪️ در همان سال 1355 آمریکایی‌ها با شخصیت برجسته‌ی جبهه ملی و نهضت مقاومت، حضرت آیت الله سیدرضا زنجانی، تماس گرفتند و گفتند که می‌خواهیم شاه را عوض کنیم. حکومت را به کی واگذار کنیم؟ موقعی که ایشان گفت که هنوز اعضای جبهه ملی و شاگردان دکتر مصدق هستند، به آن‌ها واگذار کنید. آمریکایی‌ها گفتند خیر! به افراد ضد کمونیست واگذار می‌کنیم که جلوی عدالت اقتصادی- اجتماعی را بگیرند. سوسیالیسم نباشد. از دی ماه 56 تا بهمن ماه 57 ، این آمریکایی‌ها بودند که مسایل ایران را دقیق، روزانه و گسترده رصد می‌کردند و سفرای آمریکا و انگلیس مرتب با شاه ملاقات و روحیات او را ارزیابی می‌کردند و توصیه‌های خود را به او می‌دادند. گاهی در این توصیه‌ها ناهماهنگی هم بود. برژینسکی – راکفلر می‌گفتند: بکش! وزارت خارجه می‌گفت: نه، آرام باش، حقوق بشر و آزادی‌ها را مراعات کن و... و بالاخره هم در گوادلوپ، تصمیم گرفتند که «شاه باید برود»!

 

5- گفتار آیت الله خمینی

🔻 آیت الله خمینی از 1341، گفتمان ضد آمریکایی، ضد اسرائیلی و ضد استبدادی را شروع کرد. از دی ماه 1356 که جنبش مردم شروع شد در تبلیغات روحانیون طرفدار ایشان، این گفتمان تکرار می‌شد. در موقعی که جنبش اعتراضی به جنبش انقلابی تبدیل شد، یعنی بهار 1357، مواضع ضد آمریکایی (ضد استعماری) هم تشدید شد. مذاکرات تهران و نوفل لوشاتو هم با آمریکایی‌ها به این منظور که انتقال قدرت مسالمت‌آمیز باشد در جریان بود و این هم حکایت از نفوذ آمریکا داشت.

 

✅ نتیجه‌گیری

 

▪️ تمامی شواهد و قرائن و اسناد و مدارک که پس از 43، به فراوانی منتشر شده‌اند و سلطنت‌طلبان منصف هم به آن اقرار دارند حکایت از نفوذ استعمار در نهاد پادشاهی ایران از 1299 تا 1357 دارد. آن وقت نمی‌توان نتیجه گرفت که انقلاب 1357، ضد استعماری هم بود؟

 

 

#انقلاب_1357

#حسین_رفیعی

#وجه_ضداستعماری_انقلاب_

افشای یک دروغ آقای کیهان درباره ی خاتمی و هاشمی

  حسین شریعتمداری

در حالی که رسانه های دست چندم اصولگرایان به ادعای این که نقل قولی از ویکی لیکس کرده اند، هاشمی و خاتمی را مشوق تحریم ها علیه ایران متهم کرده اند، بررسی اسناد ویکی لیکس دروغ بودن این ادعا را ثابت می کند. شنبه شب نیز حسین شریعتمداری، مدیر مسوول تندروی روزنامه ی کیهان این ادعاها را در صداوسیما تکرار کرد.

به گزارش انصاف نیوز، یک کاربر شبکه های اجتماعی که این بررسی را انجام داده، در این باره با تندی می نویسد: «وقتی یک مشت بی سواد (به معنی واقعی کلمه)، رسانه داشته باشند همین می شود. بخشی از متن که اینها عکس آن را منتشر کرده اند، خلاصه ی سند است که در آن اصلا به این مواردی که گفتند اشاره نشده است.

شایعه ی منتشر شده از سوی تندروها به این قرار است:

«سند دیگری از خیانت سران فتنه به ملت ایران: خاتمی و هاشمی در تماس با سفیر اتریش در ایران از وی خواستند تا در موضوع حقوق بشر و انتخابات، اروپا به ایران فشار و تحریم هایی جدید وارد کند. (۲۰۰۹)»

اما اصل بخش مربوط به هاشمی رفسنجانی به همراه  توضیح آن کاربر فضی مجازی که در اختیار انصاف نیوز قرار گرفته، در پی می آید:

«رفسنجانی درباره ی اینکه از دیدگاه او حکومت ایران چطور می تواند تکامل پیدا کند نیز بحث کرد، با این استدلال که تغییر باید از داخل ایران بیاید و مداخله ی خارجی ها در اکثر موارد پذیرفتنی نیست. با این حال، رفسنجانی باور داشت بهترین کمک ممکن از سمت خارجی ها این است که بگویند انتخابات منصفانه نبوده و به نقض های حقوق بشری که در پس آن آمد اشاره کنند، هرچند درباره ی اینکه به نظر وی اثرات چنین بیاناتی چه خواهد بود با جزئیات صحبت نکرد».

در این سند آمده که به طور عمده درباره ی همکاری های اقتصادی، که تمرکز اصلی رفسنجانی بوده صحبت کردند، و اینکه ۱۰ الی ۱۵ ناظر از بخش های مختلف حکومت ایران در جلسه حضور داشتند. از بحث پیرامون انتخابات و مساله ی هسته ای هم دوری کردند. رفسنجانی نسبت به همکاری در زمینه ی انرژی های غیر هسته ای ابراز علاقه کرده و سوالات پرجزئیاتی درباره ی انرژی باد پرسیده از سفیر و او هم گفته می توانیم کمک کنیم.

اصلا تماسی در کار نبوده! دیدار بوده. جفت دیدارها داخل ایران آن هم در زمانی که طرف سفیر بوده انجام شده، که مخفی نبوده. این سند از این بابت محرمانه است که از دفتر سازمان ملل به آزانس بین المللی انرژی اتمی فرستاده شده. (توضیحات سفیر اتریش درباره ی فضای تهران بعد انتخاباته)

در دیدارش با خاتمی، خاتمی به طرف گفته با توجه به فضای بعد انتخابات، صحبت سیاسی نباید بکنیم.

فشار! تحریم! خیانت! اصلا یک کلمه از اروپا در متن نیست!

کنایه به پیام نوروزی زییسی با هشتک دولت خلیل

برترین‌ها: محمد مهاجری، فعال سیاسی اصولگرا به پیام نوروزی رئیسی واکنش تندی نشان داد و از وی انتقاد کرد.

164777747046258700

مهاجری در توئیتر خود با کنایه خطاب به رئیسی نوشت:

اگر اکثرحرف‌هایی که در پیام نوروزی درباره ‎اقتصاد گفتید، نمی‌دانید غلط است و بیان می‌کنید وای بر ما و اگر می‌دانید که ... باز هم وای بر ما!

222

  •  

نوروز و حاجی‌فیروز از منظر پیوند با اسطورۀ سیاوش

  عصر ایران؛ رضا شاه‌ملکی - در آستانۀ تحویل سال 1401 خورشیدی که این بار و برای نخستین بار در زندگی قریب به اتفاق ما هم سال، نو می‌شود و هم سده ‌(نخستین سال قرن جدید هجری خورشید) انتشار گفت‌و‌گویی متفاوت که ما را به اسطوره هایی در سده ها پیش پیوند زند مناسبت دارد.

     گفت‌و‌گویی با خانم دکتر مهری ادریسی عضو هیأت علمی دانشگاه در رشته تاریخ و نویسنده کتاب‌هایی چون‌: «تاریخ سیاسی‌، اجتماعی ایران در دوره افشاریه و زندیه» و نیز «تمدن و فرھنگ صفوی» که با لطف بسیار نتیجه پژوهش‌ها و مقالات ارزش‌مند خویش را در اختیار ما گذاردند. خواندن این گفت و گو برای به دوست‌داران اسطوره‌های کهن ایرانی در آغاز سال نو حاوی آگاهی‌های ارزشمند و بدیعی است که با نگاهی متفاوت و تاریخی مطرح شده است:

                                                              **********************

   سیاوش پسر کاووس، پادشاه ایران، بود. کاووس سیاوش را درکودکی به رستم دستان - جهان پهلوان- سپرد تا او را به سیستانَ برد و بپرورد و آیین آزادگی و جنگ و شکار را بیاموزاند.

   رستم، پس از هفت سال، سیاوش را -که در رزم و بزم سرآمد همه و شاهزاده‌ای خردمند و پهلوانی تمام شده بود- به درگاه کاووس باز‌آورد‌.

   سودابه، همسر کاووس، شیفتۀ سیاوش شد؛ آخر درجهان خوب‌روتر از سیاوش نبود . اما سیاوش عشق شاه‌بانو را نپذیرفت و تمهیدات سودابه برای به چنگ‌آوردن وی بی‌ثمر ماند؛ زیرا سیاوش، علاوه بر مظهر کمال جسم، مظهر پاکی روح نیز بود.

  سودابه، از ترس رسوایی، به شاه‌زاده تهمت زد و کاووس، با آن‌که می‌دانست سیاوش گناهی ندارد، سرانجام به اصرار زن پذیرفت سیاوش، برای اثبات بی‌گناهی خود، بنا به آیین، از آتش بگذرد. زیرا آتش هم پاک‌کننده است و  هم در پاکان نمی‌گیرد.

   سیاوش پذیرفت و در انبوه آتش رفت و بی‌زیان از سوی دیگر درآمد و  به‌همین ترتیب، گناه سودابه مسلم شد. کاووس به ناچار، خواست او را بکشد؛ ولی سیاوش می‌دانست پدر روزی پشیمان خواهد شد، پس خود میانجی شد و از کاووس خواست از خون سودابه بگذرد‌.

 

در این میان، افراسیاب، پادشاه توران، به ایران تاخت. سیاوش از پدر خواست او را به جنگ دشمن بفرستد؛ چون به این ترتیب هم از چنگ سودابه و هم از دست پدر رهایی می‌یافت. کاووس پذیرفت. سیاوش، به عنوان سرکردۀ سپاه به همراهی رستم، به میدان رفت؛ جنگید و بلخ را گرفت، تورانیان گریختند، سیاوش از شاه فرمان پیش‌روی به آن سوی جیحون خواست، کاووس او را امر به ماندن کرد تا افراسیاب بیاید.

  افراسیاب در حال گردآوری سپاه، خوابی هول‌ناک دید؛ ترسید، صلح کرد و برای وفای به پیمان، به ارادۀ سیاوش، صد تن از کسان خود را گروگان داد و با سیاوش پیمان بست. اما کاووس هوسی دیگر کرد و به سیاوش پیام فرستاد گروگان‌ها را بفرست تا بکشم و خود به سرزمین توران بتاز و پیمان را بشکن. سیاوش نپذیرفت و چون بازگشت او به ایران محال بود، از افراسیاب راهی خواست تا از توران بگذرد.

  به راه‌نمایی پیران، سپاه‌سالار و وزیر خردمند و خوب‌دل افراسیاب، سیاوش در توران ماند. افراسیاب پدروار سیاوش را دوست می‌داشت. دختر خود - فرنگیس- و سرزمینی را به او داد و در توران، «گنگ‌دژ» و «سیاوش‌گرد» را ساخت. او شهریاری  کام‌روا بود.

  گرسیوز، برادر حسود افراسیاب، که می‌پنداشت با وجود سیاوش دیگر کسی او را به چیزی نمی‌گیرد، با دروغ و بدگویی، افراسیاب و سیاوش را نسبت به هم بدگمان کرد.

  سرانجام، افراسیاب سیاوش را کشت؛ اما با وساطت پیران از کشتن همسر او، فرنگیس، درگذشت. پس از چندی، کیخسرو از فرنگیس زاده شد. پیران، کیخسرو را به شبانان سپرد تا از دربار و پادشاه دور و در امان باشد؛ زیرا افراسیاب می‌ترسید فرزند سیاوش، به خون‌خواهی پدر، او را بکشد.

  خبر کشتن سیاوش که به ایران رسید، رستم، به تلافی، سودابه را کشت و به توران تاخت و چند سال در آن دیار به غارت و کشتن و سوختن پرداخت.

   سپس به زابلستان بازگشت. پس از آن، افراسیاب به ایران تاخت و هفت سال در این کشور خشکی و ویرانی بود؛ تا آنکه گودرز، پهلوان ایرانی، ایزد سروش را به خواب دید که به وی گفت فرزندت گیو را به جست‌و‌جوی کیخسرو به توران بفرست. رهایی کشور از قحط و ستم افراسیاب، تنها با آمدن او بازبسته است.

  گیو هفت سال در پی کیخسرو بود تا او را یافت. آنگاه، همراه با فرنگیس و به یاری اسب و زرهی که سیاوش برای کیخسرو و گیو بر جای نهاده بود ، جنگ‌کنان از توران گریختند و به ایران رسیدند.

  پس کیخسرو نزد کاووس رفت وـ به ترتیبی که در شاهنامه آمده ـ از دست کاووس حکم پادشاهی ایران را دریافت کرد. در دوران پادشاهی او، به کین سیاوش، بزرگ‌ترین جنگ‌های ایران و توران درگرفت.

  جنگ‌های نهایی را او خود هدایت می‌کرد. سرانجام، تورانیان مغلوب و افراسیاب و گرسیوز اسیر و کشته شدند. کیخسرو 60 سال به عدل و داد سلطنت کرد.

ادامه نوشته