گشت ارشاد؛ غایبِ تبلیغاتِ هفتۀ نیروی انتظامی

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- امروز آخرین روز از هفتۀ نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است. 17 تا 23 مهر به عنوان هفتۀ نیروی انتظامی یا پلیس نام گذاری و برای امسال شعار «پلیس هوش‌مند، امنیت پایدار» انتخاب شده است.

  امنیت، از آن مقولات است که تا نباشد، قدر دانسته نمی شود و خود اول بار مفهوم امنیت را در سفر 12 سال پیش به هرات افغانستان دریافتم که بیم داشتیم پیاده در خیابان قدم بزنیم و از مرز دوغارون که گذشتیم و وارد خاک ایران شدیم حس دیگری داشتیم. از این رو هر تلاشی برای یادآوری امنیت و کوشندگان آن ستودنی است اما این نوشته درصدد بیان نکته ای دیگر هم هست.

  در هفتۀ نیروی انتظامی امسال با شعار کلی « پلیس هوش مند، امنیت پایدار» شعارهای روزشمار هفته از شنبه هفدهم تا امروز جمعه بیست و سوم مهرماه هم این گونه اعلام شده بود:

  «شنبه: پلیس مقتدر، قانون‌مدار و امین مردم/ یک شنبه: پلیس هوش‌مند، مشارکت عمومی و انضباط اجتماعی/ دوشنبه: پلیس خدمت‌گزار، سرباز فداکار و امنیت پایدار/ سه شنبه: پلیس و امنیت اقتصادی/ چهارشنبه: پلیس و آموزش همگانی/ پج شنبه: پلیس، مرزبانی و تلاش جهادی و سرانجام جمعه: پلیس و حفظ ارزش‌ها و جامعۀ ایمانی».

  به همین مناسبت بنرهای متعددی نیز درسطح شهر نصب شده تا مردم بیش از پیش با زحمات و خدمات و نقش پلیس آشنا شوند.

طبعاً در این تصاویر به زمینه های مختلف فعالیت نیروی انتظامی و آنچه در قالب 7 شعار پیش گفته نقل شده اشاره و دربارۀ آنها تبلیغ شده است.

 در این میان اما هیچ خبری از تبلیغ و شعار دربارۀ «گشت ارشاد» نیست. در حالی که درست در همین روزها افکار عمومی متأثر از تصاویر آزار دهندۀ نوع برخورد چند مأمور زن برای سوار کردن اجباری چند دختر جوان در وَنِ نیروی انتظامی (دستگیری بدون حکم قضایی) است به این جرم که فرم مورد نظر پلیس را در لباس رعایت نکرده‌اند.

گشت ارشاد؛ غایبِ تبلیغاتِ هفتۀ نیروی انتظامی

به این بهانه می توان پرسید اگر فعالیت گشت ارشاد و این رفتارها که موجب چندش و انزجار مردم می شود موجب افتخار است چرا تصاویر آن را در سطح شهر نصب نمی کنید یا در تلویزیون های شهری در ابعاد بزرگ پخش نمی کنند و به آن نمی بالند؟ اگر هم نیست چرا این کارها که آرامش روانی مردم را بر هم می زند متوقف نمی شود؟ حیف نیست که فعالیت نیروهای زحمت کش پلیس در ایجاد امنیت و مقابله با دزدان و قاچاق چبان و جیب بران و سلب کنندگان امنیت عمومی تحت الشعاع این بخش قرار گیرد که فقط نفرت تولید می کند و واژۀ ارشاد را که روزی یادآور حسینیۀ ارشاد و دکتر علی شریعتی و وزارت ارشاد بود به کتک کاری بر سر نوع لباس و پوشش تقلیل داده است؟

  اگر گشت ارشاد کار خوبی می‌کند که دختر 20 ساله را که سرخوش و شاد از کوه برگشته به زور سوار ون می‌کند و به خیابان وزرا می‌برد و احتمالا ساعاتی در کنار زنان بدنام قرار می‌دهد اعلام کنید و به این خدمات ویژه که هیچ جا دنیا وجود ندارد مگر آن که طالبان در افغانستان دوباره راه بیندازد ببالید و یک روز از از روزهای هفته را هم به نام گشت ارشاد می‌گذاشتید و اگر کار بدی است و بد هم نباشد ضایع است چرا تصویر پلیس در ذهن مردم یا دست کم بخشی از نسل جوان مخدوش و برای تلویزیون «من و تو» خوراک تصویری تهیه شود؟

ادامه نوشته

ابوالحسن بنی صدر؛ فراز و فرود اولین رییس جمهوری ایران

عصر ایران؛ مهرداد خدیر -با درگذشت ابوالحسن بنی صدر اولین رییس جمهوری ایران، از 15 عضو اصلی و اولیه شورای انقلاب اسلامی، تنها دو تن باقی مانده اند. اولی آیت الله خامنه ای که پس از امام خمینی، بر جایگاه عالی رهبری نشسته اند و دیگری عباس شیبانی که در قید حیات است اما سال هاست که به خاطر بیماری حضور و فعالیت سیاسی و اجتماعی ندارد.

اگر ابوالحسن بنی صدر تنها عضو شورای انقلاب بود و اکنون درگذشته بود یا دوره اول ریاست جمهوری را به صورت طبیعی سپری ساخته بود، نام او چنین در تاریخ حک نمی شد اما او اولین رییس جمهوری ایران پس از سقوط نظام پادشاهی بود که رویاروی رهبری انقلابی ایستاد که سال ها برای پیروزی آن کوشیده بود و با رأی مجلس اول که نمایندگان آن برآمده انتخاباتی دموکراتیک و رقابتی بودند، برافتاد و این همان نکته ای بود که بنی صدر طی 40 سال همواره از پرداختن به آن می پرهیخت و خود را چون دکتر محمد مصدق قربانی کودتا می پنداشت یا معرفی می کرد حال آن که 177 نماینده مجلس اول که چون او در انتخابات به پارلمان راه یافته بودند و قبل از اختراع نظارت استصوابی به عدم کفایت او رأی دادند و حکم عزل او را همان رهبری امضا کرد که حکم ریاست جمهوری او را امضا کرده بود.

 

ابوالحسن بنی صدر یکی از همراهان امام خمینی در پرواز انقلاب بود که صبح دوازدهم بهمن 1357 در فرودگاه مهرآباد به زمین نشست و اگرچه همه توجه ها به رهبری انقلاب بود اما سه چهره نزدیک به امام خمینی هم در کانون خبرها قرار گرفتند: ابوالحسن بنی صدر، ابراهیم یزدی و صادق قطب زاده و نزد برخی خبرنگاران نفر چهارم هم بود: حسن ابراهیم حبیبی ولی خیلی زود فاصله او از آن سه مشخص شد و ترجیح داد به روحانیت نزدیک شود.

 

از آن سه نفر، ابوالحسن بنی صدر هیچ سمت دولتی نپذیرفت و تنها عضو شورای انقلاب باقی ماند و ترجیح داد به سخن رانی و کار تبلیغی و فعالیت در قالب روزنامه انقلاب اسلامی بپردازد اگر چه نماینده تهران در مجلس بررسی نهایی قانون اساسی مشهور به خبرگان قانون اساسی شد اما مسؤولیت دولتی قبول نکرد تا دولت موقت استعفا کرد و شورای انقلاب عهده دار امور اجرایی در کنار قانون گذاری هم شد.

 

در پی آن بنی صدر که زیر بار وزارت نمی رفت هم وزیر اقتصاد و دارایی شد هم وزیر خارجه و چون دانست مشکل گروگان ها به زودی حل نمی شود ترجیح داد وزارت خارجه را به دیگری بسپارد و بدین ترتیب در سال 58 و پس از دکتر کریم سنجابی آن سه به ترتیب وزیر خارجه شدند: ابراهیم یزدی، ابوالحسن بنی صدر و صادق قطب زاده که در نشریات فکاهی منتسب به گروه های چپ، مثلث «بیق» خوانده می شدند ( سر واژه سه نام خانوادگی).

 

بنی صدر در دوران کوتاه وزارت اقتصاد، دست به سه اقدام زد که تصویر یک مدیر عمل گرا و مبتکر را از او ترسیم کرد که تا آن زمان متهم بود تنها حرف می زند و فن سخن وری می داند و می نویسد و اهل کار اجرایی نیست.

 

ادامه نوشته

فلات مرکزی در یک قدمی خالی شدن از سکنه

ایسنا: یک کارشناس ارشد حوزه منابع آبی گفت: ناکارآمدی بخش آب کشور، محصول تصمیم‌های شورای عالی آب بوده و همین موضوع فلات مرکزی را در یک قدمی خالی از سکنه شدن قرار داده است.

داریوش مختاری اظهار کرد: بر پایه صورت جلسه‌های منتشر شده شورای عالی آب کشور، از نخستین جلسه این شورا در ۱۲ آبان ۱۳۸۱ تا جلسه آخرین آن که در ۱۳ آبان ۱۳۹۸ بوده، این نهاد مهم و کلیدی ۴۰ جلسه رسمی را برگزار کرده و این جلسه‌ها، انبوهی از تصمیم‌های اجرایی در بخش آب کشور گرفته شده و اکنون که پیامد‌های این تصمیم‌ها آشکار شده است می‌بینیم که اساسا این تصمیم‌ها از مسیر کارشناسی لازم گذر نکرده بودند.

فلات مرکزی در یک قدمی خالی شدن از سکنه

وی با بیان اینکه پیش از آن، هرگونه تصمیم‌گیری در بخش آب کشور بر اساس قوانین بودجه سالیانه یا قانون‌های موضوعه مجلس بوده است، افزود: به طور معمول پیشنهاد یا الزام هرگونه اقدام اجرایی در قالب طرح (پیشنهادات کمیسیون‌های مجلس به صحن علنی) و لایحه (پیشنهاد مصوب هیات دولت به مجلس شورای اسلامی) به دولت سپرده می‌شد و دولت موظف بود از مسیر سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور مطالعات لازم را انجام دهد و مسئولیت نهایی تصمیم‌ها را بر عهده بگیرد.

مختاری افزود: پس از پایه گذاری شورای عالی آب در سال ۱۳۸۰، این فرایند برچیده شد و تصمیم‌های کلیدی در شورای عالی آب گرفته شدند و این تصمیم‌ها گاهی با گزارش‌های موردی و شتاب‌زده همراه بودند و گاهی تصمیم‌هایی بودند که به میزان کافی امکان مطالعات نیافتند. حضور یک نفر نماینده مجلس در شورای عالی آب به عنوان عضو ناظر، عملا نهاد قوه مقننه را از هر گونه استیضاح وزیر نیرو ذیل تصمیم‌های شورای عالی آب، رفع مسئولیت کرد. تشکیل این نهاد عملا خلاف اصل تفکیک قوا در قانون اساسی یعنی اصل ۵۷ و یک اشتباه آشکار بوده که ناکارآمدی فزاینده را در بخش آب کشور پدید آورده است.

این کارشناس ارشد حوزه منابع آبی تصریح کرد: فرونشست زمین در چند صد دشت کشور که به دنبال اجرای نمادین، شعاری، سطحی و ناقص طرح‌های بسیار مهم تعادل بخشی منابع آب زیرزمینی پدید آمدند و منازعات فزاینده آبی که به دنبال طرح‌های بدون مطالعه و غیرکارشناسی انتقال آب بین حوزه‌ای تشدید شدند و هم اکنون نیز اجرای طرح‌های پر سر و صدا و در همان حال با بازده بسیار اندک و پرخطر انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به فلات مرکزی، دامنه فزاینده‌ای از نگرانی‌ها را پدید آورده است که جغرافیای ایران را در یک قدمی یک مهاجرت چند ده میلیونی و نابودی آثار تاریخ و تمدن آن قرار داده است.

مختاری با بیان اینکه دست‌کم چند هزار مسجد و مکان‌های مذهبی تاریخی و چندصد هزار اثر تاریخی دیگر با معماری شگفت انگیز و بی همتا در یک قدمی تَرَک برداشتن ناشی از فرونشست زمین در شهر‌های تاریخی واقع در فلات مرکزی ایران هستند، گفت: هزاران پل و معبر تاریخی در آستانه ویرانی هستند. اختلال و آسیب به مناطق مسکونی و پروژه‌های عمرانی و راه سازی نوپا را نیز باید به این فهرست افزود. در همین حال همچنان شاهد تصمیم‌های غیرکارشناسی، متناقض، متضاد و شتاب زده شورای عالی آب هستیم. نهادی که می‌توان گفت اگر غیرقانونی نباشد، قطعا شبه قانونی و ناکارآمد است.

وی با بیان اینکه شک در مورد عملکرد شورای عالی آب از زمانی آغاز شد که بودجه سالانه برای بند‌های ۱۵ گانه طرح‌های تعادل بخشی به تدریج به عدد صفر نزدیک شد و در همان حال طرح‌های خطرناک و آسیب زا و بدون توجیه اقتصادی انتقال آب از خلیج فارس در بند‌های یکم و پنجم صورتجلسه سی و ششم به تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۷ به یکباره در دستور کار قرار گرفتند، اظهار کرد: تصمیم‌هایی که برخاسته از تجمیع ناکارآمد قدرت در متن یک نهاد موضوعه بخش آب کشور بوده است؛ وانگهی برچیده شدن این نهاد و بازگشت به همان فرایند معمول و معقول پیشین که در آن پاسخگویی خواستن از مجلس شورای اسلامی از عملکرد قوه مجریه الزامی است، مسیر آسیب‌زای فعلی را به مسیر مناسب‌تر آن باز می‌گرداند.

این کارشناس ارشد حوزه منابع آبی ادامه داد: در همان حال لازم است یک وحدت رویه در قوه مجریه در بخش آب، کشاورزی و منابع طبیعی پدید بیاید و هماهنگی لازم بین ده‌ها دستگاه اجرایی که وظایف تکراری فراوانی دارند و تضاد عملکرد پیدا کرده اند، پدید آید. به این ترتیب نیاز نخواهد شد که قوه مقننه از وظیفه اصلی‌اش در بخش آب بازبماند و کارآمدی و پاسخگویی بخش آب کشور از بین برود.

به گفته مختاری اکنون که فلات مرکزی در انبوهی از مخاطرات ناشی از بحران آب قرار گرفته است، قوه مقننه نمی‌تواند وزرای دوره‌های مختلف نیرو و جهاد کشاورزی را مورد پاسخگویی قرار دهد، زیرا از پیش، عملا قوه مقننه با معرفی یک نفر عضو ناظر، رفع مسئولیت از عملکرد خود کرده است.

یک حقوقدان به اظهارات اخیر معاون رئیسی درباره قبول داشتن نظریه «امام و امت» واکنش نشان داد

دیده بان ایران: یک حقوقدان به اظهارات اخیر معاون رئیسی درباره قبول داشتن نظریه «امام و امت» واکنش نشان داد.

معاونی که «ایران» را قبول ندارد در دولت چه می‌کند؟

سیدعلی مجتهدزاده با انتشار یادداشتی درباره اظهارات اخیر میثم لطیفی که گفته «ما با نظریه «دولت - ملت» مشکل داریم؛ نظریه ی مورد قبول ما «امام و امت» است!» نوشت:

* معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان استخدامی کشور گفته است: «بر خلاف الگوی غربی که حکمرانی را مبتنی بر Nation State تعریف می‌کند، علی‌المبنا ما با این مشکل داریم و مسئلۀ ما امام و امت است.» بهتر است نتیجه‌گیری نهایی بحث را همینجا اول کار مطرح کنم و بگویم در حالت عادی این فرد می‌بایست بلافاصله بعد از طرح این موضوع از کار برکنار می‌شد. زیرا معنای آنچه که آقای لطیفی گفته این است که ایشان مفهومی به نام «کشور ایران» را قبول ندارد. به صراحت باید بگوییم که حتی در میان اپوزیسیون برانداز، آنهایی که چنین نظری دارند در اقلیت و محدود به گروه‌های تجزیه طلب هستند. به عبارتی یعنی حرفی که ایشان زده حتی از زبان بخش بسیار زیادی از اپوزیسیون برانداز هم شنیده نمی‌شود.

* اما چرا او طبیعتا باید برکنار می‌شد؟ سخنان آقای لطیفی دو حالت بیشتر ندارد؛ اول اینکه اساسا درباره آنچه که گفته اشراف و اطلاع نداشته و از روی کم سوادی حرفی را زده است. خب مسلما کسی که در این سطح نازل و مبتدی درباره مفهوم حقوقی-سیاسی کلمه‌ای به نام «کشور» اطلاع نداشته باشد چطور شایسته جایگاه معاونت ریاست جمهوری و ریاست سازمان استخدامی کشور است؟

* حالت دوم این است که می‌دانسته چه می‌گوید. در این حالت هم کسی که اعتقادی به مفهوم «کشور» نداشته باشد چگونه می‌تواند معتقد به محتوای آن مفهوم، ازجمله مسائلی چون «قانون»، «ساختار اداری»، «مناسبات سیاسی» و نظیر اینها باشد؟ آقای لطیفی از چهره‌هایی است که اصرار دارند خود را با صفت «انقلابی» معرفی کنند، اما همان انقلاب هم در چارچوب یک مفهوم حقوقی-سیاسی-جغرافیایی به نام «کشور ایران» معنی می‌دهد.

* در واقع از این حیث «کشور» به مثابه یک ظرف است که بقیه موارد مانند قانون، ساختار اداری و حتی نظام سیاسی «مظروف» آن هستند و مشخص است که مظروف بدون ظرف معنی ندارد. به همین اعتبار کسی که می‌گوید «کشور» را قبول ندارم به طریق اولی محتوای آن و از جمله نظام سیاسی را هم قبول ندارد.

* با این توصیف از این پس هر روزی که ایشان در آن جایگاه عالی در دولت باشد باید به حال کشور و ملت ایران افسوس خورد. هر چند قابل پیش‌بینی است که آقای لطیفی و احتمالا برخی نزدیکانش به زودی مساله را به بی‌انصاف بودن منتقدین و غرض‌ورزی برخی مخالفان سیاسی و این دست چیزها نسبت دهند‌ و حتی طلبکار هم بشوند. اما واقعیت این است که حرف طرح شده همسو با برخی ایده‌های تجزیه طلبانه است و عدم واکنش آقای رئیسی به هیچ عنوان قابل توجیه نیست.

* خصوصا در شرایطی که دشمنان کشور ایران از چپ راست با هزینه کردن میلیاردها دلار در طول دهه‌های اخیر در پی خدشه به تمامیت ارضی کشور و زیر سوال بردن آن هستند. در این شرایط بازتاب یافتن صدای آنها در دولتی که خود را «انقلابی» هم می‌داند مایه تاسف بسیار است.

رحیم‌پور ازغدی؛ نشانی نادرست

 عصر ایران؛ مهرداد خدیر- «سیستم، لوس است وگرنه یقۀ رؤسای جمهوری سابق را می‌گرفت چون همه اپوزسیون شده‌اند.» این جمله را آقای حسن رحیم‌پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و از نظریه‌پردازان اصول گرایی و از تریبون‌داران رسانۀ رسمی گفته است.

  او البته به حسن روحانی، محمود احمدی‌نژاد و سید محمد خاتمی سه رییس جمهوری پیشین و در قید حیات و در حال اقامت در ایران بسنده نکرده و سراغ رفتگان - مهندس بازرگان نخست‌وزیر دولت موقت و  آیت‌الله منتظری رییس مجلس خبرگان قانون اساسی و قائم مقام رهبری در سه سال آخر حیات رهبر فقید انقلاب- هم رفته و یک انگ اپوزسیون بر همه نشانده و ابوالحسن بنی‌صدر اولین رییس جمهوری ایران را نیز از قلم نینداخته که 40 سال است در پاریس زندگی می‌کند و این یکی البته واقعا اپوزسیون است.

رحیم‌پور ازغدی؛ اپوزسیون کیست؟

  دربارۀ سخنان آقای رحیم‌پور ازغدی این نکات گفتنی است:

  1. این گزاره که همه رؤسای جمهوری پیشین، اپوزسیون (یا اپوزیسیون) شده‌اند چه معنی منطقی دربردارد جز این که اکثریت ملت، اپوزسیون شده است؟ چون مگر جز این است که آنان منتخب مردم بوده‌اند و مجموعا و به دفعات ده‌ها میلیون نفر به آنها رای داده‌اند؟ تازه آن هم پس از اعمال مکرر نظارت استصوابی و حذف پیاپی کاندیداها.

  2. چگونه مهندس بازرگان و آیت‌الله منتظری اپوزسیون شده بودند، در حالی که مقام معظم رهبری برای درگذشت هر دو پیام تسلیت فرستادند؟ یکی در سال 1373 و دیگری در اوج التهابات 1388. مگر ممکن است عالی‌ترین مقام سیاسی نظام، درگذشت رهبران اپوزسیون را تسلیت بگوید؟ البته که در قیاس با آرمان‌های انقلاب انتقاد داشتند اما نه اپوزسیون به معنی مورد نظر آقای رحیم‌پور که باید یقه‌شان را گرفت. (ضمن این که پس از بیان مواضع انتقادی، کم دچار مشکل نشدند و شاید بخشی از یقه‌گیری مورد نظر محقق شده باشد).

  3. گفته است «سیستم لوس است وگرنه یقۀ آنها را می‌گرفت». یعنی محدودیت‌های رسانه‌ای سید محمد خاتمی (که بنیان‌گذار جمهوری اسلامی از او به عنوان فرزند فاضل و متعهد و باتقوای خود یاد کرده و دو بار با 20 و 22 میلیون رای رییس جمهوری شد و از رهبری نیز سخن مستقیمی علیه او شنیده نشده) کافی نیست و یکی باید یقۀ او را در 77 سالگی بگیرد یا مانند آخرین نخست‌وزیر ایران و رییس دو دوره مجلس شورای اسلامی محصور می‌شد.

  موضوع حسن روحانی اما بامزه‌تر است. تا دوازدهم مرداد -یعنی همین دو سه ماه قبل- عالی‌ترین مقام رسمی کشور پس از رهبری بوده و بلافاصله یقه‌اش را بگیرند در حالی‌که یگانه حضور رسانه‌ای او در این دو سه ماه پیام تسلیت برای مرحوم حسن‌زادۀ آملی است و در لاک سکوت فرورفته یا یقه محمود احمدی‌نژاد را که به خاطر انتخابات منجر به تمدید ریاست جمهوری او کشور هشت ماه ملتهب بود.

  این همه علاقه به یقه‌گیری اما هیچ تناسبی ندارد با اصرار آقای ازغدی برای نمایش تصویری از خود که تلفیقی است از شریعتی و سروش و مطهری در سخن‌رانی‌های تلویزیونی.

  4. اگر بنا بر گریبان‌گیری باشد یکی باید از مدعیان تحول در دانشگاه‌ها که سال‌ها در شورای عالی انقلاب فرهنگی نشسته اند بپرسد تبدیل دانشگاه‌های ایران به دبیرستان و نزول کیفی آنها انقلاب فرهنگی است یا این که جامعۀ ایران به پول‌زده‌ترین مردم دنیا بدل شده و از بام تا شام همه درباره پول حرف می‌زنند، انقلاب فرهنگی است؟ این که مردم کتاب نمی‌خوانند و شاخص های فرهنگی به شدت نازل شده انقلاب فرهنگی است یا همین که جناب ایشان درباره عالم و آدم نظر می‌دهد کفایت می کند؟

  5. این که نام مرحوم هاشمی رفسنجانی را نیز در ردیف اپوزسیون آورده هم قابل‌تأمل است. چون بدین‌ترتیب می‌توان گفت اپوزسیون نظام در کنار بنیان‌گذار نظام آرمیده است. آیا منطقا چنین امری ممکن است؟

  آن هم در حالی که تا سال 84 هاشمی رفسنجانی سخن‌گوی نظام به حساب می‌آمد و پس از آن تا آخرین لحظه حیات، در مقام رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام رشتۀ ارتباط او با نظام و رهبری عالی نظام که دوست 50 ساله او بوده نگسست حتی وقتی هر دو فرزند او زندانی بودند. همه را در ردیف اپوزسیون قرار دادن، وزن اپوزسیون را بالا می‌برد نه اعتبار نظام را و این خطا از کسی سر می‌زند که از جانب نظام، سخن می‌گوید.

ادامه نوشته

آقای پناهیان! نبرید رونق مسلمانی

عصرایران؛ مصطفی داننده- اجازه بدهید همین اول داستان، تکلیف خود با علیرضا پناهیان منبری معروف تهران را معلوم کنم و خطاب به او بگویم، منبرهایت یادآور این حکایت سعدی است که :« گر تو قرآن بر این نمط خوانی/ ببری رونق مسلمانی»

این سخنران چندی است، روی منبر و البته از قاب تلویزیون و شبکه افق حرف‌هایی می‌زند که شاخ را روی سر آدمی سبز می‌کند.

تصور کنید چه خانواده‌هایی عزیزان خود را به خاطر کرونا ازدست داده‌اند و این منبری خطاب به امام زمان (عج)  در رابطه به کم رونق شدن هیات‌های مذهبی می‌گوید:« آقاجان یا امام زمان، شاید کرونا را شما فرستاده باشی تا ببینی کیا میرن؟»

 

از روز اول به ما یاد داد‌ه‌اند که ائمه اطهار، نماد مهربانی هستند و هیچگاه بد مردم را نمی‌خواهند. حالا چطور می‌شود یک روحانی با هزار ادعا خطاب به مردم می‌گوید این بیماری کار امام است؟ چرا روحانیون برجسته و علمای بلاد در مورد این سخنان موضع نمی‌گیرند و ذهن مردم را روشن نمی‌کنند که امام اهل اینگونه امتحان گرفتن‌ها، آنهم از انسان‌های بی‌گناه نیست.

بعد ما به جلسه عزاداری نمی‌رویم چرا حضرت امتحان خود را از باقی مردم جهان می‌گیرند؟ اگر حرف پناهیان راست باشد که نیست، فقط ما ایرانی‌ها باید مبتلا به این بلای عظیم می‌شدیم.

نمی‌دانم چرا برخی از منبری‌ها فکر می‌کنند می‌توانند با این حرف‌ها مخاطبان بیشتری جذب کنند. این درحالی است که این گونه سخنان مصداق دفع حداکثری است.

داستان اینجا تمام نمی‌شود. جناب‌شان از قاب تلویزیون می‌گوید:« میدوارم همانطور که علائمش موجود است، کل ماجرای کرونا یک سوءتفاهم بزرگ و ساخته‌ و پرداخته‌ی مدیران افکار عمومی جهان بوده باشد!»

یاللعجب! مردم دسته دسته به دیار باقی شتافتند و این آقا از سوءتفاهم بزرگ سخن به میان می‌آورد. بر پناهیان حرجی نیست اما چرا صداوسیما، سخنان او را پخش می‌کند و اعصاب مردم به ویژه آنهایی که داغدار عزیزان‌شان هستند، بهم می‌ریزد.

واقعا آیا شبکه افق و دیگر شبکه‌های تلویزیون دچار قحط الرجال هستند که آنتن خود را در اختیار منبری می‌گذارند که هرچه می‌گوید حاشیه است. چرا باید در حالی که مردم در حال عزاداری اربعین امام حسین هستند، یک روحانی از واکسن حرف بزند و از صداوسیما بخواهد چنبش‌های ضد واکسن جهان را پوشش دهد. آنهم در روزگاری که تنها راه نجات از مرگ و میر کرونایی واکسن است.

نکنید، خواهش می‌کنیم با اعصاب مردم بازی نکنید. بخشی از جامعه عزیزان خود را از دست داده‌اند و روا نیست با این حرف‌ها آنها را آزار دهیم. مردم به اندازه کافی مشکلات دارند و بهتر است با حرف‌های بی‌پایه و اساس، ذهن آنها را مخدوش و مشوش نکنیم.

سردار فدوی و کوانتوم با 10 نکته سیاسی و عرفانی

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- سخنان سردار علی فدوی جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دربارۀ «پیش‌گام بودن ایرانیان در علم فیزیک کوانتوم و سابقۀ این دانش در جوامع اسلامی و آثار دانشمندان مسلمان» واکنش‌های متفاوتی را برانگیخته و  اصل صحبت‌ها با انگیزه‌های مختلف در شبکه‌های اجتماعی بازنشر می‌شود.

سردار فدوی و کوانتوم با 10 نکته سیاسی و عرفانی

   مهم ترین عباراتی که این فرمانده ارشد با 40 سال سابقه حضور در سپاه از عضویت تا عالی ترین مناصب فرماندهی در برنامۀ تلویزیونی با موضوع «آخرین توان‌مندی‌های سپاه» گفته اینهاست:

  «ما سرمنشاء علم کوانتوم هستیم اما نمی‌شود اعلام کنیم. در عرصۀ کامپیوترهای کوانتومی هم جلودار هستیم. علم کوانتوم علمی بسیار قدیمی در جوامع اسلامی است. قریب به هزار سال پیش دانشمندان مسلمان در این باره صحبت کردند. ...دو سال پیش یک کنفرانس به مناسبت صدمین سال آغاز علم کوانتوم در نیویورک برگزار شد و دانشمندان ایرانی هم در آن شرکت داشتند. مقایسه مطالب عنوان شده در آن به عنوان آخرین یافته‌های کوانتوم با یک کتاب ابن‌عربی، فیلسوف و عارف مسلمان، نشان می‌دهد که عبارت‌های ابن‌عربی کامل‌تر از عبارت‌های دانشمندان اخیر است.»

  هر چند نمی‌دانم در آن کنفرانس چه گذشته و اصحاب فیزیک اگر اطلاع دارند جزییاتی از آن را منتشر کنند و اگرچه معمولا نسبت به سخنان فرماندهان ارشد سپاه محظورات (‌و نه محذورات به معنی بر‌حذر داشته شدن) و ملاحظاتی وجود دارد اما در این یادداشت در مقام خرق عادت 10 نکته را می‌آورم. چنان که گفته شد جنبۀ فیزیکی را به اهل فیزیک می‌سپارم اگرچه این 10 نکته هم متافیزیکی نیست:
   
  1. برخی رسانه‌های خارجی به بهانۀ این سخنان، ماجرای چند وقت قبل رونمایی از دستگاه مستعان 110 برای تشخیص ویروس کرونا را یادآور شده‌اند. اما این قیاس مع‌الفارق است چون آقای فدوی، دربارۀ پیشینۀ یک دانش یا آگاهی در ایران سخن گفته و مدعی ساخت یا استفاده از دستگاهی نشده است.

  2. برخی این سخنان را مصداق رواج «شبه علم» دانسته و نوشته‌اند:

  «به مطالبی که با استفاده از شکل استدلال، بحث و واژگان مشابه با مباحث تخصصی و به عنوان مطالعات علمی و ثابت‌شده ارائه می‌شوند اما در عمل روش‌شناسی علمی ندارند و به انتخاب گزینشی نتایج یا بیان اغراق‌آمیز متکی‌اند، شبه‌علم گفته می‌شود.»

  این تعریف از «شبه علم» البته درست است اما نسبت دادن رواج «شبه علم» به آنچه آقای فدوی گفته زیاده‌روی است. چرا که اساسا بحث علمی نکرده و تنها گفته ایرانیان و دانشمندان مسلمان به کوانتوم توجه داشته‌اند و سربسته گفته در سپاه هم به آن پرداخته شده ولی امکان معرفی پیش‌رفت‌ها نیست. حال آن که شبه‌علم، کاری بود که برخی برای مقابله با شیوع کرونا انجام می‌دادند و واکسیناسیون را از اساس فارغ از نوع و کشور سازنده واکسن نفی می‌کردند و استقبال فراوان از واکسیناسیون به جای دل خوش کردن به نسخه های شبه‌علم نشان می‌دهد جامعه آنها را پس زده است.

  3. یکی دیگر از محورهای نقد به این خاطر است که گفته می‌شود علم فیزیک به شکل امروزی 400 سال و شاخۀ کوانتوم هم تنها 120 سال قدمت دارد. (ماکس پلانک نظریه کوانتوم را در سال ۱۹۰۰، یعنی ۱۲۱ سال پیش مطرح کرد. پس از آن هم آلبرت اینشتین در سال ۱۹۰۵، یعنی ۱۱۷ سال پیش، از آن نظریه برای توضیح اثر فوتوالکتریک یا اثر هرتز استفاده کرد، پدیده‌ای که در آن برخی مواد در برابر تابش نور الکترون گسیل می‌کنند).

ادامه نوشته

پرلایک‌ترین توئیت‌های چهارشنبه ۳۱ شهریور

عصر ایران- پرلایک‌ترین توئیت‌های توئیتر فارسی در روز چهارشنبه ۳۱شهریور 1400 نشان می‌دهد که فضای توئیتر در آخرین روز شهریور تحت تاثیر مسائل سیاسی داخلی و خارجی و واکنش به سخنرانی اخیر علم الهدی قرار دارد. 

۷ توییت از ۲۰ توییت پرلایک ترین دیروز به دلایل مختلف از جمله سیاسی، جنسی یا منشوری بودن منتشر نشدند.

پرلایک‌ترین توئیت روز چهارشنبه توئیتر فارسی به کاربری به نام «alrez» اختصاص دارد که با انتشار عکسی از یک شفق قطبی در توئیتی با 10624 لایک نوشته است: دوستان عزیز هم اکنون شفق قطبی هم اکنون شفق شفق خداااا شاهده این توییت دیگه فیو نشه ناراحت میشم:/

 پرلایک‌ترین توئیت روز چهارشنبه توئیتر فارسی به کاربری به نام «alrez» اختصاص دارد که با انتشار عکسی از یک شفق قطبی در توئیتی با 10624 لایک نوشته است:
دوستان عزیز هم اکنون شفق قطبی 
هم اکنون شفق شفق
خداااا شاهده این توییت دیگه فیو نشه ناراحت میشم:/

«مهاجر» با انتشار چت اینستاگرامی خود، در توئیتی با 8069 لایک نوشته است: چجوری میشه پیام و دوطرفه پاک کرد؟؟؟ دی اکتیو کنم پاک میشه؟؟؟؟

 «مهاجر» با انتشار چت اینستاگرامی خود، در توئیتی با 8069 لایک نوشته است:
چجوری میشه پیام و دوطرفه پاک کرد؟؟؟
دی اکتیو کنم پاک میشه؟؟؟؟

«مهی» با انتشار این عکس، در توئیتی با 7379 لایک نوشته است: تبلیغ شرکت خدمات کفن و دفن: «واکسن نزنید»

«مهی» با انتشار این عکس، در توئیتی با 7379 لایک نوشته است:
تبلیغ شرکت خدمات کفن و دفن: 
«واکسن نزنید»

«خلافکار» در دومین توئیت روز خود با 5519 لایک نوشته است: امشب شام نداشتیم چون مادرم از ظهر [که]برنامه آشپزی نگاه کرده نرسیده درست کنه

«خلافکار» در دومین توئیت روز خود با 5519 لایک نوشته است:
امشب شام نداشتیم چون مادرم از ظهر [که]برنامه آشپزی نگاه کرده نرسیده درست کنه

عباس عبدی با انتشار تصویری که سخنان آیت الله طالقانی و علم‌الهدی را مقایسه می‌کند، در توئیتی با 4221 لایک نوشته است: این تصویر تفاوت ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۰ را به بهترین وجهی به تصویر کشیده است.

عباس عبدی با انتشار تصویری که سخنان آیت الله طالقانی و علم‌الهدی را مقایسه می‌کند، در توئیتی با 4221 لایک نوشته است:
این تصویر تفاوت ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۰ را به بهترین وجهی به تصویر کشیده است.

 

ادامه نوشته