سردار فدوی و کوانتوم با 10 نکته سیاسی و عرفانی

4. ماجرا را اما به شکل دیگری هم میتوان نگاه کرد و چنانکه از اشاره به «ابنعربی» برمیآید سردار فدوی قصد پیش کشیدن بحثی علمی به معنی تخصصی کلمه را نداشته و احتمالا با نگاهی عرفانی از «کوانتوم» یاد کرده است و اگر این یادداشت را مینویسم به خاطر همین تصور است چون با قدرت بیشتری که سپاه پاسداران خصوصاً پس از روی کار آمدن دولت آقای رییسی و حضور فرماندهان ارشد سابق و فعلی در مدیریتهای مختلف به دست آورده نگاه علمی و عرفانی ولو دقیق و کامل نباشد از نگرانی سیطرۀ نگاه نظامی میکاهد.
5. یکی از زیباترین و بهترین کتابها که داستان کوانتوم را به زبان ساده و بسیار شیرین و خواندنی شرح داده و خوشبختانه پارسال منتشر شد و بسیار هم با استقبال رو به رو شده «واقعیت ناپیدا»ست به قلم «کارلو رووِلی» که فیزیک را برای عموم عرضه میکند. (نشر فرهنگ نشرنو با برگردان علی خدادادی شاهی)
نمیدانم آقای فدوی این کتاب را خوانده یا نخوانده اما اگر خوانده و تحتتأثیر آن چنین سخنانی گفته قابلتأمل است چون آنگونه که از این کتاب برمیآید ماجرای کوانتوم، با نگاه صرفا ایدیولوژیک، نسبت و قرابتی ندارد:
«دراین رقص بیپایانِ اتمها نه انجامی هست نه کرانهای. ما انسانها نیز مانند مابقی طبیعت، جزئی از این رقص بیپایان هستیم. جزئی که نتیجۀ ترکیبی تصادفی است. طبیعت، همچنان به تجربه و آزمایش ترکیبها و فرمهای جدید ادامه میدهد و ما مانند حیوانات، نتیجۀ یک انتخاب تصادفی و بیانجامایم که در طول ادوار متمادی ساخته شده است. زندگی ما ترکیبی از اتمهاست. افکار ما از اتمهایی کوچک ساخته شده است. رؤیاهای ما محصول اتمهاست. امیدها و عواطف ما به زبانی متشکل از الفبای اتمها نوشته شده است.»
اگر دو کشف بزرگ فیزیک در قرن بیستم را «نسبیت عام» و « نظریۀ عام» بدانیم این کتاب روایتی است همهکسفهم دربارۀ این دو و لحن آن نه خشک و علمی که قصهواره و بسیار جذاب است و بعید است این کتاب را بخوانید و در پایان هر فصل به وجد نیایید و احساس نکنید ما جزئی از یک کل هستیم و وقتی میمیریم انگار کوزۀ آبی به دریا ریخته شده است و به تعبیر مولانا:
ما زدریاییم و دریا میرویم
6. اشارات قدمت این بحث در فرهنگ ایرانی را میتوان به عرفان و ادبیات ایران نسبت داد و آن شعر مشهور:
دل هر ذره را که بشکافی
آفتابیش در میان، بینی
که هر چند به "شکافت اتم" تعبیر شده اما کسانی که با نگاه صرفا علمی تحلیل میکنند معتقدند جنبههای شاعرانه را نمی توان به علم تعمیم داد.
شکسپیر هم در توصیف یک پری خیالی (ملکه مَب) او را سوار بر کالسکهای تصویر میکند که موجودانی به نام «اتمی» - به معنی بسیار ریز- او را میکِشند (میرانند). اما این ادبیات است و ادبیات با خیال نسبت دارد و وارد علم نمیکنند که با آزمایشگاه سر و کار دارد.
7. اصلا فرض کنیم سردار فدوی به همین جنبههای شاعرانه و ادبی و نه علمی نظر داشته است. آیا همین که از زبان یک مقام ارشد نظامی نه سخنان ایدیولوژیکِ هزاربار گفته شده - مانند آنچه در مصاحبه سردار کوثری شنیدیم- یا شعارهایی از جنس اقتدارگرایی که مطالبی با نگاه عرفانی شنیدیم جای خرسندی ندارد؟
8. راز ماجرا شاید این باشد که علی فدوی از نسل اول و اصطلاحاً از بچههای اولیه سپاه است که با رویکرد تمام فرهنگی وارد آن شدند و یادمان باشد اولین پوستر سپاه در سال 58 با زمینه سیاه با تصویری از امامخمینی ، طالقانی و شریعتی منتشر شد (با این عنوان: و ظلمتِ شب از این سه تَن بگریخت) و اگر در جبهه به شدت مجروح شد حین فیلمبرداری بود نه تیراندازی و عملیات نظامی و دوست نداشته تنها با سلاح شناخته شود. بعدتر هم که در نیروی دریایی سپاه مسؤولیت گرفته طبعا با امور فنی بیشتر آشنا شده است.
9. اگر میپرسید چه میخواهی بگویی؟ صریح و روشن توضیح میدهم:
در روزگاری که سرداران، مناصب مختلف اداری و اقتصادی و ورزشی و پارلمانی را مدیریت میکنند و در تحولات دو سال اخیر و یکدست شدن حاکمیت حالا از رییس مجلس شورای اسلامی تا معاون اقتصادی رییس جمهوری یا ریاست مناطق آزاد تجاری، از وزیران کشور و میراث و گردشگری تا راه وشهرسازی یا شماری از نمایندگان و رییس کمیتۀ تربیتبدنی مجلس و به تازگی هم مدیر عامل باشگاه استقلال همه از فرماندهان سپاه بودهاند، به نگاه ایرانی، علمی و عرفانی به جای نگاه نظامی بیشتر نیاز داریم و از این منظر جای خوشحالی است که از زبان مرد شمارۀ 2 سپاه دربارۀ کوانتوم و ابنعربی بشنویم.
10. اگر سردار فدوی میخواست دقیقتر سخن بگوید شاید بهتر بود در جایی که به ایران نسبت میدهد از کلمۀ «علم» استفاده نمیکرد و مثلا میگفت ما به دستاوردهای علوم جدید بیتوجه نیسیتم و یکی از آنها کوانتوم است که اگرچه به عنوان علم، جدید است اما روح آن به عرفان ما نزدیک است و در نگاه عرفانی ما قدمت و پیشینه دارد.
کوتاه این که:
کوانتوم به زبان ساده بر «ویژگی دانهای بودن جهان» تأکید دارد و این یعنی جهان، ساختاری سلسله مراتبی ندارد و این که عشقی عمیق به طبیعت در جریان است و ما جزئی از همین جهانایم و اجزای یک کل خارقالعاده.