شد جمهوری اسلامی به پا / که هم دین دهد هم دنیا به ما
6. دربرگههای رأی فرض بر تغییر «رژیم سابق» بود بنابراین گزینۀ نظام سلطنتی عملا منتفی بود. ضمن این که در برگه آمده بود «که قانون اساسی آن از تصویب ملت خواهد گذشت». از این رو برخی خرده گرفتند که مادام که قانون اساسی تصویب نشده مردم نمیدانند جمهوری اسلامی چیست و بعدتر و بر اساس قانون اساسی جدید باید رأی گرفته شود. آنان بعدها یادآور شدند در آن زمان بحث ولایت فقیه مطرح نبود و در پیشنویس قانوناساسی هم نیامده بود و در مجلس خبرگان که خود جانشین مجلس مؤسسان شد افزوده شد.
در این بحثها آنچه نادیده گرفته میشود اما کاریزما و نفوذ فوقالعاده و اسطورهوار شخص امام خمینی است که هر چه از تودههای مردم میخواست انجام میدادند و وقتی روشنفکران منتقد هم مجذوب آن شخصیت شده بودند عامه جای خود داشت. کاریزمایی چنان که از لایههای سنتی هم کسی یارای آن نداشت تا بگوید زنان حق رأی ندارند. (سخنی که مشروطه خواهِ آزادهای در اندازه و آوازۀ سید حسن مدرس هم کمتر از 60 سال قبل و در آغاز قرن با صدای بلند گفته بود).
جدای اینها تعبیر «تعرفۀ انتخاباتِ رفراندوم» در برگهها نشان میدهد چقدر در این زمینه بیتجربه و تازهکار بودیم. چرا که انتخابات با رفراندوم متفاوت است و دو مقولۀ جدایند.
7. نویسندۀ این سطور در روز 10 فروردین 1358 و در مدرسۀ راهنمایی مفید در بالای میدان انقلاب نورالدین کیانوری دبیرکل حزب تودۀ ایران را دید که به جمهوری اسلامی ایران رأی داد و روز بعد هم در روزنامهها خواندیم امیر عباس هویدا که 13 سال نخست وزیر بود و عبدالله ریاضی که 12 سال رییس مجلس شورای ملی و عباسعلی خلعتبری وزیر خارجۀ سابق نیز در زندان پای صندوق حاضر شدهاند. هویدا البته از اعلام رأی و این که آری انداخته یا نه خودداری کرد و مطابق تربیت اروپایی گفت «رأی، شخصی است» اما آن دو برگۀ آریِ خود را به خبرنگاران نشان دادند با این گمان شاید که نجات یابند. هر سه نفر کمتر از 10 روز بعد اعدام شدند.
8. آیتالله گلپایگانی از مراجع ثلاث قم، در پیام تبریک بعد از رفراندوم از جمهوری اسلامی به عنوان «ولایت فقها» نام برد ولی امام خمینی اشارهای به «ولایت فقیه» نکرد. بعدتر روشن شد که تلقی برخی مراجع این بوده که حکومت تحت نظارت فقیهان منتخب مراجع اراده میشود. ایدهای که در قالب شورای نگهبان بدون انتساب به مراجع و با حکم مستقیم رهبری اجرایی شد.
9. شاعر اولین سرود جمهوری اسلامی ایران*، ابوالقاسم حالت است که شهرت انقلابی و اسلامی نداشت و همین نشان میدهد انقلاب ایران تا چه حد مردمی بوده که اصراری بر قرائتهای ایدیولوژیک وجود نداشته که محتوای سرودی رسمی را به شاعر غیر ایدیولوژیک سپردند.
این سرود که تا سال 1371 رسمیت داشت و برنامههای صدا و سیما با آن شروع میشد به خاطر زمان بیش از یک دقیقه و فرود ناگهانی در میانه -که تصور پایان آن را در شنونده ایجاد می کرد کنار گذاشته شد اما مصراع اول آن در خاطرهها مانده است:
شد جمهوری اسلامی به پا
که هم دین دهد هم دنیا به ما
به زبان ساده و دور از تفسیر و تعبیر میتوان گفت: راز رأی 98 درصدی و انتظار مردم از جمهوری اسلامی ایران در همین چند کلمه نهفته است: «هم دین دهد هم دنیا به ما».
10. کارنامۀ جمهوری اسلامی ایران را باید در روز جمهوری اسلامی بررسید و در 22 بهمن باید به اهداف انقلاب پرداخت اما این دو با هم خلط شده است. درست است که جمهوری اسلامی مولود انقلاب اسلامی است و مهم ترین شعار انقلاب هم «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بوده اما انقلاب، بار تخریبی و براندازی دارد ( فرو ریختن ساختمانی به قصد بنا کردن بنای تازه) و جمهوری اسلامی و نظام، ماهیت تأسیسی (احداث بنای جدید).
نظریۀ استمرار انقلاب البته به مرور به گفتمان مسلط تبدیل شده و واژۀ "نظام" تحتالشعاع آن قرار گرفته است. هر چند با این هدف بوده که حکومت اسیر مناسبات جهانی و مقررات بوروکراتیک و اداری نشود و روحیۀ شورانگیز خود را حفظ کند اما سبب شده انتقاد به عملکردهای کسانی که بعضا در انقلاب نقشی نداشته اند به حساب اصل انقلاب گذاشته شود و رسانههای برانداز که مخالف اصل انقلاباند نیز میوههای خود را بچینند.
------------------------------
*متن کامل اولین سرود از این قرار بود:
شُد جمهوری اسلامی به پا
که هم دین دهد، هم دنیا به ما
از انقلابِ ایران، دِگر
کاخ ستم، گشته زیر و زِبَر
تصویر آیندۀ ما
نقشِ مرادِ ماست
نیروی پایندۀ ما
ایمان و اتحادِ ماست
یاریگرِ ما دستِ خداست
ما را در این نبرد، او رهنماست
در سایۀ قرآن، جاودان
پاینده بادا ایران
آزادی، چو گلها در خاکِ ما
شکفته شد از خونِ پاکِ ما
ایران، فرستد با این سرود
رزمندگانِ وطن را درود
آیینِ جمهوریِ ما
پشت و پناه ماست
سود سلحشوری ما
آزادی و رفاه ماست
شام سیاهِ سختی گذشت
خورشید بختِ ما تابنده گشت
در سایۀ قرآن، جاودان
پاینده بادا ایران