برای علیرضا و زهرا و همه دغدغه‌مندان دربند

دیدارنیوز: سال‌ها بود که باهم آشنا بودیم و دورادور سلام و علیکی باهم داشتیم، اما شروع رفاقتمان به پاییز ۸۷ باز می‌گشت آنجا که متن نگاشته ام با دغدغه مندی علیرضای نازنین و زهرای عزیز گره خورد و تکاپویشان برای آینده ایران و رهایی از تباهی پوپولیسم ضد توسعه، آنچنان شور و اترژی‌ای در وجود من و تعدادی دیگر از دوستان ایجاد کرد که در هنگامه کارزار انتخابات ۸۸، پاپس کشیدن و به کناری نشستن در برابر اینهمه انگیزه و شور، دیگر ممکن نبود.

یادم می‌آید که باز این علیرضا و زهرا بودند که در بهار ۹۲، سراسیمه و آشفته، به همراه جمعی از دوستان نازنین همراهشان، به سراغ این‌حقیر (و احتمالا تعدادی دیگر از دوستان) آمدند تا نگرانی و دغدغه مندیشان نسبت به آینده ایران با نگاه و کلامشان

ابراز کنند و با شور و شعف همیشگی اشان، امید به امکان تغییر و بهبود را به چشمان ناامید و بی فروغمان منتقل کنند و باز مارا " از نشستن باطل "حذر دهند؛ و همین دغدغه مندی، جدیت، صداقت و صلابت بود که باز در آن شب تابستان ۹۴، توان رد پیشنهادشان برای حضور فعالانه در عرصه احزاب را از ما ستاند.

وقتی هم در سال‌های اخیر، ناامیدانه و مستاصلانه از امتناع امر سیاسی و بی نتیجه بودن تلاش‌ها برای بهبود و تغییر اصلاح جویانه می‌گفتم، این علیرضا و زهرا بودند که دلسوزانه و دغدغه مندانه و خستگی ناپذیر، نهیبم می‌زدند که چنین نگویم و مرا به تلاش برای رسیدن به آینده‌ای بهتر بر مبنای آگاهی بخشی و ارتباط تشکیلاتی اصلاح جویانه تشویق می‌کردند.

خلاصه عرض کنم که در تمام این سال‌ها که افتخار رفاقت و همراهی با این نازنینان نصیبم شده، تکاپو و جدیت علیرضا و زهرا، یکی از مهمترین دلایل زنده ماندن انگیزه و امیدواری در وجود بنده و احتمالا جمع کثیری از دوستانمان برای پیگیری امر سیاست برای رسیدن به فردایی بهتر بوده که این تلاش صادقانه، مسالمت جویانه و مستمرشان برای سیاست ورزی اصلاح جویانه و تحول طلبانه، ما را از ناامیدی و سرخوردگی امان شرمنده می‌کرده است؛ و امروز نزدیک به ۳ ماه است که علیرضای عزیز و زهرای نازنین به همراه جمعی دیگر از دوستان همیشه همراهشان از جمله هدی و ویدا و بهاره و روح الله و حمیدرضا و ... بازهم احتمالا به جرم همین دغدغه مندی، احساس مسوولیت و تغییر خواهی مسالمت جویانه و پرهیز از بی تفاوتی و نا امیدی و استیصال، ناعادلانه در بازداشت به سر می‌برند و گویا هفته آینده موعد دادگاه تعدادی از ایشان تعیین شده برای محاکمه به جرم تکاپوی زندگی و آزادی و اعتراض به مرگ و اجبار.

شرمنده ام که در این هنگامه، نتوانسته ام کمک شایانی به این نازنینان در بند انجام دهم، اما به سهم خود شهادت می‌دهم به ایران دوستی و دلسوزی اشان برای سرنوشت ایران، شهادت می‌دهم به دغدغه مندی جدی اشان برای فردایی بهتر برای ایران و ایرانی. شهادت می‌دهم به اشک‌ها و بی تابی اشان برای حال و آینده فرزندان این سرزمین، گواهی می‌دهم به تکاپویشان برای عدالت، برابری، دموکراسی و توسعه و آزادی و قسم می‌خورم به تقیدشان به تغییر خواهی مسالمت جویانه و اصلاح طلبانه مبتنی بر خواست اکثریت و حفظ منافع ملی و تمامیت ارضی ایران عزیز برای گذار از این ملغمه ناکارآمدی و تباهی و فساد و بی قانونی ِضد توسعه و ضد دموکراسی و ضد عدالت که هر روز دارد ایران را نابود و ایرانی را به تباهی می‌کشاند. کاش لااقل قاضیان دادگاهشان، این صداقت و دغدغه مندی و احساس مسوولیت و مسالمت جویی و عدالت طلبی اشان را ارج نهند و بر این محنت بازداشت و زندانشان مهر باطل زنند. حق یارو یاورشان باد و حقیقت پناهشان.