در انتخابات سال 88 اما به صراحت از میرحسین موسوی و اعتراضات او حمایت کرد و چون پس از درگذشت آیت‌الله منتظری در آذرماه همان سال، رجوع مقلدان مرجع فقید به این مرجع محتمل‌تر از دیگر مراجع بود شیخ محمد یزدی که مراجع را تابع تشکیلات حوزه می‌خواست از اطلاعیۀ جامعۀ مدرسین هم فراتر رفت و گفت: « برخی آرای فقهی آقای صانعی، بدعت و خلاف قرآن است.»

  روحانیون سنتی بیش از هر موضوع دیگری در قبال زنان حساس‌اند و به نظر می‌رسید دربارۀ آقای صانعی هم این حساسیت موجب اعتراض شد چرا که او به حداقل 13 سال برای ازدواج دختران اعتقاد داشت و به منطق عقلانی احکام توجه می‌کرد و مثلا می‌گفت نیاز به اذن پدر برای ازدواج دختر به خاطر این است که دختر اغفال نشود و او را نفریبند نه آن که یک پزشک جراح 35 ساله که عقل و درک او مشخص است و دیگران جان خود را به دست او می‌سپارند برای ازدواج نیاز به اذن پدر داشته باشد و به عبارت دیگر منظورغایی مد نظر است نه ظاهر.

  با این حال جامعۀ مدرسین در همان دی ماه 88 و برای جلوگیری از گرایش دوستداران آقای منتظری به آقای صانعی در اطلاعیه‌ای تصریح کرد: «با توجه به پرسش‌های مکرر مؤمنان، جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم بر اساس تحقیقات به عمل آمده ایشان را فاقد ملاک‌های لازم برای تصدی مرجعیت می‌داند.»

  با این وصف، مرجعیت از نگاه جامعۀ مدرسین جایگاهی فروتر از جامعۀ مدرسین است هر چند که برخی معتقدند این گونه اطلاعیه‌ها را شخص محمد یزدی می‌نوشت و امضا می‌کرد ولی در این فقره خشم و غیظ و غضب خاص او مشاهده نمی‌شد تا با قطعیت بتوان گفت او نوشته است.

شهریور 99؛ بدا به حال کُره!

  در مرور سریع خبرهای شهریور ماه دو خبر دیگر هم قابل ذکر است: یکی درگذشت روح‌الله حسینیان از اصول‌گرایان شهره به پیشینۀ امنیتی و حمله به اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان که مشخص نشد به خاطر ابتلا به کرونا بوده یا به سبب سکتۀ قلبی.

شهریور 99؛ بدا به حال کُره!

  دیگری اما باز هم شاهکاری از مجلس انقلابی و سخنی از ابراهیم رضایی نماینده‌ای که کرۀ جنوبی را تهدید کرد اگر مطالبات 4 تا 7 میلیارد دلاری ایران را نپردازد نه تنها در ایران کالاهای کره‌ای را تحریم می‌کنیم که از نفوذ خود در کشورهای مسلمان استفاده می‌کنیم و از آنها هم می‌خواهیم محصولات کره‌ای (یعنی برندهای جهانی سامسونگ و ال جی و هیوندای) را تحریم کنند!

  خیلی‌ها یاد لطیفه‌ای افتادند که فتحعلی شاه قاجار پس از شکست‌های سنگین در دو جنگ ایران و روس مدام تهدید می‌کرد و جمعی در تأیید یا تشجیع و تشویق او می‌گفتند بدا به حال روس! در مجلس انقلابی اما هیچ‌کس نگفت بدا به حال کُره!