✍🏻حمیدرضا جلائی‌پور

🔹سید محمد خاتمی در نطق اینستاگرامی اخیر (https://t.me/emtedadnet/43448) خود بر چند نکته مهم تاکید کرد (مثل: ضرورت آشتی ملی؛ استفاده از همبستگی‌اجتماعی تقویت شده بخاطر مبارزه ملت و دولت ایران با کرونا؛ توجه به بیکار شدگان مشاغل کوچک و بیکاران غیررسمی در اثر شیوع ویروس کرونا؛ استفاده از همه ذخائر عمومی کشور برای کمک به آسیب‌دیدگان از کرونا، ضرورت آزادی زندانیان سیاسی؛ توصیه به نمایندگان منتخب مجلس یازدهم -که در تهران با کمتر از ۲۵ درصد از مشارکت مردم و در ایران با حدود چهل درصد انتخاب شدند- که نماینده مطالبات همه مردم باشید) اما یکی از نکات تشخیصی خاتمی نگرانی او از پیامدهای بی‌توجهی حاکمیت و بروز اعتراضات جمعی که می‌تواند به  «چرخه خشونت» در جامعه منجر شود، بود. 

🔹«چرخه خشونت» بدین معنا است که وقتی نارضایتی مردم در جامعه به حق است و تشدید می‌شود و افقی برای حل آن از سوی حاکمیت گشوده نمی‌شود، جامعه به تدریج ناامید شده و بخشی از مردم عصبانی می‌شوند و معمولا مردم آرام اعتراض می‌کنند ولی حاکمیت هم در خاورمیانه لغزنده «دستپاچه» می‌شود و دست به سرکوب می‌زند. لذا اعتراضات می‌تواند با خشونت همراه شود. 

🔹این «چرخه خشونت» در جامعه می‌تواند تکرار شود چنانچه که در حاشیه اعتراضات مردمی دیماه ۹۶ و آبان‌ماه ۹۸ همه شاهد آن بودیم-حداقل بیش از دویست‌وپنجاه نفر از شهروندان ایرانی جان خود را از دست دادند. این «چرخه» نه به نفع توسعه کشور است و نه به نفع مردم بیگناه معترض است و نه به نفع حاکمیت (که در شرایط جنگ روانی و اقتصادی است) هست. لذا ضروری است این «چرخه» درمان شود. 

🔹خاتمی برای عبور از این چرخه بر آشتی ملی و بر تغییر «سیاست‌های داخلی و خارجی حاکمیت»  تاکید کرد. لازمه سخن خاتمی این است که حاکمیت «تن به تغییر و اصلاحات» بدهد و چون حاکمیت چنین نمی‌کند عده‌ای از «سرنگونی طلبان» به خاتمی خرده می‌گیرند که چرا «افق گشایی» نمی‌کند! منظورشان از افق‌گشایی «تغییر رژیم» است. 

📌این سرنگونی‌طلبان فکر می‌کنند تغییر رژیم مثل کفش است که راحت بتوان تغییر داد و آن را عوض کرد! تغییر رژیم (حتی اگر مخالفان بتوانند چنین کاری را انجام دهند) فرایندی است که به ایران کنونی در منطقه لغزنده خاورمیانه آسیب می‌زند و ایران را با دوره‌ای از «بی‌دولتی» روبرو می‌کند. 

🔹به بیان دیگر این منتقدان سرنگونی‌طلب هنوز متوجه نشده‌اند که خاتمی یک «اصلاح‌طلب» است و او بصورت مدنی بجای اینکه «تملق حاکمیت» را بکند بر «اصلاح امور» تاکید می‌کند. خاتمی علاقمند به ساختن ایران است نه ویران کردن آن. او یک شخصیت شعاری نیست. کشور برای عبور از «چرخه هزینه‌زای خشونت» به «اصلاحات دائمی» نیاز دارد نه تغییرات بیگ‌بنگی. البته پس از حاکمیت، حاکمیتی که اصرار بر عدم تغییر سیاست‌ها دارد می‌توان به اصلاح‌طلبان هم نقد کرد که چرا مولفه‌های «گفتمانی و سازمانی» خود را تقویت نمی‌کنند تا حاکمیت بیشتر آماده برای تغییرات شود. 

🔹خود چیستی این مولفه‌های «گفتمانی و سازمانی» با جهت‌گیری «دموکراسی، عدالت و حفاظت از تمامیت و اقلیم ایران» می‌تواند موضوع گفت‌گو‌های حوزه عمومی ما باشد.