علیرضا محمدی زیوه

«امروز عصر، عصر اینترنت و دنیا، دنیای دیجیتال است.» این روزها جملاتی این چنین را به اشکال مختلف شنیده‌ و می‌شنویم. گسترش روز افزون اینترنت و ورود شبکه‌های مجازی به زندگی مردم، علاوه بر مزیت‌های خود معایبی هم به همراه داشته‌اند. معایب استفاده، یا حضور شبکه‌ها - و در کل دنیای مجازی - در زندگی مردم گاه مشکلات عمیقی را نمایان می‌کند. علاوه بر انتشار اخبار کذب و بدون منبع و تجاوز به حریم خصوصی افراد، تخریب و استهزای اقشار خاصی از جامعه یکی از مشکلات اساسی شبکه‌های مجازی است. در گذشته استهزاء و تخریب بیشتر محدود به قومیت‌ها بود، اما امروز ما علاوه بر آن، شاهد استهزاء بزرگان، مفاخر و البته به تازگی جامعه زنان نیز هستیم. راستی چرا زن‌ها را مسخره می‌کنیم و به آنان می‌خندیم؟ آیا باید از کنار این موضوع به سادگی گذشت و صِرف خنده‌دار بودن و خندیدن برای اهمیت ندادن به آن کفایت می‌کند؟
اگر بخواهیم به این پرسش‌ها پاسخ بگوییم باید کمی به گذشته بازگردیم و در لابه‌لای صفحات تاریخ، کنش‌های جامعه زنان را بررسی کنیم. هرچند زنان مدیران و مدبران حریم خانه بودند اما دست کم طی یکصد سال گذشته در اجتماع پا به‌ پای مردان جلو آمده و همین موضوع شاید یکی از دلایل اصلی عکس‌العمل‌های امروز باشد. ما با جمعی مواجه‌ایم که در گذشته حق رأی نداشته و در خانه نیز اگر مورد خطاب قرار می‌گرفت «ضعیفه» صدایش می‌کرده‌اند. حالا این جامعه پا به پای مردان رشد می‌کند و با گذشت روزگاران احساس می‌کند حتماً هم لازم نیست که در خانه مدیر و مدبر باشد و به همین دلیل برای حضور همه جانبه در اجتماع آماده می‌شود.
زنان  با حضور در اجتماع خود را اثبات می‌کنند ولی فراموششان می‌شود که با رقیبی بس بزرگ روبه‌رو هستند. این رقیب مردانی‌اند که قرن‌ها در جامعه یکه تازی کرده‌اند و حالا وجود جنس مخالف را در کنار خود طاقت نمی‌آورند. پس برای تخریب آنان قدم پیش می‌گذارند و با بروز کوچکترین لغزشی در رفتارهای اجتماعی زنان، آنان را به سخره می‌گیرند. و اینجاست که شبکه‌های اجتماعی نیز به کمک آمده و بدون کمترین محدودیتی آنان را در تخریب جامعه زنان یاری می‌رساند. زنانی که مهم‌ترین وظیفه‌شان تربیت نسلی سالم و پویا - اعم از مردان و زنان - برای بقای جامعه است.