آن قدیم ندیم‌ها، شخصی وارد بازار شد و افسار الاغش را به نرده‌ای بست و وارد مغازه‌ای شد. وقتی بازگشت الاغش را دزدیده بودند.

یکی گفت؛ چرا الاغت را به نرده بستی؟

دیگری گفت؛ چرا افسارش را محکم نبستی؟...

و صاحب الاغ گفت؛ یعنی همه تقصیرها به گردن من است و آقای دزد هیچ تقصیری ندارد؟!