دزد بی گناه
آن قدیم ندیمها، شخصی وارد بازار شد و افسار الاغش را به نردهای بست و وارد مغازهای شد. وقتی بازگشت الاغش را دزدیده بودند.
یکی گفت؛ چرا الاغت را به نرده بستی؟
دیگری گفت؛ چرا افسارش را محکم نبستی؟...
و صاحب الاغ گفت؛ یعنی همه تقصیرها به گردن من است و آقای دزد هیچ تقصیری ندارد؟!
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۵ ساعت 9:53 توسط جوزقی
|